من با یه سینه شیر میدادم و شدیدا وابسته بود ، یه روز سینم عفونت کرد و بستری شدم دیگه شبش مونده بود پیش مادرشوهرم و شوهرم ،برده بودن با ماشین خوابونده بودن شب بیدارشده بود شیر خواسته بود نبود دیگه نخوابیده بود دوباره هفت صبح برده بودن با ماشین خوابونده بودن ، عصر که من اومدم شیر خواست چسب زخم زده بودم گفتم اوف شده ، هربار خودش میومد میگفت اوف شده و میرفت ،شبم دوباره با ماشین خوابوندم و نصفه شب بیدار شد با لیوان نی دار بهش آب سیب دادم ،یه هفته با لیوان نی دارو آب و آب سیب درگیر بودیم تا از سرش افتاد ،قبل با سینه میخوابید الان رو پام بهش قصه میگم میخوابه
سلام عزیزم
من سینمو میدادم و بی نهایت وابسته بود مثل پسرت شبا زیر سینه باید خوابش میبرد یعنی تو بیست و دو ماه که شیر دادم یبارم بدون شیر و سینه نخوابیده بود حتی تو ماشین
من از لحظه که بیدار شد و یه وعده شیر خورد کم کم نظم دادم مثلا هر نیم ساعت دادم
میومد حواسشو پرت میکردم خوراکی میدادم
هر یه هفته میکردم یکساعت یه هفته بعد دو ساعت
وعده صبحم بعد بیداری رو هم وقتی همه نظم گرفتن قطع کردم موند قبل خواب ظهر و قبل خواب شب
اما تو خوابشو میدادم
بعد تو خوابشو و قبل خوابشو یهویی گرفتم چون نشد
صبر زرد زدم دیدم خورد
منم دیگ نشون ندادم کل روز بیدار نگهش داشتم کلی بازیش دادم شب یکم ملاتونین دادم سه شب فقط گریه کرد ولی کنارش بودم تو بغلم رو مبل نگه میداشتم
درازش میکردم زمین میزدم رو سینش ولی خودم نمیخوابیدم
سه شب گریه کرد هر شب کمتر از قبل
و بعد سه شب دیگ حتی نق هم نزد
تو اون سه شب شب اول بازم خوابش که برد دوبار دادم شب دوم یبار شب سوم ندادم همون کارای حین خواب رو انجام دادم فهمید تموم شده دیگ نخواست
من یک ماه هست شیر شبشو گرفتم
حالا میخوام شیر اول صبحشو بگیرم چون اول صبح بیدار میشخ میخوره میخوابه
بعد میخوام شیر قبل خواب شب
یعد شیر قبل خواب ظهرشو بگیرم
بقیه روز رو دیکه میشه سرگرمش کرد
من دو هفته است گرفتم
شاید روشم جالب نباشه
ولی روی دخترم جواب داد خیلی پی شو نگرفت
من چند وقت قبل سینمه مو تلخک، آبلیمو، چسب زخم و از این کارا کردم دیدم جواب نیست
هفته آخر اسفند اومدم موهای سرمو گلوگه کردم روی سینه طوری که نوک سینم معلوم نباشه
بعد سینه سمت چپ مو اینطوری کردم عصر یکم گریه کرد ولی گفتم می می دیگه خوبه اومد اینو خورد یک هفته با یک سینه آروم بود
دقیقا روز اول عید اونم مو چسبوندم نشونش دادم گفت می می پیف شده اصلا نیومد سمتش خیلی راحت فهمید اونم نخوره
چون قبلا با شکل سینه سمت چپم آشنا بود
شبا هم شامش میدم یکم تو بغلم میگردونم شاید یک ربع بخوابه
بین خوابم یکبار بیدار میشه بهش آب میدم با شیشه شیر میخابه تا صبح
من گرفتم عزیزم امروز 4 روزه زردچوبه زدم سر سینم دیگه نیومد سمتش
من شب اول موقعه خواب دادم ،شب دوم تو خواب بودم دادم،شب سوم بهش شیرکاکائو دادم
منم خواستم تدریجی بگیرم نشد یه روز رفتم خونه خواهرم که دورش شلوغ باشه تلخکامی زدم وقتی اومد بخوره گفتم ببین تلخ شده بچه ها بزرگتر میشن غذا میخورن میمی تلخ میشه یه چند باری اومد همینو گفتم خداروشکر خیلی همکاری کرد البته دورش شلوغ بود دو شب بی قراری کرد من مصمم لودر ندادم دیگه بیخیال شد البته من اصلا دوست نداشتم این مدلی از شیر بگیرم اما تدریجی خیلی اذیت میشد البته من از 6 ماهگی شیر شبو خیلی کم کرده بودم مثلا یه بار شبی اگه بچه شما شبا زیاد بیداری میشه بنظرم اول شیر شبو قطع کن بعدش روز که خیلی اذیت نشه
من دو ماه پیش گرفتمش اول روز رو قطع کردم هی میبردمش پارک حواسشو پرت میکردم بعد شبو فقط کم کم کمش کن یهو نگیری ک جفتتون اذیت میشین گلم هی حواسشو پرت کن بازی کن بیرون ببر تا دیگه نخوره کم کم عادت میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.