جیش
پوشک
نی نی
بچه ها دیروز که داشتم با زن همسایمون حرف می‌زدیم گفتم هنوزم دخترم ریفلاکس داره گفت ریفلاکس چیزی نیست که تو بخوای خودتو آنقدر باهاش درگیر کنی چرا از غذاهای طبع گرم واسش استفاده نمیکنی بهم گفت چیا بهش میدی منم غذا‌هایی که میخوریم رو گفتم گفت همش رو حذف کن همش غذاهایی که میخورین طبعشون سرده از آویشن تو غذاهاش استفاده کن با عسل بخوابونش با عسل بیدارش کن منظورش این بود که به اندازه یه بند انگشت عسل بدم بهش
برنج میخوای بهش بدی برنج پا کستانی نده برنج ایرانی شیراز رو براش بگیر یا کام فیروز باشه یا انبر بو امروز رفتم کام فیروز نداشتن انبر بو خریدم واسش خلاصه که خیلی چیزا رو بهم یاد گفت تو حرف منو گوش کن ببین بچت خوب میشه یا نه گفت شما کلا بدن این بچه رو سرد کردین 🤦
و منی که تا حالا هیچ چیزی از طب سنتی به دخترم نمی‌دادم نمیدونم کار درستی کردم یا نه حتی تا حالا یه ذره عرق نعنا هم بهش ندادم همش چسپیدم دارو های شیمیایی 😑

۹ پاسخ

حرفهاش کاملا درست بوده

برنج نیم دونه ایرانی بخر ولی پاکستان اصلا

به نظر من طب سنتی و علم باید با هم انجام داد

اره درست گفته من از وقتی 2ماهش بود الرژی ب پروتئین گاوی داشت و رفلاکس پنهان،خودم تغذیمو رعایت کردم سفت و سخت،برا پسرمم تا 1سالگی ب شدت رعایت کردم همون 9،10ماهش بود کاملا خوب شد خداروشکر

چه همسایه ی خوبب

بنظرم کار خوبی میکنی رعایت کن ان شالله درست میشه، فقط نعنا ریفلاکسو بدتر میکنه

عزیزم میشه ازش بچه منم سوال کنی
بچم یبوستیه

من چی بگم هندی میدم

راست گفته
به بچه برنج پاکستانی میدادی ناموسا؟

سوال های مرتبط

مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی
مامان محیا جونم💫 مامان محیا جونم💫 ۳ سالگی
من قبل اینکه دخترمو از پوشک بگیرم بارها از اطرافیانم شنیده بودم که میگفتن دیر شده و فلان و بهمان
.
دقیق یادمه که مادرشوهرم میگفت فلانی(یه نفر از اقوامه که بچش ۹ماه از دخترم کوچیکتره) رو دیدم بیرون بهم گفت که بچشو از پوشک میگیره دیگه، تو هم بگیر،دختره فلان میشه بهمان میشه ضرر داره زیادیش براش

آقا از اون حرفش نزدیکه یک ساله که میگذره
اون شخص مذکور رو که عیددیدنی اومدن خونمون دیدم که میگفت پوشک چندین بسته خریده بودن و نزدیکه تموم بشه ولی هنوز از پوشک نگرفته،شوهرشم بهش گفت که دیگه باید شروع کنی بزرگ شده آخه..
.
یه بار هم رفته بودیم طبیعت اونجا باز همون فردمذکور گفت که هنوز از شیر هم نگرفتمش ، از حرفاش معلوم بود که پوشک میکنه هنوز
.

من که گرفتم از پوشک ولی چی شد؟؟؟ هی اونو واسم یادآوری میکرد که فلانی بچش از بچه تو کوچیکتره و داره از پوشک میگیره و این حرفا
هيچوقت یادم نمیره این حرفاش
.
همش به ذهنم میاد که اون فردمذکور رو یه یادآوری کنم براش
مامان كيـان🩵نـيهــان🩷 مامان كيـان🩵نـيهــان🩷 ۶ ماهگی
پنج صبحانه ساده نی نی پسند:

۱.فرنی آرد برنج و موز🍌
این یک صبحانه کلاسیک و خیلی مقویه که بچه‌ها معمولاً عاشق طعم شیرین موز میشن.

