#تجربه_زایمان
پارت اول
بریم که ماجرای زایمانمو براتون بگم شاید یکی شرایطش مثل من بود و به دردش خورد👀
اگه منو از قبل بشناسید میدونید که قرار بود بچم طبیعی به دنیا بیاد و من تا لحظه آخر از همه نظر چه روحی چه جسمی خودمو واسه زایمان طبیعی آماده کرده بودم ولی هر چی ورزش میکردم یا از خوراکی هایی که القای زایمان طبیعی میکنن خورده بودم هیچ کدوم اثر نداشت و تا ۴۰ هفته و ۲ روز هیچی دردم نگرفت و روی دو سانت دهانه رحمم مونده بود تا اینکه دکتر برام سونو نوشت که برم انجام بدم پریروز رفتم سونو همینکه روی تخت خوابیدم تا سونو رو انجام بدم دکتر سونوگرافی گفت من ندیده میگم بچت بالای ۴ کیلوئه😅
سونو هم که کرد گفت وزنش ۴ ونیمه و نمیتونی طبیعی دنیا بیاریش و باید سزارین کنی، من روز دیروز نوبت داشتم ولی دکتر سونوگرافی گفت همون روز برم پیش دکترم تا نامه بده واسه سزارین چون هفته ام هم بالا بود و ریسک بود نگه داشتن بچه، خلاصه عصر رفتم مطب و دکتر خودش هم شکمم رو معاینه کرد و گفت ظاهرش میگه که باید درشت باشه و نامه سزارینمو داد و شب رفتم بیمارستان و تشکیل پرونده دادم و گفتن برم خونه فردا صبحش بیام واسه عمل، دیروز از موقعی که بیدار شدم حس کردم کیسه آبم نشتی پیدا کرده چون تند تند خیس میشدم ،ساعت ۶ صبح اومدم بیمارستان، اینجا گفتم که کیسه آبم سوراخ شده گفتن بخوابم که از بچه نوار قلب بگیرن و به دکترم هم خبر دادن، نوار قلب که گرفتم همین که پاشدم کلا خیس شدم و کیسه آبم کامل پاره شد، دیگه سریع فرستادنم اتاق عمل و دکتر اومد و یه ربع به نه بچه رو دنیا آورد.
اتفاقات اتاق عمل رو تو پارت بعد میگم

۶ پاسخ

مبارکه بسلامتی وخوشی
قدمش پرخیر و پر برکت باشه

مبارکههه عزیزم بی هوش شدی یا بیحسی

نی‌نی تپل 😍😍😍 خدا حفظش کنه مبارکهههه

قدم نو رسیده مبارک ❤️
دکترت کی بود عزیزم کدوم بیمارستان؟؟

مبارکه عزیزم.

