۲۸ پاسخ

برای منم خیلی سخت گذشت
کولیک
نخوابیدن
شیر نخوردن
پس زدن سینه
دندون
بخیه های خودم
کلا همش سخت بود🫠

از دوران نوزادی خیلی بدم میاد اصلا خوب نبود خداروشکر گذشت
آلان با اینکه خیلی پسرم شلوغکاره اذیت میکنه ولی خیلی از نوزادی بهتره

برای منم با اینکه کولیک نداشت ولب یخت گذشت
چون خودم افسردگی شدید گرفته بودم

برا منم خیلی سخت کولیک داشت بعد اونم ک تا همین الانش شبا خواب نداریم چندین بار بیدار میشه

پسر منم کولیک داشت چ شبایی با ماشین تا ساعت۵-۶صبح کل تهران میچرخیدیم اقا گریه نکنه
پاره شدیم یعنی

بخیهام خیلی اذیت میکرد ویبوست بچم ک دوباره اصلانفهمیدم ومادرشوهرم شیافش کرد

سختتتتت
شبا بیدار روزا خواب
خونه ترکیده
وایییییی

افتضاح بد بود رفلاکس کولیک پس زدن سینه نخوابیدن شبانه و روزانه افسردگی شدید

دوماه اول پدرم در اومد

من الهی شکر هیچ اذیت نشدم فقط سر دندوناش ک تب میکرد نگران بودم

دخترم خیلی سخت خیلی ،،ولی پسرم بااینکە شرایطمون سخت بود ولی خیلی راحتر بود

متوسط بود زیاد سخت نبود فقط رفلاکس یه خورده اذیت میکرد که شب تا صبح تو بغلم میخوابید فقط

خداروشکر شاهان خیلی خوب بود تو نوزادی ولی الان خیلی شیطون شده و لجه🙁

من تا وقت غذا کمکی رو شروع کردم انگار بچه نداشتم اینقدر این بچه عاقل خوش خواب خوش اخلاق بعد اون نخوردنا شروع شدو حرص خوردن منم شروع شد

بچه من تاچهارماهگی کولیک داشت پدرم دراومد.اولشم برا زردی بستری بود

خداروشکر اروم بود دخترم مریض نمیشد زیاد الان برعکس شده

تا ۴ ماهگی عالی بود بعد اون افتضاااح

سخت ترین روزا رو داشتم رفلاکس حساسیت پروتئین گاوی بالا آودن هاش که هنوزم یادم میاد دلم میخواد بمیرم برای هر کسی که بچه اش به دنیا میاد دعا میکنم که رفلاکس و حساسیت نداشته باشه خیلی سخته همراه اون گریه میکردم

خیلی سخت
کولیک
رفلاکس
حساسیت ب پروتئین گاوی
نخوابیدن
افسردگی
حالم ازون روزا بهم میخوره

وای یاامام زمان فقط یادم نیار اون روزا و کولیک لعنتی تا6ماه منو از پا درآورد هنوزم زیاد نق میزنه

دختر من شبا خیلی گریه میکرد تااا صب . قنداقش کردم اوکی شد . خوابش درست شد . پستونکم می‌گرفت بزور پستونکیش کردم ۲۷ روزگی دیگه اوکیه اوکی شد. بخیه های خودم دیر خوب شد آنتی بیوتیک می‌خوردم شیرم خشک شد

خیلی بد و سخت ،بدترین روزهای عمرم بود

برای من خیلی خیلی سخت گزاشت
پسرم کولیک و رفلاکس خیلیییی شدید داشت جوری که هنوز تحت نظر
آلرژی به پروتیین گاوی لاکتوز و قطره های آد و هرچی که فکر کنین داشت
و‌ واقعا سرش پوره‌ شدم
الآنم مرحله غذا نخوردنش داره سرویسم میکنه

برامن خییییییییلی سخت گذشت
اول ک بدنیا اومد اسهال
بستری
ازاون دکتر ب اون دکتر
دوماه طول کشید تا شیرخشک رژیمی تجویز شد بچم یکم جون گرفت
روز ب روز پژمرده میشد

خیلی خیلی سخت اعتصاب شیر بود باید با سرنگ و قطره چکون میدادم خودمم شیرم کم بود شیر خشکم نمیخورد الرژیم داشت باید با گریه شیر پپتی ک تلخه میریختم حلقش گشنش بود سینه نمی‌گرفت رفلاکس داشت خواب نداشت تو این شرایط پدرشوهرم سرطان ریه داشت عود کرد شوهرم بنده خدا خیلی توفشار بود ولی خدا خوب بخواد واسه خواهرم مادرم و پدرم ک اگه کمک و همراهشون نبود قطعا کارم ب تیمارستان میکشید

وحشتناک سخت بود هم یک ماه زود ب دنیا اومد داستان ان ای سی یو و بستری شد ۸ روز بعدش اووردیم خونه مراقبت های خاص داشت بعدش کولیک و رفلاکس شدید بعد حساسیت ب پروتئین گاوی بعد اگزمای شدید کل پوست حتی کف سر بعد ختنه و بخاطر عدم رعایت بهداشت عود کردن غدد لنفاوی کنار مثانه وای دهنمون سرویس شد تا این بشه یک سالش

خیلی وحشتناک اذیت شدم دلم نمیخاد اون روزا بیاد

خیلی خیلی سخت شیر نمیخورد چقد خواب کردم دادم ی ساعت بالا سرش مینشستم چقد با سرنگ دادم چقد بخاطر شیرنخوردنش و اینکه من گیرش میشدم با شوهرم دعوام شد

سوال های مرتبط