طرز تهیه: یک قاشق مرباخوری آرد برنج رو با کمی آب یا شیر مادر/خشک مخلوط کن و روی حرارت ملایم هم بزن تا غلیظ بشه. وقتی آماده شد، نصف موز رو با پشت چنگال کامل له کن و بهش اضافه کن.

۲. پوره سیب و جو دوسر پرک 🍎
جو دوسر پرک سرشار از فیبره و برای دستگاه گوارش کوچولوها عالیه.

طرز تهیه: مقداری جو دوسر پرک رو با کمی آب بپز تا کاملاً نرم و لعاب‌دار بشه. یک عدد سیب رو بخارپز کن و بعد پوره کن. حالا پوره سیب رو با جو دوسر پخته شده مخلوط کن و اگر دوست داشتی کمی دارچین خیلی ملایم برای عطرش بزن. 🥣

۳. حریره بادام (بمب انرژی)
بادام منبع عالی پروتئین و چربی‌های سالمه.

طرز تهیه: چند عدد بادام رو چند ساعت خیس کن، پوستش رو بگیر و با کمی آب رنده یا آسیاب کن. صافش کن تا شیره بادام جدا بشه. شیره رو با کمی آرد برنج روی حرارت بذار تا مثل فرنی غلیظ بشه. 🥛

۴. پوره آووکادو و تخم‌مرغ (زرده) 🥑
زرده تخم‌مرغ یک ابرغذا برای رشد مغز کودکه.

طرز تهیه: زرده تخم‌مرغ رو کاملاً سفت آب‌پز کن. نصف یک آووکادوی رسیده رو با پشت چنگال له کن و با زرده تخم‌مرغ مخلوط کن. اگه سفت بود، می‌تونی کمی شیر مادر یا شیر خشک بهش اضافه کنی تا بافت نرمی بگیره. 🥚

۵. پوره کدو حلوایی و خرما
کدو حلوایی سرشار از ویتامین A هست و طعم شیرینش خیلی محبوبه.

طرز تهیه: کدو حلوایی رو بخارپز یا آب‌پز کن تا کاملاً نرم بشه. پوست یک عدد خرما رو بگیر و هسته‌اش رو خارج کن. کدو و خرما رو با هم میکس کن تا یک پوره یکدست و خوشمزه به دست بیاد. 🧡
مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
مامانا سلام. دلم برای گهواره تنگ شده بود گفتم یه عرض سلامی کنم. چطورید؟ خوبید همگی؟ چه خبرا؟؟
از فردا باید برگردیم به تنظیمات کارخونه. من که اصلا آمادگیشو ندارم دوباره هرروز درگیر بهانه گیری های بچه باشم. پسرم دائم دست آدم رو میگیره و بلند می‌کنه و یه چیزی میخواد. جدیدا هم اگه چیزی بهش ندیدم پاشو می‌زنه زمین یا گریه میکنه یا ما رو میزنه. این رفتارش خیلی زیاد شده. جایی هم که میریم با دختر خواهرشوهرم نمی‌سازه و هی میره سراغش یه انگولکی میکنه و اونم صداش درمیاد.
خلاصه اصلا حوصله این کاراشو ندارم و دیگه نمیدونم چطور میشه این موضوع رو حل کرد. شما هیچوقت با مشاور یا روانشناس مشورت کردین؟ من قبلا که صحبت کردم میگفت وقتی بچه به حرف بیاد این رفتاراش کم میشه و می‌گفت باید باهاش بازی کنی و زیاد باهاش حرف بزنی.
توی این ایام ماه رمضون و تعطیلات خیلیی کم باهاش بازی کردم شاید به خاطر اون باشه. نمیدونم!
چقدر وقتی کوچیک بودن راحت‌تر بود. حداقل دوسه بار تو روز می‌خوابیدن یه نفسی می‌کشیدیم.
خلاصه بهتون بگم که نمیدونم چطوری باید سختی بچه داری رو کم کرد. واقعا هر روزش پر از چالش های فراوونه.