۷ پاسخ

یه کم رو میدادم بهش میخواست بچمو ببره اونم قطعی میرفت باهاشون

بچه منم اصلا بهم وابسته نیست
که بگم اگه از پیشش برم گریه کنه
ولی توی جمع اصلا تحویلم نمیگیره😂😂
فقط وقتایی که صداش کنم کلا برمیگرده میاد سمتم دیگه چشم ازم بر نمیداره
ولی تا صداش نکنم انگار نه انگار هستم

پسر منم همینطوره عزیزم
من از رابطه ی خوبش با باباش خیلی خوشحالم
اما حس های شما رو منم دارم
گاهی ادم شک میکنه نکنه من مامان بدی ام یا منو دوست نداره
منم این حس ها رو دارم بخصوص وقتی توی جمع انجام میده

درست میشه عزیز تو دوسه ماه دیگ هنوز کوچیکه😦😂دختر منم همینه تازه یکم بیشتر می‌فهمه مامانا شیر خشک یه دخترت؟ من بغل عمش وخالش می‌ره بغل هیچکس نمیره دیگ حتی مادربزرگاش شاید چون همسن خودمون بیست سه چارسالشونه اما درکل تو شلوغی کاری با من نداره تا گشنه و خابش نیاد شیر خشکیم هست

عزیزم افسردگی گرفتی اگر نه نوزاد هر کی باهاش بازی کنه و غذا بده دوستش داره.من بچه داداشم هم سن بچه شماست نمی بینم که خودش بره سمت کسی یا بپره بغل باباش.پسر من هم با صدای باباش یا بگم بابا با تعجب دنبال میگرده و یک لبخندی تو چهره اش هست.از کوچلوت لذت ببر و به کارهای نوزاد که نباید حساس باشی

عزیزم حساس شدی، بچس اخه، پسر من الان که ۹ ماه هس تازه اضطراب جدایی گرفته و میرم تو یه اتاق دیگه گریه میکنه و از شروع ۹ ماهگی این وابستگی شدت میگیره ، دخترت هنوز کوچولویه
دو ماه دیگه اینقد سر این موضوع اذیت میشی که دلت میخواد مثل قبل بشه

مثل پسر من

سوال های مرتبط