۱۴ پاسخ

خدا لعنتش کنه

از اول لباس بقیه زو تنه بچه هات نمیکردی . جای ام نرو باهاش بگو لباس نداریم

اصلا نباید از اول قبول میکردی لباس اینو اونو بگو لباس نداره لخت بذار بگرده ابروی خودت میره دقیقا من یه دختر خاله دارم یه دونه بچه داره شوهرش عادت کرده به لباس کهنه بچشو زنش برای خودش میخزه زنش و پسرش لباس کهنه مردمو میپوشن میگه سالمه که بپوش دیکه

سلام عزیزم .چند تا بچه داری!؟؟؟

چطور دلش میاد برای بچش نخره

روزی که نسل این مردا منقرض شه اون‌روز عید منه

من شوهرم میخرید هرسال امسال خیلی خالیم بدبیاری پشت بدبیاری هیچی نداریم ولی واقعا خیلی بده خدا مرد بدولعنت کنه منم ب پای این بی وفا سوختم

عیدهیچ جانرو بگو من بااین لباساجایی نمیرم تنهابروخونه پدومادرت وزود بیا

ی بنده خدایی میشناختم شوهرش اینجوری بود اومد جلو شوهرش همه لباساشو آتیش زد شوهره مجبور شده بره بخره براش

نداره و خرج نمیکنه؟؟؟یا داره ؟؟

روز اول عید اگه گفت بیا بریم جایی باهاش نرو بگو من روم نمیشه بیام لباس خوب ندارم به درک که ناراحت شد تحویلش نگیر تا بدونه بد بد هست واسه خودش چی می‌خره؟

به پدرش بگو

شغلش چیه؟
اگه داره نمیده نفقه بذار اجرا

وضعش خوبه؟

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
از قضا ماجراهای جذابِ منو پدرشوهرم؛
پدرشوهرم از اول همیشه میخواست از هر چیزی ک میخوره یا هر غذایی که سر سفره هست چند قاشقی هم به پسرم بده، از وقتی آقا پسر غذا خور شد هر طوری بود ی چند قاشقی میزاشت دهانش و منم هم حرص میخوردم که روی لباس بچه نریزه هم گاهی اون غذا برای بچه خوب نبود که البته هیچوقت گوش نمی‌داد و کار خودش رو می‌کرد. برای مثال همین عید نوروز خونه برادرشوهرم دعوت بودیم و منم ی لباس خونگی گرونم خریده بودم برای پسر پوشیدم، سر سفره هم روی پای خودم نشوندمش و پیشبند بستم و بهش غذایی که با خودم برده بودم دادم خورد؛ موقع جمع کردن سفره بچه رو دادم دست شوهرم و رفتم کمک کنم همون لحظه پدرشوهرم ی قاشق آبِ مرغ گذاشت دهان پسرم که نصفش ریخت روی لباسش، نگم چقدر حرص خوردم و به شوهرم غر زدم. حالا جدا از اون ماجرا امشب باز لباس نو پوشیده بودم تن پسرم و تا رفتیم شروع کرد با قاشق شربت آلبالو داد بهش لباسشم که سفید بود و با اینکه گفتم نده میریزه روی لباسش کثیف میشه باز اهمیت نداد و داد و ریخت. منم رفتم پسرمو بیارم همونجا گفتم بهش که بابا نذر داره هر بار لباس بچه منو کثیف کنه. آقا هم بهش برخورد دیگه به ما محل نزاشت و بنده بسیار خرسند شدم از حرفی ک زدم. ان شاءالله که بهش بربخوره دیگه این رفتارهای مضخرفش رو تکرار نکنه