۱۸ پاسخ

عجباااا

بعد چیشد

برای منم پیش اومده پسر من با پسر عموش ۱سال اختلاف سنیشونه بعد پسرم یه ماشین بزرگ داشت سوارش میشد بعد یه بار برادرشوهرمو جاریم اومدن جاریم به شوهرش گفت آره اینا خوبه یکی برای بچه امون بگیریم برادرشوهرمم برگشت به من گفت این ماشینو بده پسرم منم گفتم اتفاقا من خیلی این ماشینو تو شهرمون دنبالش بودم پیدا نکردم دوستم دقیقا از شهر شما گرفته اگه می خوایید بگم یکیم برای شما بگیره چون هدیه اس نمیتونم بدم دوستم ناراحت میشه😐

منم دختر برادرشوهرم اینجوریه تو یه ساختمونیم 9سالشه هرچی ببینه برمیدار میبره خونشون یا انقد اصرار میکنه شوهرم میکنه نه ثمین دوستش داره نمیتونیم بدیم چند روز پیش شوهرم برا ثمین یه تل خرید ازین پاپیونی بزرگا که چراغ داره مادرشوهرم طبقه اوله ما سوم برادرشوهرم چهارم از راه رفتن خونه مادرشوهرم یه ساعت بعد ثمین اومد خونه یهو گفت تلم کو؟؟شوهرم زنگ زد به خواهرشوهرم گفت تل ثمین و بذار اسانسور گفت اینجا نیست ثمین یهو گفت دست زینبه شوهرم کفت از زینب بپرس اونم گفت خونه ماست خواهرشوهرمم گفت ثمین یه ساعته اینجاست با تل اومد کی اومد خونه شما که تلش اونجاست نگو وقتی ثمین حواسش نبوده تل و برده یواشکی خونشون

حالا این خوبه خواهر شوهرم اومده بود خونمون موقعه ی رفتن دیدم دم پله ها یه پلاستیک پر از اسباب بازی پسرم گذاشته توی پلاستیک میخواست ببره😐گفتم اینا اسباب بازی پسرمه کی گذاشته توی پلاستیک انداخت گردن پسرش منم پلاستیکو با اخم برداشتم گذاشتم تو اتاق

منم گریه میکنم از طلاهات بهم بده🤣 چه خانواده ی پررویی بودن ولی

خرن
چ چیزا ب بچه ها یاد میدن

چیز کوچکی هم نخواسته.حالا خودش هم می‌کشت کسی بهش دوچرخه نمی‌داد😂

وای یا خدا چ پرروووو

واااااااای😂😂

وای چقد پررو 😖

وای خاک به سرشون جدی جدی یعنی جلوی شما گفتن ؟ یا اتفاقی شنیدید؟‌ جدی گفتن یا شوخی ؟؟؟ خیلی فقیرن ؟؟؟

وای🤣میگفتی گریه کنه هم نمیدیم😅

😂😂😂😂😂😂😂😂😂چ پرو

این داستان
خانواده بکن 🤣🤣🤣🤣

پشمام🤣

😂😂😂😂😂😂😂😂😂

😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان 🩷🦄zahra🦄🩷 مامان 🩷🦄zahra🦄🩷 ۴ سالگی