گفته بودین از تجربه زایمانم بگم . خلاصه میکنمش : من قرار بود طبیعی دنیا بیارم آیهان رو اما یه روز رفتم نوار بگیرم نوارش خوب نبود و گفتن باید بستری بشی تو لیبر که بودم دو تا زایمان طبیعی دیدم و خب ،... تو خودم .🤣 در ضمن من دیابت نوع یک هم دارم از اونجا اومدم بیرون مستقیم رفتم مطب دکترم و گفتم من بمیرم طبیعی نمیزارم اصلا و اصلا اولش مقاومت کرد بعدش نرم شد ... چون من پساری داشتم وقتی داشتم میزاشتم و در میوردمش هر دو تا دکتری که این کارو واسم کردن بهم گفتن تو هم لگنت خیلی کوچیکه هم همکاری نمیکنی هم مجرای واژنت تنگه به شدت اصلا نمیتونی طبیعی بیاری اگر هم بیای بیمارستان دولتی تا دو سه روز زجر طبیعی رو بهت میدن بعد میبرنت سزارین منم همین حرفا رو به دکترم گفتم و گفت اوکی برو یه آشنای سونوگرافی پیدا کن بهش بگو واست بنویسه جفتت سر راهیه یا پایینه تا بتونم سزارینت کنم تو بیمارستان دولتی ... اینم بگم که واسه این شرایط من فقط می‌تونستم دولتی دنیا بیارم . خلاصه دکتر ۱۵ تومن زیر میزی گرفت و قرار شد شنبه ۲۳ اسفند برم بیمارستان و بگم وای من مردم و درد دارم و اینا تا بفرستنم واسه سزارین و همین هم شد رفتم لیبر.... بیاید پارت بعدی 🫴🏼😎

تصویر
۲ پاسخ

خووودا جووونم ماشالله خوش اومدی عزیزم

ای جان

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۴ ماهگی
گفته بودین از تجربه زایمانم بگم . خلاصه میکنمش : من قرار بود طبیعی دنیا بیارم آیهان رو اما یه روز رفتم نوار بگیرم نوارش خوب نبود و گفتن باید بستری بشی تو لیبر که بودم دو تا زایمان طبیعی دیدم و خب ،... تو خودم .🤣 در ضمن من دیابت نوع یک هم دارم از اونجا اومدم بیرون مستقیم رفتم مطب دکترم و گفتم من بمیرم طبیعی نمیزارم اصلا و اصلا اولش مقاومت کرد بعدش نرم شد ... چون من پساری داشتم وقتی داشتم میزاشتم و در میوردمش هر دو تا دکتری که این کارو واسم کردن بهم گفتن تو هم لگنت خیلی کوچیکه هم همکاری نمیکنی هم مجرای واژنت تنگه به شدت اصلا نمیتونی طبیعی بیاری اگر هم بیای بیمارستان دولتی تا دو سه روز زجر طبیعی رو بهت میدن بعد میبرنت سزارین منم همین حرفا رو به دکترم گفتم و گفت اوکی برو یه آشنای سونوگرافی پیدا کن بهش بگو واست بنویسه جفتت سر راهیه یا پایینه تا بتونم سزارینت کنم تو بیمارستان دولتی ... اینم بگم که واسه این شرایط من فقط می‌تونستم دولتی دنیا بیارم . خلاصه دکتر ۱۵ تومن زیر میزی گرفت و قرار شد شنبه ۲۳ اسفند برم بیمارستان و بگم وای من مردم و درد دارم و اینا تا بفرستنم واسه سزارین و همین هم شد رفتم لیبر.... بیاید پارت بعدی 🫴🏼😎
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان بردیا مامان بردیا ۷ ماهگی
#تجربه_زایمان
پارت اول
بریم که ماجرای زایمانمو براتون بگم شاید یکی شرایطش مثل من بود و به دردش خورد👀
اگه منو از قبل بشناسید میدونید که قرار بود بچم طبیعی به دنیا بیاد و من تا لحظه آخر از همه نظر چه روحی چه جسمی خودمو واسه زایمان طبیعی آماده کرده بودم ولی هر چی ورزش میکردم یا از خوراکی هایی که القای زایمان طبیعی میکنن خورده بودم هیچ کدوم اثر نداشت و تا ۴۰ هفته و ۲ روز هیچی دردم نگرفت و روی دو سانت دهانه رحمم مونده بود تا اینکه دکتر برام سونو نوشت که برم انجام بدم پریروز رفتم سونو همینکه روی تخت خوابیدم تا سونو رو انجام بدم دکتر سونوگرافی گفت من ندیده میگم بچت بالای ۴ کیلوئه😅
سونو هم که کرد گفت وزنش ۴ ونیمه و نمیتونی طبیعی دنیا بیاریش و باید سزارین کنی، من روز دیروز نوبت داشتم ولی دکتر سونوگرافی گفت همون روز برم پیش دکترم تا نامه بده واسه سزارین چون هفته ام هم بالا بود و ریسک بود نگه داشتن بچه، خلاصه عصر رفتم مطب و دکتر خودش هم شکمم رو معاینه کرد و گفت ظاهرش میگه که باید درشت باشه و نامه سزارینمو داد و شب رفتم بیمارستان و تشکیل پرونده دادم و گفتن برم خونه فردا صبحش بیام واسه عمل، دیروز از موقعی که بیدار شدم حس کردم کیسه آبم نشتی پیدا کرده چون تند تند خیس میشدم ،ساعت ۶ صبح اومدم بیمارستان، اینجا گفتم که کیسه آبم سوراخ شده گفتن بخوابم که از بچه نوار قلب بگیرن و به دکترم هم خبر دادن، نوار قلب که گرفتم همین که پاشدم کلا خیس شدم و کیسه آبم کامل پاره شد، دیگه سریع فرستادنم اتاق عمل و دکتر اومد و یه ربع به نه بچه رو دنیا آورد.
اتفاقات اتاق عمل رو تو پارت بعد میگم
مامان فراز مامان فراز روزهای ابتدایی تولد