تجربه سزارین اختیاری✨
سلام خانوما من تاریخ سزارینم رو زده بود دکترم ۱/۱اما ۲۳ام کمر درد گرفتم همش میگرفت و ول می‌کرد رفتم مطب دکترم گفت تا ۱/۱بچه ات به دنیا میاد انقباضه
ولی اگ تونستی نگه داری تا ۱/۱بمونه
منم اومدم خونه فرداش بود ک دیدم یه مایع بی رنگ همش ازم میاد کیسه آبم بوده ک نشتی پیدا کرده بوده بعد معاینه ای که دکتر کرده بود
بعدش اول خیلی کم بود دیگ ۲۵ام دیدم یبار دیگه پاهام خیس شد مطمئن شدم نشتی کیسه آبه رفتم بیمارستان تا ازم تست آمینوشور بگیرن ببینن درسته
که رفتم پرستار بخش اومد معاینه ام کرد گفت نه اوکی ای طبیعیه بعد گفتم حس می‌کنم کیسه آبم نشتی داره بعد کیت رو آورد ازم تست گرفت دید بله کیسه آبمه
گفت دکترت کیه که معرفی کردم گفتم سزارین اختیاری ام
به دکتر زنگ زد گفت دکتر ایشون سزارین اختیاری ان دکتر هم گفت پول رو واریز کنن به حسابم بعد میام
من ساعت ۴رفته بودم بیمارستان از ۴ونیم تا ۵:۵۰دقیقه ازم تست اکو قلب و سرم اینا زدن ک یهو‌کمرم منفجر شد دیدم یه حجم زیادی ازم آب خارج شد ک پرستار اومد گفت اصلا نگران نباش کیست آبته دکترت هم ک اومده الان میریم به زودی نینی ات رو به بغلت میگیری 🥹✨

