۶ پاسخ

حسابی مسغولش کردم😜

تصویر

ماام از این اسباب بازی داریم همشو پاره کرده😭😭خیلی لجبازه و مدام گریه میکنه

صبح کلاس داشتم بعد هم رفتیم کار بانکی داشتم انجام دادم با همسر
دیگه اومدیم خونه 😄شیر موز بستنی درست کردم ، ناهار خوردیم
الان هم پسرمو خوابوندم خودمم نشستم درس میخونم تا یه ساعت دیگه پسرم بیدار بشه

ماشین کشیده برام🚖

تصویر

قهوه یزدی چ مدلیه عشقم؟

من از ظهر منتظرم پسرم بخوابه برم سر درسام هنوز که موفق نشدم شبم برقا قطع میشه دیگه نمیشه درس خوند😫

سوال های مرتبط

مامان نفس جانم مامان نفس جانم ۳ سالگی
من تا ۲۲سالگی یه سره درسخون و فعال جهادی بودم یه سالی بعد دانشگاه بیکار بودم رفتم کلاس خیاطی و بافتنی و اوقات فراغتم رفتم سراغ کتاب و رمان همه اش سرم گرم بود بعد ازدواج کردم و مدام تو گشتن و چرخیدن بودم تا عروسی گرفتیم
تا چند ماهی هم ذوق و رفت و آمد بعد زندگی مستقل
دیدم حوصله ام تو خونه سر می‌ره رفتم سر کار تا ۴سال بعدش که بچه دار شدم اصلا حوصله ام سر نمی رفت یه ذره اخم میکردم یا دلگیر میشدم شوهرم منو می‌برد رستوران مسافرت
خودم مدام میرفتم این ور و اونور
بعد عاشق کتاب خواندن بودم عضو کتابخانه عمومی بودم اینقدر سرگرم بودم که تو بیشتر دورهمی ها نبودم
بعدم که خدا بهم بچه داد اصلا نگم چه بارداری در شوق و ذوقی داشتم دائم در حال درست کردن کاردستی برای بچه بودم سیسمونی بچینیم خاطراتم رو همه ش نوشتم ذره ذره ش
بچه که دنیا اومد خیلی آروم و صبور و دل نشین
تا دو سالگی
بعد یکی دو تا مشکل مالی برامون پیش اومد بچه م هم عادت کرده بود من همبازیش باشم تا همین الان
یهو دیدم تمام مدت تو خونه هستم
شدم همبازی بچه
یا مریضه یا غذا نمیخوره یا پوشکش باید عوض بشه
هی گذشت و گذشت و بچه داری سخت تر شد از اون طرف شوهرم کمتر میومد خونه و بیشتر می رفت سر کار
من شدم بی حوصله و افسرده در حدی که می رفتم دکتر قرص می خوردم یه تایمی خیلی با بچه م لج کردم و چند بار زدمش یه بار جوری نگاهم کرد که به خودم گفتم نامردی اگه یه بار دیگه چپ نگاهش کنی و خودمو جمع و جور کردم و دوباره به زندگی م نظم دادم
ولی اینقدر فشار تنهایی بچه نگه داشتن و مسئولیت زندگی برام زیاده دلم میخواد یکی به دادم برسه
پنج ساله مسافرت درست حسابی نرفتتم
خسته م
انگار تلاش کردم مادر خوب و همسر خوبی باشم اما خودم حالم خوش نیست
مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
چندتا راه کار برای کمتر اشک ریختن بچه
سلام شب همگی بخیر ❤️
این چند روز همه مامان‌های که بچه ۳ سال دارن از بهونه و گریه بچه‌ها خسته شدن که حق هم دارن
راستش منم درگیر این چالش بودم
۱۰۰٪ بخاطر مشکلات اقتصادی و اخبار ها و چالش‌های زندگی خود مادر بیشتر به کمک نیاز داره اما باید در کنار حال خودش حال یه کوچولو دیگه هم خوب کنه🥺🫂

بخوام خیلی راحت بهتون بگم صبح خوب و ایده‌آل از خواب خوب شب میاد
تو این سن بچه ۱۲/۱۳ ساعت خواب مفید می‌خواد حتی ۱۰ ساعت ممکنه باعث بشه بچه در طول روز همش نق بزنه.

بعد خواب شب مهمترین کاری که باید انجام بدید بازی بازی بازی
شما قبل شروع صبحانه باید یه کار هیجان انگیز انجام بدید
چندتا کاری که من انجام میدم
❤️وقتی خواب با صدای آروم کتاب مورد علاقه‌شو میخونم و با نوازش بیدارش میکنم
❤️یه بازی داخل تخت انجام میدیم که فقط این بازی برای صبح داخل تخت و این بازی فقط مخصوص خودمون
❤️بهش پیشنهاد میدم امروز مامان باشه و برام صبحانه آماده کنه
❤️مهد یا پارک و خانه بازی حتما صبح داره

وقتی انرژی بچه صبح تا ظهر کمی تخلیه بشه در طول روز خیلی خیلی آرومتر
وحتما چندتا بازی فکری حتی شده یکی انجام میدیم که مغز بچه به چالش کشیده بشه و یکم انرژیش خالی بشه.