سوال های مرتبط

مامان آوان مامان آوان ۶ ماهگی
ادامه ۴
قرار بود یه سونوگرافی جعلی برای من درست کنه که بچه بریچه و این کارو کرد بعد یهو دلیل رو پرسید فهمید که من مشکل خونی دارم ترسید و درجا سونوگرافی رو ازم گرفت و پاره کرد و گفت یه سونوگرافی فقط بهت میدم که حرکات بچه کمه من بعد ار گرفتن اون سونوگرافی ب بیمارستان خصوصی رفتم تا زنگ بزنن ب اون دکتر ولی باز هم بیمارستان خصوصی گفت هرچقدرم اورژانسی باشی ما نمیتونیم تورو پذیرش کنیم
رفتم باز پیش همون دکتر که قرار بود طبیعی زایمانم کنه که گفت دیگه راهی برات نمونده برو بیمارستان دولتی بستریت کنن با همین سونوگرافی وقتی ببینن نمیتونی طبیعی زایمان کنی مجبور میشن سزارینت کنن
همون شب یعنی شنبه شب من رفتم بیمارستان و با اون سونوگرافی بستری شدم همون موقع بیمارستان هم ازم سونو گرفت و دید واقعا حرکات بچه کم شده بعد از اینکه ده نفر اومدن و معاینه کردن دیدن رحم من کامل بستس شروع کردن ب زدن سرم فشار
یادمه حس میکردم بعد از سرم فشار تمام استخون های کمرم همزمان دارن میشکنن هر یک ساعت یه ماما میومد منو معاینه می‌کرد ولی من اصلا پیشرفتی نداشتم
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۲
منم اومدم خونه و شروع کردم هرروز صبح یک ساعت و‌نیم فقط پیاده روی میکردم جوری که کف پاهام تا شب میسوخت بعدظهر هم یک ساعت باشگاه میرفتم و‌ ورزش های لگنی و کامل میکردم دو روز درمیون گل گاو زبون میخوردم هر روز خاکشیر میخوردم یه شب درمیون شیاف گل مغربی میزاشتم و رابطه هم که بدون جلوگیری داشتم.
دوباره ۳۹ هفته و دو روز رفتم دکتر معاینه کرد گفت دقیقا عین قبل هستی و هیچ تغییری نکرده رحم اصلا پایین نمیومد و اینا .
اینم بگم من دکترم بیمارستان خصوصی میرفت اما من میخواستم درد هام که شروع شد برم دولتی زایمان کنم چون این دکتر توی شهرمون خیلی با تجربه بود پیش ایشون میرفتم وگرنه برای زایمان از اول قصد نداشتم پیش ایشون باشم
خلاصه ایشون گفتن من که میگم نمیتونی طبیعی زایمان کنی حتی با آمپول فشار از طرفی هیچ دردی هم نداشتم و نزدیک ۴۰ هفته بودم گفت یه سونو مینویسم نکنه جنین سرش جایی گیره که. پایین نمیاد برو یه چک بکن
اگر پیش من بخوای زایمان کنی من سزارین می‌کنم چون رحمت بالاست و سفته و طبیعی نمیتونی
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
خلاصه من باز ته دلم خالی شد که شاید نتونه سزارین کنه ولی چون دیگه چاره ای نداشتم گفتم آخرش یا طبیعی یا سزارین منکه پول بیمارستان خصوصی ندارم
حدودا ۳۷ هفته و ۴ روز اینا درد پریودی گرفتم رفتم بیمارستان ب دکتر پیام دارم میرم بیمارستان ولی جوابی نداد ماما معاینه کرد و گفت یک سانتی و دردات ماه درده برو خونه فعلا گفت زایمان طبیعی یا سزارین منم چون قرار بود سوتی ندم گفتم طبیعی مگه اینجا سزارین هم میکنن گفت همینجوری نه مگر مشکل خاصی باشه یا سزارین شکم اول نباشه وگرنه به هیچ عنوان سزارین اینجا نمیشه
