چه گوگولی😍خاطره خوب ندارم همه ش درد عذاب بود🥲
منم ماه بعدزایمانه
شب قبل زایمانم در حال جمع کردن وسایلم 😉
منم اینجا داشتم میرفتم زایمان کنم
طبیعی بود ولی خیلی خوب بود
روز قشنگ و خوبی بود برام
واای من کیسه ابم پاره شد توراه بیمارستان خوردیم ب عروس کشون😂🤦🏼♀️حالا هرچی شوهرم بوق میزد ک برن کنار فک میکردن همراهیشون میکنیم😐😂بعدشم ک همش هول هولکی رسیدم ۵سانت بودم هم بستری شدم بعد ۵دقه دردم زیاد شد گفتن فولی..هم ریختن سرم بردن منو😂😂من ۱و۲۰شب رسیدم بیمارستان..۱و۴۵دقه بچمو دادن بهم...همون شبی هم بود ک امریکا فردو رو زد
😍😍😍
متاسفانه متاسفانه بخاطر چندتا پرستار نادون شد بدترین روز زندگیم،هر وقت بهش فکر میکنم حالم بد میشه.کیسه ابم ۱۲ شب پاره شد و فردا ظهرش دخترم به دنیا اومد.زایمان برام تبدیل شده به تروما بخاطر همین دیگه هیچوقت نمیخوام بچه دار بشم.
منم یه هفته زودتر از تاریخی که دکتر داده بود زایمان کردم منشی دکتر زنگ زد گفت بیمارستانی که میخوای زایمان کنی تو تاریخی که داری تعمیرات داره باید تا یک ساعت دیگه خودت را برسونی بیمارستان با عجله و استرس رفتم و زایمان کردم وقت عکس گرفتن نداشتم
خاطره اینکه قرار بود طبیعی زایمان کنم ولی سزارین اورژانسی شدم ، نیم ساعت قبل از عمل یه پرس برنج و ماهی خوردم😂
دکتر گفت انشاا... که ناشتا هستی؟ یادش بخیر
رفتم کاشت مژه انجام بدم یه هفته مونده بود به زایمانم کارم که تموم شد تو سالن منتظر موندم همسرم بیاد دنبالم دیدم درد دارم شبیه درد پریود گفتم حتما برا اینکه دراز کشیدم دیدم هی بدتر میشه همسرم گفت بریم بیمارستان رفتیم معاینه کردن سه سانت بودم دیگه بستری شدم ساعت ۶ رفتم ۱:۳۰ زایمان کردم 🫠🫠
من که زود زایمان کردم به خاطر پروتئین بارداری یه هفته بستری بودم زیاد خاطره خوبی نداشتم فقط موقع به دنیا اومدن دخترم بهترین لحظه اش بود
من عکسام تو اون یکی گوشیم بودم و همش پرید ولی بهترین زایمان داشتم خیلی خوب بود همه چی
تنها عکسی ک دارم اینه
ن ازتو خونه عکس گزفتم ن اونجا کسی گرفت ازم
من همسرم ازم ۶ ساعت فاصله داشت
دردم که گرفت رفتم بیمارستان خودشو رسوند
اما تا شب که زایمان کردم ندیدمش
لحظه ای که اومدم تو اتاق و پسرمون رو داد به مامانم وسمت من پرواز کرد زیباترین لحظه شد برام ❤
من ک دوهفته قبلش رفتم سونو گفت همین الان برو بیمارستان 32 هفته بودم دیگ همون شب بستری شدم 2 هفته بیمارستان موندم کلا خونه نیومدم ساک بیمارستان هیچی جمع نکردم ازاین عکسام ندارم زایمانم کردم بچم رفت دستگاه دو هفته بعد اونم دیگ عکس بیمارستانم ندارم کلی برنامه داشتم پرید
زور زایمان ب شدت ترسیده بودم و فقط گریه میکردم
واااای یادم میفته گریم میگیره 😭 کیسه آب پاره وضع داغوووون سریع بیمارستان مدام معاینه معاینه دستگاه آن اس تی وصل بود بهم همش استرس بعد دو ساعت هم زایمان بعدم بچه رفت تو دستگاه💔😥😅
من همسرم توصف صندوق مونده بود تنها رفتم اتفافا دلم میخواست اخرین بارداریمه عکس دم اتاق عمل داشته باشم نشد هی میگفتن همراهت کو میگفتم تو راهه
من یذره انقباض داشتم بیکار نشسته بودیم با شوهرم گفتم پاشو بریم یه چک کنیم زود بیایم
رفتیم بیمارستان گفتن باید بستری شی
گفتم باشه پس من خونم نزدیکه برم حموم زود میام(اخه تو بارداری وسواس گرفته بودم هرروز باید میرفتم حموم)
پرستاره گفت داری زایمان میکنی دنبال حمومی
خلاصه که نذاشتن برم حموم😂
من ک خیلی بد یود همه دردای طبیعی کشیپم ۱۰ساعت اخرم سز شدم
من خاطره خوش ندارم حالم بهم میخوره از زایمان بارداری
بی کس ترین توی زمان زایدنم
یکی از بدترین روزای زندگیم بود...مادرم همراهم نیومد.خواهرم ک هیچ تجربه بچه داری داشت همراهم امد...بشدت گریه کردم حرص خوردم.
اینم منم تو نوبت وصل سوند🥴🥴🥴
من کیسه ابم پاره شد پنج صبح قیافم دیدنی بود🤣🤣
منم اینجا نامه رضایت پرمیکردم🥲
من تا لحظه اخر میخاستم طبیعی زایمان کنم هیچ دردی نداشتم تو چهلو یک هفته بودم بچمم کلا بالا بود دکتر گفت باید سوزن فشار بزنیم تا دردت بیاد ممکنه دو روزم طول بکشه دیگه ان اس تی انجام داد رفتم که سوزن فشار بزنه دیدم به یه خانم سوزن فشار زده بودن داشت از درد میمرد مشت میزد ب دیوار خلاصه با لباس بیمارستانی پریدم بیرون ب شوهرم گفتم من میخام سزارین بشم میترسم دیگه دکترمم دید ترسیدم گفت سزارینت میکنم ولی ب عنوان اوژانسی ک نخای هزینه بیمارستان زیاد بدی ولی باید ۱۵تومن دستمزد خودمو بدی
اینم منم داشتم میرفتم زایمان کنم
من ک سرما خورده بودم کلا حالم بد بود بعدشم مرخص شدنی جنگ شد بعدشم فقط تو دکتر متخصص مغز و اعصاب بودم و ام ار ای 😂از ترس سکته زده بودم
من کیسه ابم پاره شدبود پشمم نبود ساعت چارصب داشتم میرفتم بیمارستان
گوگولی بامزه😂😂😍😍
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.