میشه بگید با دخترم چیکار کنم؟
چهار سال و چهار ماهش هست ، بشدت اجتماعیه خیلی زیاد ها ، از همون اول ترس از غریبه و اینا نداشت با همه راحت بود حتی توی نوزادی
الان وقتی میریم بیرون یا کسی رو میبینم بچه و آدم بزرگ فرقی نداره سریع باهاشون اخت میشه ، شروع می‌کنه به صحبت کردن و بازی کردن و تعریف کردن از اتفاقات و بازی ها و سوال پرسیدن ازشون
تا یه جایی خوبه ها که خیلی منزوی نیست ، می‌تونه دوست پیدا کنه ، با بقیه هم کلام بشه
ولی یوقتایی مثلا سوار تاکسی میشم طرف غریبه اس ، یا یکی اصلا خوشش نمیاد کسی باهاش حرف بزنه یا یه بچه ای ازش فرار می‌کنه دخترم فکر می‌کنه داره بازی می‌کنه و دنبالش می‌ره و پیله می‌کنه بهش (ولی اون داره اذیت میشه)
مثلا یکی بهش بگه عمو یا خاله بریم مغازه یا بهت فلان چیز رو بدم می‌ره
توی جاهای شلوغ بدو بدو میره و از ما دور میشه ، نمیترسه اگه مامان باباش رو نبینه . چیزی به معنی دزد و آدم ربا هم براش معنی نداره فکر می‌کنه همه خوبن
میترسم بریم بیرون از جلوی چشمم دور بشه . اتفاقی براش بی‌افته
.
نوزاد پوشک شیرخشک بچه داری شیرمادر دوست

تصویر
۸ پاسخ

چقد نانازه 😘🥰

حالا همه چیش برعکس دختر منه

دقیقا سن دختر منه اونم همینجوریه 😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫

عزیزم من روانشناس کودکم
این چیزایی که میگی باید بررسی دقیق بشه و اتفاقا خوبه که بهش حساس شدی چون ممکنه توی بزرگسالی هم به مسئله بخوره
اگر خواستی بهم پیام بده شمارمو بدم بهت رایگان تلفنی صحبت کنیم

براش کتاب داستان با این موضوع هایی که گفتی بخون یاد بگیره

بانمکه که این چیزارو براش توضیح بده یادش بده خب بچه ها اموزش پذیرن

اوووف کا پسرمنم همینه دقیقا همینایی که گفتی موندم چیکارکنم پسرم۳سال۹ماهشه

چه دوسش دارم انگار😂😍

سوال های مرتبط

مامان آلوچه 🍏🍓 مامان آلوچه 🍏🍓 ۱۰ ماهگی
خانوما خواهش میکنم بیاید 😭😭😭
من خیلیییی شدید خواب های آشفته و ترسناک میبینم . اکثرا یا شکنجه میبینم یا مردن کسی رو ، خسته شدم دیگه 😭😭😭😭😭
از دوران بارداری یه چند بار دیدم خیلی کم بعدش که دخترم به دنیا اومد دیگه نمی‌دیدم زیاد
ولی الان تقریبا دو سه ماهی میشه که تشدید پیدا کرده
فرقی نداره ذهنم آروم باشه یا حتی در اوج خستگی هم باشم که آدم بیهوش میشه چیزی نمی‌فهمه گاهی بازم این خواب هارو میبینم
همش یادم نیس ولی مثلا یه بار دیدم یه زن رو گرفتن میگفتن این دزدی کرده یا فلان کار بد رو کرده و دستشو از مچ قطع کردن و اونم زجه میزد و با اون یکی دستش زمین رو چنگ میزد می‌گفت ولم کنین تورو خدا و اونا هم میگفتن ن باید گردنشو هم بزنیم که بعدش انگار یه نفر واسطه شد و ولش کردن (دقیق یادم نمیاد اون زن چیکار کرده بود و کیی واسطه شد )
یا یه بار می‌دیدم همه مردم افتادن به جون هم یکی گردن اون یکی رو میزنه یکی، دست اون یکی رو قطع می‌کنه ، یکی پای یکی رو (انگار که مثلا قیامتی چیزی بود ) رسماً جلوی چشام مثلا کسی که سرش رو از دست می‌داد و جون می‌داد می‌دیدم خون فش فش می‌کنه از گردنش
با مثلا یه بار دیدم لبه پشت بوم یا حالا پرتگاهی چیزی طرفو دراز کشوندن و یهو سرش رو زدن از پشت بوم افتاد زمین سرش
بقیش پایین می‌زارم چون طولانی شد 👇👇

فرزند پروری واکسن ، پستونک . پوشک آبریزش