۱۱ پاسخ

منم از هفته 36مجبورشدم از خونمون و جزیره خارک ک ساکنشیم برم خودبوشهر ،روز 5بعد زایمانم جنگ شد و مامجبورشدیم حتی ازخود بوشهرم بریم توابع، اینقد دربدری کشیدم تو این وضع، خیلی اذیت شدم بابخیه هام،اینقد عاجز بودم ک نگو الان بچم یماهشه ومن هنوز بخیه دارم و باید بذارم جذب شه، ولی گذشت، توهم اگه پیش خواهرتی و شرایط تهران خوب نیست نرو، شوخی بردارنیست این شرایط،من بوشهرخونه خواهرم بودم ولی نزدیک جایی بود ک میزدن تن و بدن بچه میلرزه گناه داره

کرج آرومه تقریبا
تهرانم چند روزه بهتره ولی خب چند تا در روز میزنن

تهران سرو صدا هست ولی من جات بودم همون شهرستان زایمان میکردم چون اصلا قیمتا عجیب

وای حرف دل منو زدی کاش میشد رفت خونه خودم برا زایمان هم اونجا باشم🤕

وای شرایط منم مثل توعه😭😭
۳ هفته ست اومدیم شهرستان
هی به شوهرم میگم برگردیم من دور از خانوادمم اینجا نمیتونم زایمان کنم اصلا قبول نمیکنه😭میگه تا پایان جنگ همینجاییم دارم دق میکنم دیگه نمیتونم با خانواده شوهر زندگی کنم خیلی سخته
یعنی میشه یکروزی پام برسه خونه خودم؟😔😔مثل رویا شده برام
یعنی میشه یروزی خانوادمو ببینم😔😭

من تهرانم عزیزم نه اونجوری ک میترسونن نیست اصلا
تازه ما سمت آزادی ایم ک پر خطرم محسوب میشه مثلا

با این وضعیتی که تعریف میکنی کسی نیس ازت مراقبت کنه اینجا که هستی
به نظرم میتونی بری تهران و جایی بمونی که امن تر باشه
جنگ هست ولی مراقبت بعدشم واقعا مهمه!

‌کرج ک خبری نیس

منم از اولش تهران هستم دو هفته خونه مادرشوهرم بودم بعدش اومدم خونه خودم ،هیچ جا خونه خود آدم نمیشه

تهران اروم‌تر شده بنظرم ، من ک از اولش تهران موندم

واقعا سخته دوری از خونه زندگی.انشاالله هر چ سریعتر جنگ تمام بشه همه چی طبق روال اولی برگرده

سوال های مرتبط