۱۰ پاسخ

برداریم سه ماه اولش وحشتناک بود اما بعدش راحت بجز بجز سه هفته آخرم
ولی بدنیا امدنش خیلی خیلی دختر آروم و بی اذیتی بود

من خداروشکر بارداری و زایمان و بچه داریم همشون راحت و اروم بودم
البته شوهرمم همش کمک میکنه
فقط اون اولاش بلد نبودم یکم اذیت میشدم

من فقط حدودا ۵۰-۶۰ روز حالت تهوع داشتم بعدش خوب شدم، درد های لگنی و شکمی در طول بارداری داشتم ولی قابل تحمل بود ، ماه آخر هم تنگی نفس میومد برام موقع خواب که اونم دوتا بالش میزاشتم زیر سرم، در کل خوب بود بارداریم سرکارم میرفتم تا دو روز مونده به زایمانم ناخنکار بودم، هیچ مشکلی نداشتم
زایمانمم سزارین بود ۳۹ هفته و یک روز ، اونم خیلی خوب بود، فقط موقعی که بلندم کردن راه برم سخت بود بقیش با شیاف حل میشد، بعد مرخص شدنمم نخوابیدم اصلا ، همش با مهمونا نشستم گاها هم کار کردم و بچم از ۴ روزگی زردی گرفت و افتادیم به جون کوچه خیابون و این دکتر اون دکتر، بعدشم که مراقبت شبانه روزی داخل دستگاه و ...

هردوشو خیلی دوست داشتم و دارم😍❤️
هم دوران بارداری هم بعد تولد دخترم
چالش کم و بیش داشت

بارداری بشدت پر از استرس و درد داشتم خیلیی سخت بود برام 🥲
۹ماه استراحت مطلق دارو قرص آمپول شیاف ضد سقط
هر روز تو راه دکتر بعدم درد وحشتناک سزارین
الانم شش ماهه ی خاب خوب ندارم دیونهم کردن بچه هام هم کولیک و رفلاکس داشتن ماه های اول خیلی سخت گذشت بهم الان خابشون تنظیم نمیشه 🙃🤕

من بارداری استراحت مطلق بودم نسبتا
نمی‌تونستم جایی برم
زایمان خوبی هم داشتم
زایمانم طبیعی بود با اپیدورال بچه اولم هست🌸🌸🌸🌸💕💕💕

ولی خب بعد زایمان به شدت به شدت شقاق سینه داشتم
یعنی زمین و زمان رو چنگ میزدم
کل سینه ام آتیش می‌گرفت
۴ تا دکتر رفتم ولی فایده ای نداشت

تازه از ماه سوم دخترم معنی مادر شدن رو فهمیدم
یعنی توی اون دو ماه اول انقدررررررر درد داشتم رسیدم به وزن قبل از بارداریم
۲۰ کیلو کم کردم توی دو ماه🥺🥺🥺🥺

خدا رو شکر الان همه چی نسبتا خوبه
ولی خب مسئولیت بچه داری خیلییییییییییی سخته😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫

من تو دوران بارادی ۳ ماه اول ب غیر از حالت تهوع خونریزی کردم و هر شب امپول میزدم ک خدایی نکنه سقط نکنه تو استراحت مطلق بودم بعر ۳ ماه هفته میزدم امپولم کمک حال چقد گشنه موندم فقط همسرم بود مادر شوهرم اینابا اینکه نزدیکم بودن نمیومدن مامانم اینا شهر دیگ اصلا خیلی سختی کشیدم سر کلاژ بودم بعر بدنیا اومدن هم کولیک داشت تا ۵ ماه گریه گریه شبا خواب نداشتم روزا الانم مریض شده از بغلم پایی نمیاد

بارداری راااحت فقط ماه اخرش خارش بدن خیلی اذیتم کرد زایمان از اون راحت تر
ولی بچه داری ۲ ماه اول خیلییییی سخت بود با اینکه دخترم خیلی ارومه و اصلا اذیت نمیکرد ولی خودم اصلا نمیخوابیدم میترسیدم بخوابم تو خواب دور از جونش خفه بشه🥲 اخه تو بیمارستان یه بار اونجوری شد دیگه ترس داشتم

ولی هم بارادریش خیلی سخته تر بعدش برای من بچم همش گریه میکنه آروم قرار نداره این لحظه ها شیرین ولی اگه بچه خیلی اذیت هم کنه بازم شیرین

هم بارداری سخت زایمان وحشتناک بعد زایمان وحشتناک ترر

سوال های مرتبط