تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
خلاصه من رفتم سونو دکتر سونو گفت بند ناف دور گردن بچه پیچیده ولی سرش سمت لگنه اگر درد نداری باید صبر کنی تا بیاد پایین تر و شاید بیشتر از چهل هفته هم طول بکشه.
من همسرم هم تا چهل هفته که دیروز بود صبر کردیم اما خیلی استرس بند ناف و داشتیم دیروز صبح اومدیم بیمارستان دولتی که میخواستم زایمان کنم تا ان اس تی بگیرن چون چهل هفته پر شده بودم وقتی اومدم یکی از پرستار ها گفت بزار معاینت کنم بهش گفتم دکتر معاینه کرده گفته رحمت بالاست ‌ اصلا پایین نیست خلاصه گفت بزار کنم معاینه کنم وقتی معاینه کرد خیلی راحت گفت دهانه رحمت که همینجاست بزار یکم کمکت کنم یکم تحریکش کرد و دستش پر از ترشحات خونی شذ گفت الان بری درد هات شروع میشه خر وقت شدید شد بیا بستری شو اما من باید یه سونو هم برات بنویسم مسئولیت داره چون چهل هفته هستی نمیشه همینجوری بری
خلاصه باز من رفتم بیمارستان سونو که دکتر سونو گفت علاوه بر بند نف احتمال وجود مدفوع هم توی کیسه آب هست به خاطر همین مجبور شدن باراسنکه هیچ دردی نداشتم بستریم کنن و نگهم دارن همون موقع خود دکتر شیفت هم اومد معاینه کرد و گفت یه انگشت باز شدی من بهت فرصت میدم ببینم خودت چقدر پیشرفت میکنی و باز میشی و تا حد امکان آمپول فشار نمیزنم اما اگر ببینم روند زایمانت پیش نمیره مجبور به سزارین میشم چون احتمال مدفوع هست

۲ پاسخ

خب خب

چند کیلو دنیا اومد؟

سوال های مرتبط

مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۳ ماهگی
مامان پسرناز🌱🇮🇷 مامان پسرناز🌱🇮🇷 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان سزارین ۱
من ۳۸ هفته بودم که برای معاینه لگن رفتم پیش دکترم. میخواستم معاینه تحریکی هم برام انجام بده که زودتر فارغ بشم و به ۴۱ هفته نکشه ..
دکتر که معاینه ام کرد گفت خیلی خیلی لگنم تنگه و به هیچ وجه امکان زایمان طبیعی نیست. و برای بچه ریسکه که توی لگن گیر کنه سرش ، مخصوصا چون بند ناف هم دور گردنش پیچیده شده بود
خود دکتر یه ان اس تی الکی و ضعیف بهم داد و گفت همون شب برم بیمارستان و بستری شم تا فرداش بیاد و عملم کنه .. که بیمه هم قبولش کنه
ما هم که واقعا امادگیشو نداشتیم خیلی شوکه بودیم و استرس بند ناف هم داشتیم
شب که رفتیم بیمارستان و نامه بستری دکتر و ان اس تی رو نشون دادیم بیمارستان گفت ما زیر ۳۸ هفته و ۵ روز عمل انجام نمیدیم و برین و دوشب دیگه بیاین. از نظرشون بند ناف خطری نبود. دوتا ماما هم اومدن واسه معاینه ، ولی مثل دکترم قاطع نمیگفتن که نمیتونم طبیعی زایمان کنم. گفتن ۵۰ ۵۰ هست . ممکنه بتونی ، ممکنه نتونی..
ولی بیمه قبول نمیکنه تنگی لگن رو
مامان فراز مامان فراز روزهای ابتدایی تولد
مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۴ ماهگی
سوال:🌼تجربه زایمان هم طبیعی و هم سزارین پارت دوم
هفته ها میگذشت ولی من هیچ دردی و انقباضی نداشتم فقط واژنم گهگاهی درد میکرد ، خلاصه رفتیم تا رسیدم به هفته ۴۰ من واقعا درد نداشتم ۲۲ اسفند بود من شنیده بودم بچه رو تا ۴۱ هفته میشه نگر داشت گفتم خوبه من تا ۴۱ هفته صبر میکنم دیگه عید میشه منم زایمان میکنم ،اما ای دل غافل رفتم پیش دکتر گفت. ما نمیتونسم برات صبر کنیم چون ممکنه بچه مدفوع کنه. اون وقت ما مسئولیتی نمی‌پذیریم ، همه چی با خودت ، منم تسلیم شدم ، گفت ۲۴ اسفند بیا ، با امپول فشار زایمان کن، بعدش منو معاینه کرد گفت دهانه رحمت یکم کج و به سمت بالاعه و ۱ سانت باز ، بچه من هم دو دور بند ناف. گردنش بود. دکتر گفت میخوای سزارین بشی من مقاومت کردم گفتم نه اینهمه تونستن منم حتما میتونم دکتر گفت پس. یکم سخته کارت اما حتما میشه ،منم راضی شدمو اون روز رسید رفتم زایشگاه، اول از همه یه سوند واژینال گذاشت ک دهانه رحمم رو به ۳ سانت برسونه. با اون سوند سزارین فرق داره ، تا سه سانت دردا خیلی خوب و کوتاه در حد پریود بود و من راضی بودم..