تجربه زایمان من😊

من از ۳۸ هفته درد پریودی داشتم و شبها بچه خودشو خیلی محکم به پایین ضربه میزد . تا هفته بعدش که شدم ۳۸ هفته و ۶ روز که ماما خصوصیم گفت دوهفته آخر حتما هر چند روز برو بیمارستان ضربان قلب بچه رو چک کن . منم از همه جا بی خبر بدون درد و خوشحال 😅 که دارم فقط برای چک کردن و معاینه تحریکی بیمارستان میرم . بعد تریاژ نوبت معاینه و nst شد . روی تخت راحت دراز کشیدم و منتظر ماما شدم 😆 وقتی ماما معاینه کرد چشماش گرد شد با تعجب منو نگاه کرد من ترسیدم گفتم چی شد گفت دختر تو ۴ سانت دهانه رحمت بازه درد نداری . من حراسون گفتم نه گفت الان بستری میشی . وقتی به شوهرم ک بیرون منتظرم بود زنگ زدم گفتم داره ب دنیا میاد باور نمی‌کرد . خلاصه به ماما م زنگ زدم ک بلند شو بیا ک ۴ سانتم . دوباره ضربان قلب چک کردن و سرم و آمپول فشار زدن . من ساعت ۵ و نیم رفتم بیمارستان، ساعت ۶ و نیم با آمپول فشار درد هام شروع شد
ادامه تاپیک بعدی ...

۴ پاسخ

دقیق حدودش مثل جریان من بود که

بقیشم بزار😍

چ باحال
ساک بیمارستان و ساک خودتو نبردی ولی بچه میخواد دنیا بیاد 😂😂
کاش منم همینطوری بدون درد باشم

قدمش پرخیر و برکت باشه😘
نمیشه وقتی گفت ۴ سانتی بیای خونه خودت ورزش اینا کنی منظم شد دردات بری بیمارستان؟؟ شاید یکی نمیخواد با امپول فشار زایمان کنه اخه😵‍💫

