۸ پاسخ

بذاریکسالش یشه قشنگ راه بیفته هرجا بری پشیمون میشی من دیگه رد دادم 😭😭😂😂
دقیقا پسرمنم همین پافرو لباس تنشو داره باشلوارش سه تیکه گرفته بودم که شلوارشو کلا استفاده نکرده

بقوربان مندالی هشت مانگه هر عاقله
صبر که بابیته سه سال ب بالا
اووقت دزانی چ خبره

ای خدا اینجا مغازه فرودگاه نیست

مگه جنگنده میزاره بریم بیرون، همش میگفتم هوا خوب بشه هر روز میبرم بیرون، ولی از ترس نمیتونم برم تا دم در

عاشق پافرش شدم❤️.

میگم بهت بزار یکم بزرگ تر شد دنبالش دویدی تو پاساژ حالتو جا میاره😂😂😂یه سنی واقعا غیر قابل کنترل میشن پسر من فک کنم یک سال نیم داشت گذاشتیم توی پاساژ راه بره ما شمال می‌رفتیم پسرم سمت جنوب می‌رفت بدو میدوید توی مغازه ها 😂😂😂😂
خلاصه هنوز. به اون مرحله نرسیدی

عزیز دلم❤️
خدا حفظش کنه برات❤️
من دوتا بچه پشت سر هم دارم
همیشه به شوهرم میگم دوست دارم یه روز برم یه جایی که صدای هیچ بچه ای رو نشنوم😃
تنها بچه هایی که دوست دارم بچه های دایی شوهرم هستن خیلی خوب و ایده آلن😃

دختر منم خیلی خانم و مهربون و خوش اخلاقه دورش بگردم خدا عزیزای همه رو واسشون نگه داره🙏🏻🌷

سوال های مرتبط

مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۱۱ ماهگی
خانما بچه ۸/۹ ماهه شما هم خیلی به بچه های همسن خودش واکنش داره؟
امیرعباس دیروز تو پارک تا بچه های هم سنشو میدید ذوق میکرد بهشون دست میزد و نگاشون میکرد با اینکه تو سن اضطراب جداییه و بچه ها غریبه بودن مثلا توپارو پرت میکرد یا شیرین کاری میکرد بعد با ذوق نگاهه بچه ها میکرد ببینه واکنش اونا چیه انگار میخواست جلب توجه کنه و باهاشون ارتباط بگیره و دوست بشه
تو استخر توپ یه بچه یک سالو خرده ای بود یکی دیگه ۹ ماهه با این دوتا خیلی ارتباط میگرفت🥹
پسر خواهرم ۷ ماه بزرگتره قبلا امیرعباس توجهی بهش نداشت اما دیروز تا گذاشتمش تو روروئک سریع رفت کنار پسر خالش و با ذوق نگاش میکرد و باهمکاری همدیگه رفتن سرکابینت شیشه لیمو عمانی و سبزی خشکای مامانمو ریختن زمین و همه پخش کردن😑
جالبه پسرم ذوق کرده بود از اولین خرابکاری مشترکش 😂 پسر خاهرم که هوشیار تره گارد دفاع گرفته بود که دعواشون نکنیم با اخم نگاه میکرد و میگفت عههههه😡
دست پیشو گرفته بود پس نیوفته 😂😂