۲۵ پاسخ

البته اینکه دست بزن نداره و خیانت نمیکنه رو بهش نمیگن ویژگی خوب، اینا اصول اولیه ی یک زندگیه که هرکسی وظیفشه داشته باشه

مشکل شما فقط اینه بچه ننس و این بخاطر اینه با خانواده شوهرت یجا زندگی میکنی
مشکلی نیست ک نشه حلش کرد ،طلاق چرا؟!😕
بنظرم خونه جدا بگیرید و بعدش ببین فرقی میکنه یا ن

عزیزم وفاداری وظیفه است نه یک پوئن مثبت
لطفا لطفا مشاوره برین اینجا کسی چیز درستی نمیگه

جمع کن برو ، بگو من باردارم ، خونمو جدا کنید ، خونه جدا میگیرن اینطوری ارتباطت کمتره . اگر الان لشه کاری کرد الان برات میکنن بچه ات بیاد پاگیر میشی دیگه کسی به حرفت تره هم خورد نمیکنه

شوهرت تازه بعد ۲۶یا ۲۷ سالگی پخته و بالغ میشه، هنوز بچس. برادر شوهر منم ۲۲ سالشه هنوز رفتاراش بچگونس همش با دوست دخترش بحث میکنه
خودتم بچه‌ای. زمان میبره تا درست بشه زندگیتون. باید برید پیش مشاور وگرنه بدتر میشه شرایطتون
بعدم شده یه خونه ۴۰ متری اجاره کن ولی جداشو از خونواده همسرت و مستقل بشید

خب عزیزم خودت میگی ۲۲ سالشه بچس خب
رگ خوابشو پیدا کن طلاق به این آسونی نیس آدم فک می‌کنه بعد طلاق خوشبخت میشه و.....
منطقی بدون دعوا بشین باهاش حرف بزن

کجا رفتی؟؟؟ صبور باش هیچی با قهر درست نمیشه شوهرت هم بچه هست واقعا زمان میبره تا عاقل بشه ولی تو تحت هر شرایطی درست بخون حتی اگه باردار باشی

دلیل رفتاراش فقط سن کمش هست
یه زن میتونه شوهرشو به اون چیزی که خودش دوست داره تبدیل کنه؛ طبیعی این طور رفتار هایی ک الان داره بخاطر سنش هست .. بهش یاد بده نه با دعوا و بحث با ملایمت مثلا بهش بگو اگر فلان کارو کنی خیلی زندگی خوشبختی قراره داشته باشیم
بگو که از کدوم رفتاراش خوشش میاد از کدومش نه ؛ هروز براش تکرار کن
و اگر روزی یک درصد تغییر کرد ازش تشکر کن و بهش بگو دوسش داری بغلش کن تا بفهمه از اون کاری ک کرده حس امنیت گرفتی و حالت کنارش خوبه...
همیطوری پیش برو نهایت تا دو سال دیگ کامل رفتارش عوض میشه
الانم هیچ نگران نباش چون سنی نداره و هنوز درگیر غرور های جوانیش هست
تو بی چون و چرا ب حرفش گوش بده تو حرفش نه نیار ؛ وقتی ببینه داری طبق خواسته اش پیش میری اونم کم کم باهات راه میاد؛ بهونه نده دستش...
الانم حامله ای مبارکت باشه عزیزم❤
بهش بگو جریان نی نی دار شدنت رو ولی
خواسته هاتو هم بگو .. بهش بگو دوست دارم پدر بچم اینطوری باشه.. باهاش حرف بزن ...
با نی نی هم میشه درس خوند و جایی رسید
اما سخته😁؛
ایشالله که موفق باشی❤🎀

عزیزم داستان رو خوندم
اول اینکه این وابستگی به خانواده همسر توهمه مردا هست !!!

اما اول با همسرت صحبت کن
قانع کن که زندگیش جدا شده
همه شرایط رو بگو

اما با اومدن بچه شاید همسرت یک درصد بهتر شد!
مسئولیت پذیر تر شد سن همسرت هم واقعا کمه
بخدا همسر من نزدیک ۳۰ سالشه من میگم بچست هنوز

همسر شما اول راه هم نیست
شما باید درستش کنی زمان میبره
نظر من اینه :
اول صحبت با همسرت و اینکه فکر کن برای بابا شدن چه مسئولیت هایی باید داشته باشه بهش یاد آور بشی
مردا عاشق بچه ان
مطمئن باش بهتر میشه


دوم
چند ماهی زندگی کن پیش خانواده همسرت تا زایمان کنی و بچه رو دست بگیری
بعدش شروع کن به اینکه جدا شیم از این خونه ( مثلا بهونه بیاری جامون کوچیکه و....)
کم کم مستقل میشی
باز فک کن به حرفم


خانواده خودتم که اینطور

مرد بچه ننه ۴۰ سالش هم بشه باز بچه ننه است. داداش خودم همینه. زندگیش هم هیچ وقت درست نشد فقط یه بچه طفل معصوم این وسط بدبخت شد. مرد بچه ننه تحت هر شرایطی اخر هر داستانیش میرسه به مامانش. نمیگم جدا شو، طلاق رو بذار آخرین راه حل. ولی الان واقعا بچه دار شدن استباهه. هر کاری از دستت بر میاد واسه درست شدن زندگیت انجام بده و حتما پاتو توی یه کفش کن که باید خونه مستقل بگیره شده یدونه اتاق ۱۲ متری. به حرفایی که بعضیا میزنن بچه میاد درست میشه، شوهرت بزرگ میشه درست میشه هم گوش نکن.
این مدت هم سعی کن از نظر مالی مستقل بشی که اگر خدایی نکرده کار به جدایی رسید مجبور به تحمل دوباره برادرت نشی.

تا جایی که من میدونم اولا فحش و کتک و اذیت خانواده شرف داره از کسی که به اصطلاح شریک زندگیته! دوما بخاطر هیچکس حتی بچه توی شکمت از درس و کار و پول خودت نگذر! سوما لطفا از اون بچه ابزاری برای دوام و تغییر کردن رابطه‌ات استفاده نکن!

بچه خیلی مهمه ولی زمانی که طرفتو دوس داشته باشی الان ک نمیدونی گناه یه بچه رو هم گردن بگیری شاید بخاطر این بچه اخلاق شوهرتم خوب شد ضمنا تاپیک رو خوندم شغلت خیلی خوبه اینکه همسرت اجازه نمیده چون هیچ مردی حاضر نبست همسرش از سطح خودش بالاتر بره حتی اگ تظاهر به حمایت وتشویق بکنه ازطرفی اگ درستو ادامه ندی همیشه ارزوش برات می مونه پس بهتره به همسرت بگی تو این دوران که باید در سکوت و ارامش باشم اجازه بده برای گذران زمان درسمو بخونم و ادامه تحصیل بدم در کنارش مادر خوبی هم خواهم بود در غیر اینصورت تداوم این زندگی یعنی تکرار هرروزه غصه خوردن و اعصاب خوردی

عزیزم خونتون جداست یا تو یه خونه اید منظورم اینه دو طبقه هس یه طبقه تویی یه طبقه مادرشوهرت یا تو یه خونه اید

عزیزم اوایل زندگی همه مشکل داشتن تا ۳ سال اول زندگی برای اکثریت آشوب بوده ب. نظرم باش صحبت کن بگو بیا بریم ی خونه دگ بشینیم دور از همه واس خودمون زندگی کنیم سخت نکنیم زندگیو واس همدیگ .سنشم کمه اونم نمیدونه چی درسته چی غلط. دیدی اصن تو سرش نمیره ی مدت قهر کن برو ببینه جدی هستی شاید ب فکر خونه ی جدا گرفتن بیوفته

بنظرم جدا نشو هزار تا دلیل دارم بهت بگم اما بهم اعتماد کن و جدا نشو فقط با سیاست میتونی زندگیتو نجات بدی این یه مشکل داره بعدی هزارتا

عزیزم به خاطر سنش نیست؟
ولی شما اگر میترسی حتما حتما الان که دعوا کردین یه تعهدی شده بابت تحصیل و کارتون بگیر
با هیچی برنگرد
بزار دستت پر باشه

مشاوره تلفنی رایگان1480زنگ بزن ازشون مشاوره بگیر

برو مشاوره خیلی کمکت می‌کنه ،همسرت هم سنش کمه جا داره تا پخته تر بشه ،این چیزی هایی که گفتی با کمی سیاست زنانه میتونی مدیریت می‌کنی فقط باید بلد باشی،کلاس های انرژی زنانه و سیاست برو ،درستم ادامه بده.

شوهرت خیلی سنش کمه حق داره رفتاراش بچگونه باشه راجب درسم من خودم درسم عالی بود تنها شرطی که گذاشتم قبل ازدواج درس و دانشگاه بود پدرمم باهاش صحبت کرد قبول کرد اما الان زده زیر همه چی حتی ی کلاسم نمیزاره برم سرگرم بشم اکثر مردا همینن با درس و شاغل بودن مشکل دارن، تو تلاشتو کن از پیش خانواده شوهرت برین جای دیگه خونه بگیرین مشکلاتتونو حل کنید والا جای من بودی چیکار میکردی من بچه هم ندارم اما کو پشتوانه

در مورد همسرت یکم که بگذره رفتارش بهتر میشه چون هنوز بچه س
ولی اگه آدم متعصب و شکاک هست نمونی بهتره

عزیزم بدونه بچه داری شاید اخلاقش بهتر بشه.

شوهر خاله من اینجوری بود خاله ۱۷ شوهرش الان باید ۲۳ باش از این بدتر ولی خاله کم کم گرفت تو دستاش و الان خیلی خوب شد بچه ننه خیلی سخته درستش کن نکنی دیگ تا آخر اینجوری و اذیت میشی کاش نامزدی سفت و محکم وای میستادی حساب دستش بیاد

مشاور مراجعه کنید با هم

تو این شرایط بدترین کار بارداریت بودش الان هم سعی کن ببریش مشاور مشکلتون و مشاور حل کنه

به نظرم بشین باهاش حرف بزن و مشکلاتی که دارین باهم حل کنین
همونجور که گفتی خوبی هم خیلی داره اون قسمت بی تعهد بودن نسبت به خانواده اصولا (نه همیشه) بیشتر اوقات با اومدن بچه برطرف میشه چون حس پدرانه همراه با حس وظیفه و مسئولیته
به نظرم حتی شده یه ارتباط کوچیک با یه مشاور بگیر حتی اگه حضوری نمیتونی
باهاش صحبت کن و واسش کامل تعریف کن چجوریه
ما نمیدونیم تو در چه حدی میگی مثلا زندونی میکنه و نمیزاره جایی برم همه اینا باید شفاف سازی بشه تا کسی کمکت کنه

سوال های مرتبط