موضوع انشا امروز : خوشبحالت دختر داری دخترا خیلی ارومن 👀


بسم الله الرحمن الرحیم ، صبح همین ک چشماشو باز میکنه میگه شکلات میگم نه شرو میکنه پخش زمین میشه ججییییغغغغغغ گریهههههههه داادددددد به زور ارومش میکنم هواسشو پرت میکنم صبحونشو درس میکنم میارم بخوره میبینه شکلات نیس دوبارههه جیغغغغ دادددد گریهههه باز ارومش میکنم غذاشو ب هرترفندی شده میدم ۵ دقیقه بعد یهو میگه‌ زنگ بزنم بابا الو کنم میگم نه بابا سرکاره دوبارههههه جیغغغغغ داد گریههه باز میگم خب بیا زنگ بزن خلاصه زنگ میزنه باز تا قطع میکنه میگه دوباره زنگ بزنم میگم نه دوباررررهههه ججیییغغغ داددد گریه باز هواسشو پرت میکنم میره بازی میکنه یهو نمیدونم تو ذهنش چی میگذره وسط بازی خودش با خودش دعواش میشه دوباارههههه جییغغغغغ گریهههه پخش زمین😑😂 باز بهم میگه فلان چیزو میخام ولی چون با زبون خودش حرف میزنه و من نمیفهمم فلان چیز چیه دوبارررهههههه همون اش و همون کاسه ، عرضم به خدمتتون که بعد میاد در یخچالو باز میکنه نیم ساعت وایمیسته همونجا میگم ببند سوخت میگه عه ببندم؟ پس دوباره حیغغغغ داددد گریه

فرزندپروری پوشک زایمان انومالی اسهال تب

۱۹ پاسخ

پارت دوم : باز میکم غلط کردم خب بیا بکو چی میخای تا بدم میگه سیب میخام سیبو برمیدارم قاچ میکنم میدم بهش دوباااااررررهههه جیججغغغغ گریه چون نباید قاچ میکردم میخاسته درسته بخوره 🦦 باز درسته بهش میدم دوبااارررههه جیغغغغغغ گریه دیگه نمیفهمم چی میخاد هرچی میگم خب چیکارکنم پوست کنم؟ قاچ کنم؟ فقططططط گریهههه دوباره میره در یخچال میفهمیم اصلا سیب نمیخاسته پرتقال میخاسته🦦 باز با هربار گریه ام میگه زنگ بزنم بابا الو کنم بگم گریه کردم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ باز میرم ناهار درس کنم همینجور اویزون از پای من جیییغغغغ گریه بیاااااااا بیااااا هی میگم صبرکن غذا درس کنم الان میام فایده نداره هی میاد گازو خاموش میکنه باز خودش دوباررررههه جیغغغغغ گریهههه ک چرا گاز خاموش شده 😩😩😂 این خلاصه ای از هرروز من فقط تا ظهره اصلا دوس ندارم حتی بنویسم تا شب ب من چی میگذره همین الان با نوشتنش سرم درد گرفت 😑😂
خودتون هم تصور کنید دبگه تو مهمونی هایی ک این شبای عید میریم بهمون چی میگذره👀😂

صب تا شب این اهنگه تو مغزم پلی میشه
“ ازدواج ارامش ، ازدواج امیده “ 😩😂🤦🏻‍♀️🦦

بخدا یکی بگه دختر آرومه ساکته ها با من طرفه...حرفم نمیاد فقط دیوونم کرده

وای دقیقا دخترمنم همینجوریه فقط باجیغ کارشو راه میندازه ینی ازپسراهم شیطون تره این دختر😂عزیزم یه اسباب بازی گندم داره جاروبرقیه ازکجا واسش خریدی

خدا کمکت کنه

و منی که پسر دارمم همینجوره از خواب که پا میشه شکلات میخواد اگه گیرش نیاد خدا داند چه شود😅😂

گلم دخترتون تا چه حد حرف میزنه؟؟من دخترم همسن دختر شماست.در حد پنجاه کلمه میگه.من حس میکنم چون کامل حرف نمیزنن جیغ زیاد میزنن

عزیزم انگار. دختر منا گفتی . دختر من علاوه بر توضیحات شما از همه جا هم بالا می‌ره . مگس کش را برمیداره می‌ره بالای مبل که بزنه به ساعت .
با دستش محکم میزنه تو شیشه تلویزیون
در بالکن را جرات ندارم باز کنم از بس از همه جا بالا می‌ره

چقدر مثل پسر منه

ولی طفلی هرچی خواسته گفتی نه 🤕🤕
خب زنگ بزنه به باباش پشت لانچر که نیست فداتشم بذار زنگ بزنه
بغلش کن بگو از یخچال چی میخوای بردار که باهم در ببندیم

میدونم سخته ولی یکم باهاش همکاری کن نه اینکه هرچی خواست بدی بهش
مثلا شکلات و بستنی خط قرمز تو خونه ما
جوری شده که میگ مامان دارم شکلات میخورم الکی از دستش میذاره دهنش میگم نوش جونت بخور 😁😁


ولی من با هر خط دخترتو کف زمین وقتی و جیغ میزنه گریه میکنه تصور کردم 😂😂😂😂

هی خواهر منم این روزا تومهمونیا مث‌بچه کوچولوها دارم‌دنبالش میدوعم ،،مث تو خستم 😔😔😔

پسر منم همینه

چون هر چی خواسته دادی ندی جیغ میکشه خودت بد عادتش کردی

آروم؟!!!! همه به من میگن چطور این دخترو نگهداری میکنی. از صدتا پسر بدتره

اره دختر منم وقتی خونه ایم همینه اوضاع
ولی وقتی خونه نیستیم با بچه ها خیلی خوشه

خدا صبرت بده خواهر😅😅😅

فک کنم چون تنها میمونه بهونه میاره

بخدا دختر منم دقبقاااا همینه کار هرروزش همینه حاظرم همه کار بکنع فقط لج شکلات نیارع

خیلیییی خوب بود😂😂😂😂

ببین دقیقا موضوع انشا رو همه ب من میگن اوف

سوال های مرتبط

مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