۱۴ پاسخ

بنظرم به حرف شوهرت گوش بده حالا یه شال همینجوری بنداز رو سرت چی میشه. منم حجابم در همین حده اما شال میپوشم چون شوهرم خوشش نمیاد

به حرف شوهرت گوش کن دوستت داره روت غیرت داره.

حجاب به خودت مربوطه و کاملا شخصی. اصلا اهمیت نده

کاش،مردا اینو بفهمن حجاب مسیله شخصیه . انقد امرو نهی نکنن

من ارامش خودم برام مهمه. در نتیجه بگه شال بزار میزارم. حالا میزارم رو سرم باشه. چون شوهرم و میشناسم اگه لجبازی کنم اون صدبرابر بدتر میکنه بعد اوقات خودم برای یه چیز به این کوچیکی تلخ میشه

اوووو الان که دیکه همه بیرون با شلوار کوتاه و پاره ‌بدون شال میچرخن دیگه پسر دایی و فک‌و فامیل محرمن

خدارو شکر کن ک شوهرت عقل و شعورش بیشتر از فامیلت

یه شال سبک بنداز حالا چی میشه

مثل شوهر منه. خیلی رو حجاب من حساسه با اینکه روسریم رو سرم فقط باشه مهم نیست چقدر مو بیرونه 😆

اول ازدواج چجوری بودی

عزیزم خب بزار شالتو بنده خدا سختگیر نیستش ک ...چرا میخوای از خودت برنجونیش ...

اون چه شالیه اخه پشتو جلو مو بیرون
دیگه باید از یجا شروع کنی اونم دوتا غر میزنه یه قهر میکنه بوسش کن خوب میشه خر مبشه🤣

بنظرم نکن این کارو منم کلا زیاد باحجاب نیستم شوهرم کاری نداره ولی رو شال گذاشتن حساسه حتی اگه همه ی موهام بیرون باشه چون شوهرمو دوس دارم واسم اهمیتی نداره بقیه چیکار میکنن این همه کار بخاطرم میکنه از خیلی کارام چشم پوشی میکنه بااینکه دوس نداره حالا عب نداره ی شاله دیگه میزارم بخاطرش من بابلیز شلوارم بگردم کار نداره ها فقط ی شال نازک حتما روموهام باشه خیالش راحته😂😂😂عب نداره بزار توهم وقتی دوس نداره

بنداز دور گردنت نگاش هم نکن😂

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری