فرزند پروری
تب
پوشک
فرزند پروری

تصویر
۱۲ پاسخ

شوهرمنم اینجوریه..خونواده من کلی تاوان بی ننه باباگیشو دادن کلی زحمت براش میکشن بی چشم و روئه.ولی اگه هزار تومن از ننه باباش به ما رسید میخاد دوبل و سوبل براشون جبران کنه

کلا همه ی مردا همینن ۵ سال پیش پدرش یه کیسه برنج بهمون داد هنوز داره میگه خونواده من هوامو دارن آره اگه نمیداد از گشنگی تلف می‌شدیم خداروشکر هیچ احتیاجی به بقیه نداریم ولی از اون موقع هیچی از خونوادش قبول نمیکنم چون خیلی منت میذارن سر آدم

تقصیر خودته نباید منتظر حرف شوهرت باشی خودت بایر داداشت دعوت میکردی الانم برادرشوهرتو دعوت کن بعد داداشتو دعوت کن که بحث پیش نیاد به بچه های داداشت عیدی هم بده

مردا همینن اه اه، قبل عید خواهرشوهرم بخاطر اینکه شهرشون رو زده بودن اومده بود شهر ما، پدر شوهرم گفت دعوتشون کن حوصله شون سر رفته!! اینم بدو بدو همه رو دعوت کرد مهمونی گرفت ۱۵ تومن هزینه ش شد، در حالی که سر ماه ی چک داشتیم، بعد مهمونی مجبور شدیم هیچی نتونستیم واسه عید بگیریم، بهم گفت خرج عید با تو، منم گفتم ندارم بدم، ( از لجم) بعد دید من نمیدم، از باباش گرفت خرج کرد، بعد تو عید برادرهاش مهمونی گرفتن، هممون رو دعوت کردن، بعد این دوباره جو گیر شده بود گفت دوباره دعوت کنیم😡 چپ چپ نگاش کردم نشست سر جاش ، الان حدود ۱۵۰ تومن قرض گرفته بازم تا چند وقت قراره بهم هی بگه رعایت کن صرفه جویی کن اونوقت باز دلش مهمونی تیر و طایفه ش رو میخاد 😒😒

عزيزم کلا مردا اینجورین یادمه یه سال مامان من برای دخترا انگشتر خرید اونموقع ۵ونیم داد بعد به بچه ها نفری ۲۰۰ داد بعد من بهش ۱تومن دادم رفتیم شهرستان به مادر شوهرم ۳۰۰ دادم اونم به بچه ها نفری ۱۰۰ داد بعد شوهرم گفت به مامانت ۱تومن گفتم ببخشید مامانم نزدیک ۷تومن داده ومامانت همون ۳۰۰ خودمو برگردوند الانم به مامانم ۱تومن دادم بهش گفتم ۳۰۰ بقیشو از پس انداز خودم گذاشتم قراره به مامانم ۳۰۰ بدم رفتم شهرستان به خانواده شوهر رو نده گفت شام بگو خودت برو بخر آماده من حوصله شام درست کردن ندارم از اونورم داداشتم دعوت کن حالش جا بیاد.

ای خواهر دست رو دلم نزار که خونه

بنظرم خودت دعوت کن

من ک همیشه بدون اجازه گرفتن از شوهر خانواده خودم و خودش دعوت میکنم البته ک اصلا آدمی نیست برا خودش دعوت کنه برا من نه همیشه مث هم بوده ...ولی من همیشه پیشش میگم مثلا بابام اینا میخام دعوت کنم اونم میگ اشکال نداره

همشون همن

شوهر من برداشته جعبه جعبه میوه برده خونه مامانش بعد کلا خونه مامانم هستیم 😅

ششوهرمنم همینه الخصوص خوشحال میشه زن برادرش بیاد خونه هروقت بیاد خونه مون شوهرم بال بال میزنه واسش خونه اشون اصفهانه اومدن خونه مادرشوهرم بعدش شوهرم قایمکی میره اونجا ومیاد دیشب گفتم احتمالا فردابیاد لبخندملیحی زد گفت اومد دیگه نزاریم بره .بیشترازمن دوستش داره بهش گفتم چرا خواهرش نگرفتی بگرفتی دیگه مدام باهم بودین هچی نگفت اخم کرد خیلی روش حساسه

همه همینن

سوال های مرتبط

مامان دلوین،دوقلوها🧿 مامان دلوین،دوقلوها🧿 ۵ سالگی
مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد