پارت یک زایمان طبیعی 🤐

خب اول از همه بگم که من طبق سونو ان تی 40 هفته کامل بودم ولی درد نداشتم برای همون لا همسرم و مامانم صبح رفتم بیمارستان تا چک بشم
اول از همه معاینه انجام داد و گفت رو به دوسانتی و نوار قلب هم گرفت ولی گفت بستری نمیشی و باید تا 41 هفته صبر کنی تا دردت بگیره
سوال کردم دکتر شیفت دکتر خودم بود و من چون تو سونو های آخر دور سر بچه رو دو هفته جلو تر زده بودن خیلی از طبیعی میترسیدم و اصرار داشتم تا سزارین کنن حتی خود دکترم هم قبل تر گفته بود انجام میده خلاصه یه 2، 3 ساعتی معطل بودیم تا دکتر از اتاق عمل بیاد بیرون و باهاش صحبت کنم
وقتی اومد گفت نه تو قدت بلنده میتونی طبیعی انجامش بدی و به اصرار خودم یه دونه سونو سلامت جنین نوشت و. گفت برو انجام بده
اینم بگم که من هفته قبل تر که رفتم بیمارستان و دکتر شیفت قانعی بود گفت 40 هفته سونو انجام بده اگر دور سر بچه به 10 رسیده بود سز میکنم
خلاصه رفتم برا انجام سونو
...............

