۵ پاسخ

مردا نمک نشناسن

شوهر من ک گف وظیفت بود بفروشی😕
ککه تو شانسم

وای من صدگرم طلا یه جا فروختم چون گییییر داد باغ بخریم اونموقع گرمی نهصد هزارتومان بود حالا اون باغ الات حار شده رفتهتو چش جاریم چون شریکی خریدیم البته اون نبود وقتی خریدیمش یبارم بیست گرم دوسه سال پیش فروختم پارسالم برا ماشین پونزده گرم هییییی روزگار الان نیم گرمم ندارم 😂

من اونقدری براش فروختم که الان اگه بود پول یه خونه و ماشین بود همش هم طلا سنگین،پس ندادنش مهم نیست کاش به باد نمیرفت،الان دیکه دوتا طلا برام مونده یه گوشواره و انگشتر میگه اینا رو بفروش ماشین هم میفروشم سایپا میخرم کار میکنم،بهش گفتم اگه شده شب گشنه بخوابم دیگه نمیفروشم

شوهر منم میخره چندبار سکه خرید از ترس اینکه رسواش نکنم خرید 😅😅😅بنظرم دست تربیته هر مرد چطور بشه

سوال های مرتبط