سوال های مرتبط

مامان حورا مامان حورا ۱۵ ماهگی
پارت سه و آخر
منم با مادرم رفتم با دردای شدید تر وقتی رفتم یه ماما منو دید گفت حالت خوبه گفتم نه گفت بخاب معاینه کنم هنگام معاینه هم گفتم ک ماماهمراه دارم اونم معاینه کرد گفت میدونم عزیزم ،معاینه که کرد گفت رحمت هنو ۲سانت و اینکه بچه هنوز بالاست و ۶یچ ابریزی نمیبینم
بعد باز یه ماما دیگ اومد و چک کرد گفت این درد داره با اینکه هنوز همه چی ب روال اوله و اینکه ابریزی هم داره کیسه آبش نشتی داره بستری کنید
منم ب ماما زنگ زدم گفت ب اسرع وقت میام اما ترس داشتم ک باز با آمپول فشار چند روزی بمونم چون رحمم هنو دوسانت و سراچه بالاست اما همینکه ماما اومد شروع کرد معاینه تحریکی و ماساژ ک تا ساعت ۱۲من ۶سانت رحمم باز شد و سر بچه اومد پایین ولی در کانال زایمان گیر کرده بود و ده سانت فول شده بودم دیگه ماما به دکتر زنگ میزنه و میگه ک بیمارم بچش بزرگه ودر کانال امکان داره گیر کنه ب کمک نیاز دارم و سریع دکتر خودشو رسوند و بازار بدبختی و پارگی بچه ب دنیا اومد اما ۴۰بخیه خوردم ولی با دختر صحیح و سالم و ساعت ۱ظهر شنبه ۱صفر دخترم ب دنیا اومد ب اسم حورا
مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان parsa مامان parsa ۳ ماهگی
شماره ۱
طبق آخرین سونوگرافی صدک بچه بجای افزایش کاهش داشت دکتر گفت بیا معاینه کنم ۲۳ تیر رفتم معاینه ۲ سانت بودم و nst افتضاح ضربان قلب خیلی بد
دکتر گفت سریع برو سونوگرافی فیزیکال متوجه شدیم ضربان قلب کمتر شده ولی هست بچه سالمه و تنفس از نصف هم کمتره
دکتر نامه اورژانسی داد و ماما همراه هماهنگ کرد برو سریع ورزش بده تا بیام آمپول فشارم بزنید
به محض رسیدن ماما بخش معاینه کرد بعد لباس بیمارستان تنم کردن رفتیم برای nst که حدود ۲ ساعت شد هیچ کدوم ضربان قلب خوب نبود بچه تکون می‌خورد تعداد انقباضات خیلی زیاد بود اصلا امکان ورزش نداشتم ماما همراه به متخصص زنان بیمارستان گفت سریع بیا این خیلی درداش عجیبه اونم اومد معاینه هنوز ۲ سانت بودم ولی گفت ۲ سانت فوق العاده نرم ولی نمیدونم چرا از صبح درد داره و ۲ سانته و قلب بچه منظم نیست دوباره nst رو ادامه بدین و آمپول فشار از اولم یه سرم بهم زدن که دردام خیلی زیاد شد یهویی درد کلیه سمت چپ گرفتم دکتر گفت اشتباه میکنی انقباضه گفتم نه مطمئنم شما یکم زدین سنگم شروع کرده به حرکت ....
ساعت اولین معاینه ۱۰:۳۰
سونوگرافی ۱۴
بستری ۱۶:۲۰
مامان پناه👧🏻🤰🏻 مامان پناه👧🏻🤰🏻 ۴ ماهگی
مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 ۱۰ ماهگی
شرح زایمان ۳
شوهرم کارای پذیرش ک انجام داد با کیف بیمارستان اومد بالا و بهش گفتم بره خونه‌ ساندویچ الویه برام‌بیاره
۲۰ دقیقه ورزش میکردم یه ساعت روی تخت استراحت میکردم
انقباضم هم هر ۵دقیقه ۳۰ ثانیه انقباض داشتم
تا ساعت ۷صبح همین طور درد هارو با دم‌و بازدم تحمل میکردم
ساعت ۷ صبح ماما معاینه م کرد گفت دو سانت شدم
تصور خودم این بود با ورزش هایی که انجام میدم بیشتر شده باشه
ماما به دکترم زنگ زد و دکتر گفت بهم امپول فشار تزریق کنن سرم و بهم وصل کردن
ازشون پرسیدم امپول اپیدورال از چند سانت میشه استفاده کرد گفت ۶سانت رسیدی میتونی اپیدورال بزنی
شیفت ماما ها عوض شده بود
ساعت ۸و‌نیم صبح از ماما شیفت جدید خواستم معاینه کنه چون دردم‌بیشتر شده بود
معاینه کرد اما خیلی دردناک تر از معاینه های قبل بود
ماما گفت همون دو سانتی
ناراحت شدم با این همه درد شدید چرا پیشرفتی نکردم
همون لحظه دکتر اومد خیلی خوش برخورد بود
معاینه م‌کرد از ماما که کنارش بود پرسید تو چند سانت فهمیدی ماما گفت دو سانت
دکتر گفت ۴سانته دهانه رحم هم خوبه نرمه
با این حرف دکتر انگار دنیا رو بهم‌دادن خوشحال شدم
انگیزه م‌بیشتر شد
دردا بیشتر و بیشتر میشد یکی یکی با تنفس و ناله رد میکردم
تا ساعت ۹و نیم که دیدم دردا خیلی خیلی شدیده
به همون ماما گفتم ببین دردام بیشتر شده
تحملش سخت شد
...
مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم :
۲۹ مهر از ساعت ۱۱ شب کم کم درد پریودی اومد سراغم و هعی بیشتر و بیشتر شد تا ساعت۲ رفتم بیمارستان گفت دهانه رحمت ۱ سانته فعلا رفتم تو حیاط پیاده روی کردم موندم همونجا تا صبح بود ک گفت دهانه رحمت شده ۲ سانت گفتن برو دردات زیاد شد بعد بیا بعدش نزدیک ظهر بود رفتم خونه دختر خاله شوهرم رودسر ک نزدیک بیمارستان باشم اونجا هعی پیاده روی کردم تو‌ خونه بعد از ناهار رفتم ۱ ساعت و خورده ایی پیاده روی کردم تند تند رفتم و اومدم ساعت ۳ونیم بود ک دیدم درد داره اذیتم میکنه رفتم با شوهرم بیمارستان گفت نزدیک ۴ سانت شده ورزش کن من ی خورده بازم پیاده روی کردم و این چیزا نزدیک ساعت ۶ بود ک ماما دوباره معاینه کرد گفت شدی ۴ سانت و رفتم دستشویی دیدم ترشح خونی دارم نزدیک ساعت ۶ بستریم کردن و بردن تو اتاق زایمان اونجا سرم زد بعدش آمپول فشار زد بعدش دکتر اومد
ریحانه: دردام شدید شد و غیر قابل تحمل
ریحانه: دکتر معاینه کرد گفت ۵ سانتی بعدش هعی معاینه می‌کرد تا ۶ سانت رسیدم دکتر گفت ضربان قلب بچه خوب نیس باید ببریم سزارین کنیم سوند وصل کردن چق اون بد بود بعدش دوباره معاینه کرد ی دفعه موقع معاینه کیسه آبم پاره شد و ی آب داغ اومد ازم و دکتر با دستاش بچه رو می‌کشید پایین تا سر بچه بیاد تو لگن فیکس بشه و بعد چند دقیقه معاینه کرد گفت ۷ سانت شدی کم کم دهانه رحمم رسید به ۱۰ سانت دکتر گفت عالیه آفرین میگفتم نمیشه هرجور شده بیارینش بیرون دیگه نمیتونم ولی اصلا ن جیغ زدم ن داد غیرت نگه داشتم و دردا رو تحمل کردم دکتر گفت زور بزن کم کم ک زور زدم گفت دارم موهاشو میبینم و کم کم زور زدم و هعی خوابم می‌برد اینقدر ک بدنم بی‌حال شده بودم