#پوشک

۴ پاسخ

قانعی دکتر من تو بارداری بود دکتر خیلی خوبیه

خبببب

ای خدا زایمان کردی مبارکه

خب.....😊

سوال های مرتبط

مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۱
من شنبه ۲۷ تیر رفتم مطب پیش دکترم شده بودم ۳۹ هفته و ۶ روز که اون روز اتفاقا داشتن تعمیرات تو مطب انجام میدادن و اتاقا همه پر بودن و اتاق دکترم پر وسیله بود و نمیشد که بزم دراز بکشم و راحت صدای قلبو گوش بدیم ایستاده صدای قلبو گوش کردیم که با دکتر کلی خندیدیم که اینم شد یه خاطره بعد دکتر گفت فردا طبق این دو هفته قبلی که هر هفته ان اس تی دادی برو بیمارستان و ان اس تی بده من روز بعد عصر رفتم و ان اس تی دادم و دهانه رحمم رو که چک کردن که اصلا باز نشده بود ولی واقعا درد داشت چک کردن دهانه رحم ان اس تی رو دکتر دید و گفت تکوناش خوبه و قلبشم خوب میزنه از فردا هر روز بیا برای ان اس تی که اگه مشکلی نبود بمونی تا اول مرداد روز بعد شوهرم منو خواهرمو بعد ناهار رسوند بیمارستان که من ان اس تی بگیرم ان اس تی خوب بود دکتری ک شیفت بیمارستان بود ان اس تی رو چک کرد و گفت دراز بکش دهانه رحمت رو ببینم قبلش هم ماما دهانه رحمم رو چک کرده بود که بسته بود دکتر هم چک کرد و گفت یه فینگر هم نیست شنبه هم یه سونو انجام داده بودم که داخل سونو زده بود وزن بچه ۳۸۵۰ ولی دکتر سونو میگفت وزنش بیشتره به ۴ یا ۴۳۰۰ میخوره دکتر شکمم رو هم چک کرد گفت بچه بهش نمیخوره ۴۳۰۰ باشه ولی اگه ۴۳۰۰ باشه نمیتونی بیشتر صبر کنی وزنش بیشتر بشه سخت میشه زایمان لباسامو پوشیدم رفتم پیش دکتر که گفت همسرت هست گفتم نه رفته سرکار گفت زنگ بزن بیاد کارای بستری رو انجام بده.......
مامان بردیا مامان بردیا ۸ ماهگی
#تجربه_زایمان
پارت اول
بریم که ماجرای زایمانمو براتون بگم شاید یکی شرایطش مثل من بود و به دردش خورد👀
اگه منو از قبل بشناسید میدونید که قرار بود بچم طبیعی به دنیا بیاد و من تا لحظه آخر از همه نظر چه روحی چه جسمی خودمو واسه زایمان طبیعی آماده کرده بودم ولی هر چی ورزش میکردم یا از خوراکی هایی که القای زایمان طبیعی میکنن خورده بودم هیچ کدوم اثر نداشت و تا ۴۰ هفته و ۲ روز هیچی دردم نگرفت و روی دو سانت دهانه رحمم مونده بود تا اینکه دکتر برام سونو نوشت که برم انجام بدم پریروز رفتم سونو همینکه روی تخت خوابیدم تا سونو رو انجام بدم دکتر سونوگرافی گفت من ندیده میگم بچت بالای ۴ کیلوئه😅
سونو هم که کرد گفت وزنش ۴ ونیمه و نمیتونی طبیعی دنیا بیاریش و باید سزارین کنی، من روز دیروز نوبت داشتم ولی دکتر سونوگرافی گفت همون روز برم پیش دکترم تا نامه بده واسه سزارین چون هفته ام هم بالا بود و ریسک بود نگه داشتن بچه، خلاصه عصر رفتم مطب و دکتر خودش هم شکمم رو معاینه کرد و گفت ظاهرش میگه که باید درشت باشه و نامه سزارینمو داد و شب رفتم بیمارستان و تشکیل پرونده دادم و گفتن برم خونه فردا صبحش بیام واسه عمل، دیروز از موقعی که بیدار شدم حس کردم کیسه آبم نشتی پیدا کرده چون تند تند خیس میشدم ،ساعت ۶ صبح اومدم بیمارستان، اینجا گفتم که کیسه آبم سوراخ شده گفتن بخوابم که از بچه نوار قلب بگیرن و به دکترم هم خبر دادن، نوار قلب که گرفتم همین که پاشدم کلا خیس شدم و کیسه آبم کامل پاره شد، دیگه سریع فرستادنم اتاق عمل و دکتر اومد و یه ربع به نه بچه رو دنیا آورد.
اتفاقات اتاق عمل رو تو پارت بعد میگم
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
خلاصه من رفتم سونو دکتر سونو گفت بند ناف دور گردن بچه پیچیده ولی سرش سمت لگنه اگر درد نداری باید صبر کنی تا بیاد پایین تر و شاید بیشتر از چهل هفته هم طول بکشه.
من همسرم هم تا چهل هفته که دیروز بود صبر کردیم اما خیلی استرس بند ناف و داشتیم دیروز صبح اومدیم بیمارستان دولتی که میخواستم زایمان کنم تا ان اس تی بگیرن چون چهل هفته پر شده بودم وقتی اومدم یکی از پرستار ها گفت بزار معاینت کنم بهش گفتم دکتر معاینه کرده گفته رحمت بالاست ‌ اصلا پایین نیست خلاصه گفت بزار کنم معاینه کنم وقتی معاینه کرد خیلی راحت گفت دهانه رحمت که همینجاست بزار یکم کمکت کنم یکم تحریکش کرد و دستش پر از ترشحات خونی شذ گفت الان بری درد هات شروع میشه خر وقت شدید شد بیا بستری شو اما من باید یه سونو هم برات بنویسم مسئولیت داره چون چهل هفته هستی نمیشه همینجوری بری
خلاصه باز من رفتم بیمارستان سونو که دکتر سونو گفت علاوه بر بند نف احتمال وجود مدفوع هم توی کیسه آب هست به خاطر همین مجبور شدن باراسنکه هیچ دردی نداشتم بستریم کنن و نگهم دارن همون موقع خود دکتر شیفت هم اومد معاینه کرد و گفت یه انگشت باز شدی من بهت فرصت میدم ببینم خودت چقدر پیشرفت میکنی و باز میشی و تا حد امکان آمپول فشار نمیزنم اما اگر ببینم روند زایمانت پیش نمیره مجبور به سزارین میشم چون احتمال مدفوع هست