۳ پاسخ

مبارک باشه عزیزم🌸

کدوم بیمارستان؟ کدوم دکتر

مبارک باشه عزیزم بسلامتی

سوال های مرتبط

مامان پرتقال🍊 مامان پرتقال🍊 ۱۰ ماهگی
📌تجربه زایمان
36 هفته و 4 روز بودم دستشویی فرنگی میرفتم بعد با خودم فکر میکردم من ک خیلی دستشویی بهم فشار میاره زود بلند میشم میرم که نریزه. رو فرنگی از کجا بفهمم که کیسه ابه یا ادرار یه وقت کیسه ابم پاره نشه و متوجه نشم🥲😂
چند روزی بود که از این فکرا به سرم میزد نهم بود ساعت دوازده شب خونه مامانم اینا بودم رفتم دستشویی فهمیدم که ادرارم تموم شد ولی همینجوری باز ازم یه چیزی میومد تعجب کردم بی ادبیه ولی دست گرفتم زیرم ببینم چیه تو دستم اب دیدم حتی بو کردم متوجه شدم ادرار نیست دو سه بار مشتمو پر کردم تا مطمعن شم از دستشویی ک رفتم بیرون مامانمو از خواب بیدار کردم بهش گفتم مطمعنم ک آب دیدم گفت بشین اگه باز ازت اومد کیسه ابه چهار زانو نشستم یه دقیقه بعدش انگار یه پارچ
آب داغ ریختن رو پاهام بلند شدم گفتم اماده شیم بریم بیمارستان زنگ زدم شوهرم ک بیاد ساعت یک رسیدیم تو راه زنگ زدم دکترم پولو براش انتقال دادم و گفت که میام تو برو بیمارستان
ان اس تی گرفتن و دستکش دست کرد معاینه کنه گفتم من سزارینی ام گفت باشی من باید معاینه کنم وقتی کیسه اب پاره میشه بفهمم اگه دهانه رحم باز شده بعد دستشو نشون داد گفت مطمعنی کیسه ابت پاره شد دستش خونی نشد گفتم اره همون لحظه باز ازم اب اومد تخت خیس شد و بلند شدم ازم چکه میکرد بهم لباس داد بپوشم پوشه پزشکی رو بهش دادم چک کرد گفت برو ازمایش ادرار بده و برو رو تخت بخواب تا دکترت بیاد اون شب از استرس اینکه هر لحظه ممکنه دکتر بیاد و بریم اتاق عمل خوابم نبرد با سرم میرفتم دستشویی
احساس تو خالی بودن میکردم حس میکردم هیچی تو شکمم نیس معده ام خالی بود میسوخت وحشتناک میسوخت تا چهار و پنج صبح یه چرت ده دقیقه ای میزدم دوباره بلند میشدم.....
مامان امیررضا مامان امیررضا ۳ ماهگی
تجربه من از زایمانم ک سزارین بود و‌یهویی شد
من ۳۵ هفته بودم رفتم پیش دکترم ک بهم واسه ۹ اوم نوبت سزارین بده بچه بریچ بود و گفت یه سونو دیگ باید بری که مطمئن بشم بریچ هست من اصرار کردم دیگ نمیرم سونو رحمم دوشاخه اس از اول بریچ هست لازم نیس برم و دکترم اصرار مرد که حتما بابد برم وقتی رفتم سونو وزنشو گفت ۱۹۰۰ و مایع امونیاتیک ۵ نوشت گفت کم شده سریع برو پیش دکترت احتمال داره امشب بستریت کنن منم رفتم دکترم فرستاد منو بیمارستان پیش دکتر دیگ ای ازم تست امینوشور گرفتن نشتی داشت چون گفتن اگر کیسه اب سالم باشه بستریم میکنه بهم سرم میده ولی خوشبختانه کیسه اب نشتی داشت سریع منو بردن اتاق عمل اول بی حسی زدن‌من بی خس نشدم‌و بعد بیهوشی زدن ک کلا هیچیی نفهمیدم وقتی چشامو‌باز کردم‌بابام‌و مادرم و همسرم‌پیشم بودن و من همش هذیون میگفتم😂😂 اولین کلمه ای ک گفتم این بود وزن بچه چند بود اینقدر استرس داشتم برای وزنش چند ساعت اول خیلی سخت گذشت ولی روز بعدش کم‌کم اوکی شدم و من از روز سوم کل کارامو خودم‌میکنم مادرم سرما خورده🥹
مامان هانا خانم مامان هانا خانم ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان ۱
هفته ۳۸ و ۵ روز رفتم برای معاینه دکتر گفت اصلا سر بچه تو لگن نیومده و هنوز بالاس منم با کلی استرس ورزش و پیاده روی رو زیاد تر کردم
دو شب بعدش یه شیاف گل مغربی گذاشتم خوابیدم نصف شب یه سر رفتم دستشویی اومدم دیدم یکم دلم درد می‌کنه، ساعت شیش صبح دوباره پاشدم برم دستشویی دیدم یکم شلوارم خیس شد تو دسوییی همینجور آب ازم اومد پایین و لکه خون اومد
رفتم حموم آماده شدم رفتم سمت بیمارستان
منو بستری کردن دکتر ساعت هشت اومد بالا سرم معاینه کرد گفت یک سانت بازی ولی انقباضات خیلی خوب داره پیش می‌ره همینجور فعلا ادامه می‌دیم
گذشت تا ساعت ۱۲ دیدم دل دردام داره بیشتر میشه ولی قابل تحمل بود دکتر گفت یکم دیگ میام معاینه کنم ببینم چقدر باز شدی یک ساعت گذشت دیدم خبری از دکتر نشد، ماما اومد معاینه کنه گفتن دکتر گفته خودم میام گفت مادر دکتر فوت شده ول کرد رفت ، اونجا بود که استرس به دردممم اضافه شد ، ساعت دو بود ک باز معاینه کردن گفت ۴ سانت باز شدی نگران نباش دکتر انکال میاد بالا سرت
منم دردام داشت بیشتر و بیشتر میشد
زنک به دکتر انکال زدن گفت براش آمپول فشار بزنید که زودتر انجام بشه
از یه جایی به بعد دیگ نفهمیدم کجام و چیکار میکنم فقط خواهش و التماس که مسکن بزنید من آروم بشم
ماما معاینه کرد گفت هشت سانت باز شدی خیلی خوبه یکم دیگ تحمل کنی بچه به دنیا میاد
زنک به دکتر زدن دکتر گفت باید بیام معاینه کنم
اومد معاینه کرد گفت موقعیت حنین بده باید فوری ببرین اتاق عمل اورژانسی سزارین بشه
اونجا بود که کلی گریه کردم و گفتم من این همه درد کشیدم که الان سزارین بشم
اینقدر جیغ زدم که نفهمیدم چ جوری تا اتاق عمل منو بردن
آمپول بی حسی رو زدن به کمرم دیک اونجا بود که هیچ دردی نفهمیدم