من دیگه کلا ته دلم خالی شد رفتم مطب دکتر گفتم خانم دکتر اگر فکر میکنید ۵۰/۵۰ هست و ممکنه که نتونید سزارینم کنید بگید حداقل من ورزش و اینا شروع کنم بالاخره آمادگی زایمان طبیعی هم داشته باشم بدون آمادگی حداقل زایمان نکنم گفت اگر طبیعی میخوای بگو شیاف گل مغربی بنویسم برات شروع کنی ولی اگر سزارین میخوای من یکاریش میکنم برات ولی ۲۰ ت هم هزینش میشه دوباره من ته دلم امیدوار شدم که میشه گفت فقط هر موقع کیسه ابت نشتی داد یا پاره شد برو بیمارستان بگو تکون بچه رو حس نمیکنم
مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻


من از اول بارداریم تحت نظر ی متخصص بودم که کارشم خدایی خیلی خوب بود راضی بودم ازش ۳۷ و فکر کنم ۴ روز بودم که رفتم برای معاینه لگن که گفت لگن سمت راستت خیلی تنگه دهانه رحمت کامل بستس چون زایمان اولته برات توصیه نمیکنم طبیعی زایمان کنی اونم تو بیمارستان دولتی خیلی اذیت میشی با این وضعیتت بعید بدونم بتونی طبیعی زایمان کنی ی هفته دیگه بیا برای معاینه ببینم وضعیتت همینه یا تغییر کرده البته من خودم نظرم رو زایمان طبیعی بود اینو که گفت دو دل شدم برای سزارین دکتر خودمم چون تو بیمارستانای خصوصی بود هزینش برای من خیلی بالا میشد یکی دوتا بیمارستان دولتی هم میومد که گفت من خیلی اونجا ها نمی‌رم مگه اینکه شانست بزنه موقع درد زایمانت اونجا باشم ببرمت عمل منم پشیمون شدم دیگه نرفتم پیشش چون زن عموم یک ماه قبل تو بیمارستان بهارلو تهران زایمان کرده بود گفت من رفتم اونجا خوب بودن دکتراش بیا ببین اینجا چی میگن من تعریف دکتر شوشتری رو شنیده بودم که خوبه و واقعا دکتر خوبی بود با حوصله خوش اخلاق یعنی دونه به دونه حرفات و گوش میده رفتم برام تشکیل پرونده دادن گفتم دکتر خودم اینجوری گفته گفتن قبول نمی‌کنیم برو سونو ان اس تی بده بیا ببینیم منم سونو اینا رو دادم بردم نشون دادم گفت که وضعیت خودت و جنین خیلی خوبه برو هفته دیگه بیا برای معاینه چون هفته های اخرته باید چک بشی حواست به حرکتاش باشه
مامان آیهان مامان آیهان ۴ ماهگی
گفته بودین از تجربه زایمانم بگم . خلاصه میکنمش : من قرار بود طبیعی دنیا بیارم آیهان رو اما یه روز رفتم نوار بگیرم نوارش خوب نبود و گفتن باید بستری بشی تو لیبر که بودم دو تا زایمان طبیعی دیدم و خب ،... تو خودم .🤣 در ضمن من دیابت نوع یک هم دارم از اونجا اومدم بیرون مستقیم رفتم مطب دکترم و گفتم من بمیرم طبیعی نمیزارم اصلا و اصلا اولش مقاومت کرد بعدش نرم شد ... چون من پساری داشتم وقتی داشتم میزاشتم و در میوردمش هر دو تا دکتری که این کارو واسم کردن بهم گفتن تو هم لگنت خیلی کوچیکه هم همکاری نمیکنی هم مجرای واژنت تنگه به شدت اصلا نمیتونی طبیعی بیاری اگر هم بیای بیمارستان دولتی تا دو سه روز زجر طبیعی رو بهت میدن بعد میبرنت سزارین منم همین حرفا رو به دکترم گفتم و گفت اوکی برو یه آشنای سونوگرافی پیدا کن بهش بگو واست بنویسه جفتت سر راهیه یا پایینه تا بتونم سزارینت کنم تو بیمارستان دولتی ... اینم بگم که واسه این شرایط من فقط می‌تونستم دولتی دنیا بیارم . خلاصه دکتر ۱۵ تومن زیر میزی گرفت و قرار شد شنبه ۲۳ اسفند برم بیمارستان و بگم وای من مردم و درد دارم و اینا تا بفرستنم واسه سزارین و همین هم شد رفتم لیبر.... بیاید پارت بعدی 🫴🏼😎