وااای ماشالله عزیزمم🥹🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۳ ماهگی
مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۲ ماهگی
تجربه ی سزارین پارت ۱
سلام به همه ی دوستان .‌‌‌...منم میخوام تجربه ی زایمان سزارینمو بذارم شاید به دردتون بخوره....
من سزارین اختیاری بودم ...اما ۳۷ هفته و۲روز فشارم بالا رفت وسریع رفتم بیمارستان فشارم ۱۳ ونیم بود ...ساعت حدود ۱ونیم شب بود تا رفتم ازم ان اس تی گرفتن اومدم برم رو تخت دراز بکشم برا ان اس تی که کیسه ابم پاره شد....وااای خیلی حس بدی بود حس وحشتناکی بود ...موقع زایمانم نبود هنوز...کیسه ابم که پاره شد گفتن بچه مدفوع کرده ...سریع زنگ زدن به دکترم ...تا دکتر اومد شد ساعت ۳ صبح تااون‌موقع بااینکه من سرارین اختیاری بودم ولی دو تا ماما اصرار و اصرار که باید طبیعی بیاری وبه زور دو بار منو وحشیانه معاینه کرد ودرنهایت ناباوری گفت ۶سانت بازه دهانه رحمت ولی من هیچچچ دردی نداشتم ...اینام اصراررر که باید طبیعی بیاری نیم ساعت زور بزنی بچت به به دنیا اومده ....منم به شدت فوبیای زایمان طبیعی داشتم وتحت هیچ شرایطی حاضر به طبیعی نبودم ....دکترم که رسید اونم گفت باید طبیعی بباری هرچی گفتم دکتر من از۷ماهگی گفتم سزارین شمام قول دادین قبول نمیکرد بازم منو معاینه کرد ...اخرش باهزار خواهش التماس از من اصرار از اونا انکار منو بردن اتاق عمل ....ولی کلی منو ترسوند که سر بچت پایینه خطرناکه موقع جراحی و...
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان مرسانا🩷 مامان مرسانا🩷 ۱ ماهگی
پارت اول :تجربه زایمان طبیعی
من دو روز بود که خون ریزی لکه بینی داشتم حرکات بچه هم کم شده بود ولی میرفتم بیمارستان میگفتن که برو هر وقت درد داشتی بیا و یه سونوگرافی هم گفت باید انجام بدم نوبت سونو یکم طول کشید من هعی حالم بدتر میشد و بلاخره بعد دو روز سونو رو انجام دادم اصلا حرکت نداشت بردم بیمارستان سونو رو نشون دادم بستریم‌ کردن هم خوشحال بودم هم استرس داشتم که نکنه بچه مدفوع کرده باشه.
بستری شدم ساعت ۱۱:۳۵دقیقه شب تا ۱۲ان‌ آس ‌تی و کارای بستریم‌ طول کشید .
بلاخره رفتم اتاق زایمان اونجا هم نوار قلب میگرفتن تند تند
گفتش که دردات‌ منظم نیس باید کیسه ابتو پاره کنیم
اصلا پاره کردنش درد نداشت ولی بعدش که پاره شد دردام‌ شروع شد
که آمدن معاینه کردن گفتن بچه مدفوع کرده همونجا بود که دیگه استرس کل بدنمو گرفت که خدانکنه چیزی بشه به بچم سزارین نشم و این استرس ها دردام‌ و تا چهار سانت با فوت و تنفس و ورزش ها تحمل میکردم که گفتن شوهرت و می‌فرستیم داخل اتاق
خیلی راضی بودم از بیمارستان شوهرم که آمد انگار استرسا‌ رفت
یک ساعتی پیشم بود بعدش گفتن بره چون حالم که بدتر میشد شوهرم استرس می‌گرفت😂
مامان میران مامان میران ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان من:
من قرار بود طبیعی بچه رو به دنیا بیارم. ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که رفتم ویزیت هفتگی پیش دکتر. بهش گفتم چندوقته لباس زیرم خیس میشه. دکتر گفت شاید نشتی کیسه آب داری و باید معاینه بشی. همونی که میترسیدم. رو تخت خوابیدم و آماده شدم برای معاینه که چشمتون روز بد نبینه. انقدرررر درد داشتم که نفسم گرفت. اخرشم دکتر گفت دست من اصلا داخل نرفت :/ گفت باید تست امینوشور بدی و احتمالا کیسه آبت نشتی داره. یه نامه هم داد ببرم اورژانس برای بستری و زایمان. منی که اصلا آماده نبودم، فقط خودمو فحش میدادم که چرا گفتم لباس زیرم خیس میشه :/ زنگ زدم شوهرم و مامانم و مادرشوهرم هم اومدن که اگر واقعا بستری شدم تنها نباشم. انقدر حالم از معاینه و دردش بد شده بود که همونجا وصیت نامه مو گذاشتم جلوی چشم تو گوشی :| چون میدونستم این دردی که معاینه داشت، زایمان خیلی ازش بدتره. مخصوصا که من درد زایمان نداشتم و مطمئنا باید با امپول فشار بچه رو به دنیا میاوردم....
ادامه در پست بعدی
مامان آوین مامان آوین ۱۰ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان آرشام مامان آرشام ۴ ماهگی
تجربه زایمانم
سزارین
ساعت۶صبح ۲۹اسفند ۴۰۴ کمردرد ودل دردشدیدی گرفتم باخودم گفتم صبر کنم ببینم خوب میشم یانه چون هفته ۴۰ بودم وبرای زایمان طبیعی آماده نبودم واز یه هفته قبل هی میرفتم بیمارستان معاینه میشدم ومیگفتن باز نشدی وبرمیگشتم
روز قبل زایمان رفته بودم پیش دکترم وقرص گل مغربی داد استفاده کنم تا ۵عید برم زایمان کنم اما فرداش با درد شدیدی که داشتم بالاخره رفتم بیمارستان نور
رفتیم اورژانس هنوز قابل تحمل بود دردم رفتم nstدادم یدفعه دردم بدتر شد جوری که دکتر اومد بالا سرم معاینه کرد گفت دختر تو باز نشدی چجوری طبیعی میخوایی زایمان کنی وگفت ببریدش برای سزارین تا همسرم رفت کارای بستری کنه من کیسه آبم پاره شد وکثیفی اومد بیرون مامانم پیشم بود به دکتر گفت دخترم خونریزی داره؟دکتر نگاه کرد همه رو بیرون فرستاد وتنم لباس بیمارستان پوشوندن وآماده شدم برای عمل بعد یه ربع پسرم دنیا اومد وحسابی کثیف کرده بود🫢اگه سزارین نمی‌شدم خطرناک بود ولی باهمه سختی با دیدن پسرم همه دردام یادم رفت🥹
مامان دخترکم مامان دخترکم ۱۱ ماهگی
خانما خیلی هاتون بهم گفتین از تجربه زایمانم بگم براتون.... من هم درد طبیعی کشیدم تا 10 سانت باز شدم هم سزارین شدم... علتش هم متاسفانه زایشگاه بیمارستان بود که وقتی درد زایمان داشتم رفتم منو به دستگاه وصل کردن ولی به دروغ بهم گفتن که دستگاه هیچ گونه درد و انقباض زایمانی نشون نمیده حتی تماس گرفتن با دکترم بهش گفتم خانم فلانی اومد نوار قلب و نوار و نوار انقباض ازش گرفتیم هیچ گونه درد زایمانی نداره... منم رفتم خونه دردم هر لحظه بیشتر می‌شد که بعد دو ساعت دردام در حدی شدید شد که هر سه دقیقه دردی میگرفتم که حتی نمیتونستم راه برم... خودم به زور رسوندم بیمارستان معاینه ام کردن گفتن دهانه رحم 8...9سانت باز شده تماس گرفتن با دکترم که بیاد بیمارستان وقتی دکتر اومد معاینه ام کرد گفت دیگه دهانه رفتم 9 سانت بازه طبیعی زایمان کن منم التماس دکترم کردم که نه تورو خدا نمیتونم دارم میمیرم از درد.... بلاخره دکترم راضی شد ببره سزارینم کنه ولی حالا تو اتاق عمل دکتر بیهوشی گیر نمیومد رفته بود که عمل دیگه انجام بده.. چقدر هم طول کشید دکتر بیهوشی اومد!!