۲۳ پاسخ

دیگه نمیرفتم

هیچی دیگه نمیرفتم وحتما بهش میگفتم من الان محتاج کمک تو هستم و دریغ میکنی اگه یه روزی چرخ گردون تورو محتاج من کرد تو هم هیچ توقعی نداشته باش من مادر بزرگم این سیستمیه از اول بچه هاش را راه نداد و وقت نذاشت حتی نوه ها ازش متنفرن الان تو خونه افتاده همش ناله میکنه هیچکس درو باز نمیکنه یهسر به من بزنهبچه داری خیلی سخته و بدون کمک واقعا نمیشه اگه همسرت کمکت میکنه که چه بهتر ولی اگه دست تنهایی حتما بهش بگو برات پرستار بگیره حتی شده روزی یه ساعت

ب قول دوستمون دیگه نمیرفتم اگه هم گله میکردن ک چرا نمیای قشنگ واسشون توضیح میدادم
اخه مگه‌تازه ازدواج کردن ک شما بینشون جدایی بندازید این چ حرفیه 🤦🏼‍♀️

وا نامادریه؟🫥

نميرفتم چه مادريه

مطمعنی مامانته😲

منم نمیرفتم و اگه شاغلی کمکی بگیر 🥸 اگرم شاغل نیستی ولی باز موقعیته مالیشو داری کمکی بگیر... یه خانومه مهربونو بگو مثلا روز در میون بیاد از صبح تا مثلا پنج و شیش عصر بچه نگهداره تو استراحت کن

عزیزم مامان منم کاری برام انجام نداد🙂

مثل مادر من ومن دوقلو دارم

نمیشه هری خونش
چون نری عادت میشه و بعدا اتفاقات خوبی نمیوفته
سعی کن زمانی که خودش صلاح میدونه برو بهشون سربزن و هیچ توقعیم نکن

یعنی کاااااملاااا درکت میکنم

عزيزم بچت شده ٦ ماه يعني ديگه قلقش دستته،از آبدو گل دراومده، بشين خونت و نرو
بعش بگو نميلم تا بين تو بابا فاصله نيوفته

عزیزدلم با پوست و گوشت استخون تک تک کلماتتو درک میکنم منم با اینکه مامانم یه کوچه باهام فاصله داره اما اصلا کمک حالم نیست اصلا تو این موقعیت جنگی هم حتی زنگ نمیزنه حتی حالمو بپرسه
بچمم به شدت گریه ای از بدو تولد نه روز خواب داره نه شب
الانم نزدیک ۵ ماهش دکتر مغز واعصاب گفته بهم بچت مستعد به اوتیسم
ببین من چقد بدبختم

شاید مادرت توان نگهداری ازتو نداره یعنی از نظر ذهنی خیلی دغدغه مند باشه سعی کن از این به بعد خودت مستقل باشی و ازش توقعی نداشته باشی😊سخت هست ولی شدنیه❤

من ازاول جنگ خونه مامانمم میرم دوروزخونه مادرشوهرم دوباره میام خونه مامانم میمونم واقعااسخته بچم رفلاکس کولیک حساسیت ب پروتئین گاوی داره خیلی گریه میکنه شبانمیخابه مامانم کمک میکنه

دیگه نمیرفتم

ديگه خودش داره ميگه كاري ازش بر نمياد،هر چقدر توقعتو كم كني و شرايط رو بپذيري راحتتر ميشي

سعی کن مستقل باشی ...
ولی مادر مادره احترامش واجبه عزیزم

چه حرفا،
عزیزم بشین خونه خودت احترام خودتو همسر و بچتو حفظ کن، تا دعوتت نکردن نرو و میری مثل یه مهمون برو و بیا تایم طولانی نمون

هیچی دیگه نمیرفتم خونشون وقتی اینجوری برخورد میکنه.
عزیزم خواهری، دوستی، فامیلی نداری کمک حالت باشه؟ مادرشوهرت بهتر نیست؟
واقعا خیلی برات ناراحت شدم.
حالا من برعکسم من خودم از اول میخواستم از کسی کمک نگیرم و از شب اول تنها بودم ولی بعدش واقعا پشیمون شدم. تنهایی خیلی سخته، اصلا نمیشه
البته بقیه تنهام نذاشتن ولی خودم خیلی احمق بودم 😐

نمی‌رفتم ... هر هفته یک روز ناهار میرفتم و تمام

نمیرفتم

شش ماه هم صبر کن بچه داری راحتر میشه

سوال های مرتبط