۶ پاسخ

کامنت 1
انقباضات شدید بود مدتش به هر 3دقیقه رسید و ماما همش میومد یه دکمه رو فشار میداد انگار درد من بیشتر میشد منم بعد اینهمه تمرین، تنفس فقط بلد بودم به قول خودشون گل بو بکش شمع رو فوت کن😐، خلاصه هرچی میرفت جلو برای من بدتر میشد... اومدن معاینه کردن و گفتن پیشرفت نکردی و دکتر کیسه ابم رو ترکوند یه مایع داغی حس کردم بین پاهام... تازه اونجا انقباضات بدتر هم شد، وسط انقباضات که راحت بودم همش میگفتم بیان بیدردی بزنین ولی انگار نه انگار...

مبارکه گلم😍👏

بسلامتی عزیزم

مبارک گلم

انشا الله ب سلامتی

تربت زایمان کردین؟

سوال های مرتبط

مامان آریان مامان آریان ۷ ماهگی
مامان لیانا کوچولو💖 مامان لیانا کوچولو💖 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین