۱۱ پاسخ

آدم بی شعوری که بعد پنجاه سال آدم نشده رو چکار باید کرد به نظرت اصلاح میشه تازه بدترهم میشه بی محلی تا میتونی خونشون نرو

خیلی ببخشید ها ولی مادرشوهرت واقعا بیشعوره 😑
ایشالا مامانت خیلی زود سلامتی شونو به دست بیارن عزیزم🙏🏻🤍

بنظرم همون سر سنگین بودن و حفظ فاصله بهترین کاره
نه خودتو اذیت کن نه بها زیادی بده
کسیم حرفی زد خودتو بزن ب نشنیدن
هرچی خودتو بگیری عزیزتری

عزیزم من ۶ساله خونه اینا عروس هستم تو این ۶سال هیچ محبتی ازشون ندیدم .حالا جاریم یه ساله اومده بیا ببین چه بریز و بپاشی میکنن
شاید باورت نشه تولد پسرم آبان بود مادرشوهرم هنوز بهش کادو نداده میگه دستم خالیه .
بعد من دیشب فهمیدم به برادر شوهرم و زنش هر کدوم یه تومن عیدی داده .من تو این چند ساله هیچی ندیدم .
جالبش اینجاس ما یه جا مجبور شدیم یه بدهی ۲تومنی برادر شوهرم رو تسویه کنیم حالا مادر شوهرم هی میگه ندارم از طرفی میبینم میلیونی میده به اون پسرش .
حالا جالب ترش اینجاس ک اون معتاده و هزارتا بلا سرشون میاره

وای چه آدم دوروییه
خیلی بده
اول از همه ان شالله مامانت هرچه زودتر خوب بشه و صحیح و سلامت باشه همیشه
دوم اینکه واقعا اینجور که فهمیدم مادرشوهرت ببخشید خیلی بی شخصیته
اینقدر راحت دروغ میکه
به نظرم همه اینارو به شوهرت بگو
از این به بعد هم تاحایی که می تونی و شوهرت ناراحت نمیشه باهاشون رفت و امدت کم کن
وقتی هم میری خیلی سنگین باهاشون برخورد کن

من ۷ساله عروس این خانوادم تواین ۷سال ۲یا۳بارعیددیدنی رفتن خونه مامانم درحالی که هرسال میخوان برن خونه مادربزرگ وپدربزرگ همسرم سرراه خونه جاری ابجیم وخواهرشم میرن

هیچی خواهر
خانواده همسر هرکاری کنی خانواده همسرن 😐
مادر شوهر هم همینطور.
من با جاریم اختلاف داشتم اینقدر پشت سر من حرف زدن ولی اون جاری خوبه بود 😏
به نظر من عکس العمل خاصی نشون نده اینچیزا همیشه هست

من با عیر دیدنی کاری ندارم ولی حتما باید ملاقات می‌رفت چطور روش میشد به شما نگاه کنه

فقط یه سوال این جاری جدید هم شاید چون جدید هست داره میره خونش...مثل خودت که گفتی اون اوایل ازدواج اومدن عید دیدنی خانوادت

این دیگه خیلی بیشعور
ایشاالله مامانت زودتر لباس عافیت بپوشه و خوب بشه

نمیدونم چطور رفتار کنی ولی بهت حق میدم ناراحت باشی.من خودم مثلا یکی دوتا برخورد دبدم از مادرشوهرم که بین دخترم و دختر جاریم فرق گذاشت..رابطه ام و‌کلا و صد درصد باهاشون قطع کردم حتی عید هم خونش نرفتم.تلفن هم نزدم.بعد از اون خیلی کار برای جبران کرد ولی گفتم چون محبتش از سر اجبار بوده و دلی نیست قبول نمیکنم این محبت رو...

سوال های مرتبط