مامان آیهان مامان آیهان ۴ ماهگی
گفته بودین از تجربه زایمانم بگم . خلاصه میکنمش : من قرار بود طبیعی دنیا بیارم آیهان رو اما یه روز رفتم نوار بگیرم نوارش خوب نبود و گفتن باید بستری بشی تو لیبر که بودم دو تا زایمان طبیعی دیدم و خب ،... تو خودم .🤣 در ضمن من دیابت نوع یک هم دارم از اونجا اومدم بیرون مستقیم رفتم مطب دکترم و گفتم من بمیرم طبیعی نمیزارم اصلا و اصلا اولش مقاومت کرد بعدش نرم شد ... چون من پساری داشتم وقتی داشتم میزاشتم و در میوردمش هر دو تا دکتری که این کارو واسم کردن بهم گفتن تو هم لگنت خیلی کوچیکه هم همکاری نمیکنی هم مجرای واژنت تنگه به شدت اصلا نمیتونی طبیعی بیاری اگر هم بیای بیمارستان دولتی تا دو سه روز زجر طبیعی رو بهت میدن بعد میبرنت سزارین منم همین حرفا رو به دکترم گفتم و گفت اوکی برو یه آشنای سونوگرافی پیدا کن بهش بگو واست بنویسه جفتت سر راهیه یا پایینه تا بتونم سزارینت کنم تو بیمارستان دولتی ... اینم بگم که واسه این شرایط من فقط می‌تونستم دولتی دنیا بیارم . خلاصه دکتر ۱۵ تومن زیر میزی گرفت و قرار شد شنبه ۲۳ اسفند برم بیمارستان و بگم وای من مردم و درد دارم و اینا تا بفرستنم واسه سزارین و همین هم شد رفتم لیبر.... بیاید پارت بعدی 🫴🏼😎
مامان هومن مامان هومن روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان
پارت اول ...
روز دوشنبه یکم تیر بود با مادر شوهرم رفتم بیرون اونروز خیلی راه رفتم که بهم فشار امدشبش موقع خواب درد پریودی گرفتم سمت چپ کمرمم درد گرفت تا صبح از درد نخوابیدم صبح که شد رفتم بیمارستانی که میخواستم زایمان کنم
رفتم سمت درمانگاه گفتن دکتر وقت نداره فردا و پس فردا هم که تعطیلی برو شنبه گفتم توروخدا درد دارم گفت برو اورژانس
رفتم اورژانس گفت بخواب بعد دستگاه گذاشت رو شکمم صدا و نوار قلب بچه خوب بودبعدش معاینم کرد و پروندمو دید گفت ختم بارداری بستری بشه
پرستار امد بالا سرم گفت لخت شو هرچی هم داری درار این لباس و بپوش بگو شوهرت بره پذیرش و بیاد وقتی از پذیرش امد گفتن باید زایمان کنه گفتم همراه میخوام گفت نمیشه وسایلتو با گوشی تو بده همسرت که بریم
اقا منو بردن بخش زایمان گفت برو تو اون اتاق برای سونوگرافی بعد سونو گرافی بردنم تو یه اتاق برای زایمان تخت زایمان طبیعی و دیدم زدم زیر گریه به ماما گفتم الان باید زایمان کنم گفت اره گفتم درد ندارم گفت ما کاری میکنیم که دردت بگیره گفتم من طبیعی نمیخوام گفت نمیشه قبول نمیکنم من بعد نرفتم رو تخت گریه کردم گفت برو بالا دیگ میخوام نوار قلب بگیرم رفتم رو تخت یه ساعت گریه کردم معاینه کرد و سرم درد و برام مثل سوند وصل کرد بعد اون هی دردم میگرفت هرکی می امد بالاسرم میگف چرا گریه میکنی گفتم میترسم سزارین میخوام
بعدش دکترم امد گفت چته گریه نکن بدنت سالمه لگنت خوبه نترس گفتم از دردش میترسم گفت برات بدون درد انجام میدم گفتم یعنی چی گفت بی حس میکنم
مامان میران مامان میران ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل