۱۱ پاسخ

اضطراب جدایی موج دوم داره که از اوایل ۱۸ ماهگی شرو میشه و چون بچه مادرشو کامل میشناسه و از نظرعاطفی بیشنر بهش وابسطه ست این اتفاق میفته.

دختر من از شدت گریه کبود میشه هرکاری میکنم حواسش پرت نمیشه کخ بتونم حتی ظرع بشورم
اخر میگم بدرک چی از اعصاب بچم مهمتر که اینجور اشک میریزه و محبتمو میخواد
مشغول هرکاری باشم ول میکنم میشینم بغلش میکنم سرشو میزاره رو شونم سریع ساکت میشه و سکسکه میکنه.
زندگیم ۴شنبه بازاره.
با دخترم بازی میکنم جیغ جیغ میکنیم میخنده
این کوچولوها عشقن عشق...
قدر بدونین که هرچی بزرگتر بشن ازتون بیشتر فاصله میگیرن بعد حسرت یه بغل ازشون به دلتون میمونه.

نمیتونم کارامو انجام بدم اصلا
از بس اذیتم میکنم میرم ظرف بشورم کنار سینک گریه میکنه میام اشپزی کنم همینطور
دسشویی همینطور

تولدت مبارک قشنگم😍💗
انشالله ت ساال جدید بهترینا نصیبت ش🌱
.
هممون تو همین وضعیم من هی میرم اینور اونور سرش گرم شه کمتر اذیتم کنه🤕

عزیزم ماهمش در حال فوتبال بازی کردن هستیم همین که خسته میشن دوتاشون جیغ و داد و گریه بغلشون کنم تو بغلم کن فوتبال بازی میکنم بچه ها تو بغلم تشویق میکنن منو

هیچی صبر کن تابزرگتر بشه ینی هیچ راهی نیست مگه اینکه با کسی تو خونه سرگرم بشه

حالا پسر من ۲۴ ای میگه باید براک‌کناب بخونی نمیزاره هیچچچ کاری کنم😐🤣

منم همینطور، خیلی پشیمونم بچه دار شدم، بچه دار شدن هیچ خوبی نداره

من گاهی از دستش میرم تو اتاق خودمو میزنم گریه میکنم خالی میشم میام‌بیرون🙌😁

عزیزم اگه خونه منو ببینی چی میگی دخترم کلا چسبیده به لنگ منه باباش داداشش هیچکس نمیخواد فقط منو می‌خواد مخالف خواستش باشم موهام میکشه تو دستش پر از مو میشه فقط ۲ ساعتی خواب وقتم آزاد نمی‌دونم استراحت کنم یا کوزتی

منم مننممم میرم آشپزخونه از گریه کبود میشه
غذا میپزم آویزون میشع از پام گاز میگیره بشگون میگیره با گریه شدید میگه ممه
همش ممه میخاد خداااا🥲🥲🥲🥺🥺🥺🥺🥺🥺😔😔

من و شوهرم داغون شدیم به خدا صورتم زد شب عیدی با اسباب بازی کبود کرد انگار عصبی شده

سوال های مرتبط