۲۶ پاسخ

واللع من کلا استراحت مطلق بودم فقط از در دیوارای خونه میتونم بگم😭😫

بدترین دوران کل بارداریم ویار شدید داشتم ۱۲ کیلو کم کردم 😓

وقتی صدای قلبشو شنیدم و انتظارهای که می‌کشیدم که برم سنو ببینمش اولین لگداش 🥺😍یه بارم شوهرم گفت فاطمه بیا یه پا بزار رو کمرم اومدم پامو گذاشتم وای سُر خوردم دوتا لنگام رفت هوا وایییی هم ترسیده بودم هم از خنده تو خودم جیش کردم😂😂😂

من بارداری خوبی داشتم مشکل خاصی هم نبود ولی ماهای آخر رحمم از درد میپوکید

خیلی ویار داشتم ب همه جییییی،ادکلن مایع شویندا ب خونه،ب غذاها،بستی ها همه شور بودن برام،از بو جوجه و جگر بکیر تاااااا هرجی ک فکر کنید،اماارزش داشت ک الان قلب خونه کنارمون خوابیده

من کلا خاطره خیلی بدی داشتم از ۴ ماهگی استراحت مطلق تا ۸ ماهگی

چقدر قشنگید چشم بد ازتون دور🥰

سخت ترین روزای زندگیم بود خیلیییی اذیت شدم سنگ صفرا فهمیدم دارم خدا میدونه چقدرر درد کشیدم اخرش از درد کیسه صفرام کیسه ابم پاره شد

ی هفته مونده به زایمانم خواهرشوهرمو بیمارستان بستری کردن، مادرشوهرمم شوهرمو برداشت با خودش برد بیمارستان ، خانوادگی رفتن کنار مریض موندن، چهار روز تمام حتی بهم زنگم نزد ببینه خوبم یا نه ، دو روز قبل زایمانم اومد خونه با کلی دعوا ک چرا تو حال منو نپرسیدی☹️

خاطره اینکه تا چندساعت قبل بستری شدن داشتم درس میدادم و میپریدم😂😂

عکستون قشنگه .پایدار باشید یه عمر قشنگم😘

اینم منی که با دست پا صورت ورم شدمم😁

تصویر

بهترین دوران بود نه ویار نه تهوع نه درد ...تا ۵ ماهگی هم به هیچکی نگفتم🤣🤣😍😍😍دلم تنگ شد خدایی عملمم عالی بود

وای من کل بارداری فقط بالا اوردم اصلا خاطره خوب از بارداریم یادم نمیاد😭

من از قبل مثبت شدن جواب ازمایشم تهوع داشتم تاااااا وقتی به هوش اومدم فقط بالا میوردم ، ولی خب خدا را شکر خودم تا یروز قبل زایمان کارام را میکردم

بدترینش ویار ب شدددت شدیدم بود از 6 هفته تا 16 هفته وحشدناک حالم بد بود
در کل بارداری پر دردی داشتم
یکبارم 37هفته بودم لکه بینی داشتم رفتم بیمارستان 2 سانت بودم معاینه شدم گفتن احتمالا دردات زیاد میشه زایمان میکنی یه انفاقی افتاد بهم استرس وارد شد کلا دردام رفت😐😂
رفتمممم تا 41 هفته اخرم با امپول فشار زایمان کردم

تا ۵ ماه تهوع شدید
تا ۹ ماه سرکار بودم، ۲ هفته آخر که رفتم خونه پدرشوهرم، جنگ شد و شوهرم تنها موند عسلویه. شبانه روز فقط ۲ ساعت خواب داشتم از شدت استرس. این بود خاطره شیرین من😶

من پارسال دقیقا ۲۲ اسفند استراحت مطلق شدم خوابیدم تا 29 خرداد
بخاطر اینکه دهانه رحمم باز شد و طول سرویکس کوتاه شد اما بازم خداروشکر پسرم صحیح و سالم به دنیا اومد

بارداری خوبی داشتم بجز اولاش که بیحال بودم و سردرد و بی اشتهایی و تهوع باقیش خوب بود واقعا من همش در حال ورجه ورجه بودم پارسال این تایم کل خونه رو رختیم بیرون باهمسرم همه چیوووو رنگ کردیم🥰

تصویر

دقیقا شما هم مث منو شوهرم همه میگن چقد شبیه هم هستین..
میگن انگار گل تون از یه خاک درست کردن 😂 😂 شما هم همینطور...

با دیدن عکس حس فیلم ترکی گرفتم عکستون خیلی قشنگع 💋❤️🫀پایدار

بدترین روزای عمرم بود
موقع زایمانم جنگ بود رفتم شهرستان هیچ دکتری قبولم نکرد باز برگشتم تهران. وای فکرشم ازارم میده

همش بالا میاوردم
تن و بدنم میلرزه بهش فکر میکنم
خیلی سخت و با استرس گذشت

وای که چقدر شبیه همین زن و شوهر

نمیدونم خاطره میشه یا نه پیر مرد میدیدم شاید باورت نشه بالا میاورم😂

و اینکه چه زوج قشنگی بهم خیلی میاین❤️🧿😍

من که بارداریمو کلا کارمیکرد تا ماه نهم
همش لا پارچه و الگو های مشتری بودم 🥴😂
ولی اصلا اذیتی نداشتم بارداری راحتی داشتم دلم خیلی تنگ میشه برا اون روزا

سوال های مرتبط