خیلی دلم گرفته ازین شرایط ازین وضعیت😭💔 بچه هام هیچ توانی برام نذاشتن مغزم درد میکنه، 22 ماهه شب و روز از خدا ارزوی جوون مرگ شدن رو دارم میگن خدا تو هرکس توان ببینه بهش دوقلو میده همش میگن وای ناشکری نکنیاااا ولی من خسته ام من بریده ام خدا چه توانی در من دید که دوتا بچه زر زر و ناآروم بهم داد از نوزادیشون تا الان درگیر گریه هاشونم خیلی اذیتم میکنن حتی شبم نمیخوابن شکر برای وجودشون ولی من هیچ لذتی از مادر بودنم نبردم دایم یک چشمم اشک هست روانم پودر شده هرکس میبینه میگه اینا دیگه چجور بچه هایی هستن چرا انقدر گریه میکنن خوابیدنشون با گریه اس بیداریشون با گریه اس شب تا صبح برا شیر پامیشن گریه میکنن کل روز بهونه میگیرن خیلی تو عذابم گاهی میگم خدایا اون دنیا چی میخوای جوابمو بدی حداقل دوتا بچه اروم میدادی تو که میدونستی دوقلویی اینقدر سخته انصافت کجا بود😭💔 به شدت بد غذان جگرمو خون میکنن از گرسنگی گریه میکنن اما نمیخورن حتی اطرافیانمم فراری دادن با گریه هاشون هیچکس دوس نداره بریم خونشون، فردا سیزده بدره با دو بچه نه میتونم خونه بمونم نه بیرون برم نه تنها این که تمام مناسبت ها رو از دماغمون میارن

۱۹ پاسخ

من تو یه دونه موندم.حالا دختر من آرومه.خدا بهت توان بده.بچه داری خیلی سخته چ برسه بچه ی نآاروم..

خدا قوت واقعا چی بگم والا یه دونه دارم گاهی دیوونه میشم

تن و بدنم لریزید پستتون رو خوندم.. با یه بچه‌همه اینارو از عمق وجودم درک کردم.. از یه زن شاد و‌پرانرژی و اکتیو تبدیل شدم به یه زن منزوی پرخاشگر.. نه‌دوستی برام مونده با وجود این بچه نه تفریحی.. نه استراحتی... هرچی قشنگ ک تو زندگیم داشتم با تولد این بچه همگی نابود شدن

عزیزم آروم باش درسته برا تو دوتا هست ولی تقریباً هممون شرایط سختی داریم شکر که سالم هستن در گیر بیمارستان و دکتر نیستی فقط به این فکر کن میگذره خودت باید خودت رو آروم نگه داری فامیلت هم تو رو باید درک کنن چرا اون جور رفتار ها رو میکنن درست نیست اصلا باید کمک دستت باشن این روزها میگذره و تموم میشه تو هرروز انشالله خوشی شون رو میبینی ولی بدون کی پات مونده
الکی برا بقیه دل نسوزون

حق داری عزیزم واقعا سخته
ولی بچه داری از ۲سال ببعد خیلی راحتتر میشه

میفهمم
منم با همین یدونه دارم روانی میشم
مخصوصا اینکه دارن بزرگ میشن و لحبازی هاشون شروع شده، یهو قاطی میکنه گریه میکنه و هرچی هم بگی میگه نه و نمیذاه هیچ کاری کنم
دیروز انقد گریه کرد و ساکت نشد که خودمم نشستم گریه کردم باهاش، واقعا نمی‌دونم اونموقع چیکار کنم
خیلی سخته این شرایطی که توضیح دادی، تنها کاری که میشه کرد اینه که پرستار بگیری، اونم نه یکی، دو تا بگیر
بذار حداقل دو روز در هفته یکم راحت باشی

کمکی نداری ؟یه کم استراحت کنی

منم دوقلو دارم کاااملا درکت میکنم اما چ میشه کرد ما مادریم بچه های منم دمارمو درادردن فقط میگم کاش زودتر بزرگ شن دختر بهتره پسرم خیلی بهانه گیره اما کسی جرعت نمیکنه بگن اینا دیگه چطور بچه ای ان جرشون میدم ک دادمم.😅
با گریه از خواب بیدار میشن
شرایط مون سخته این روزا الهی زودتر ارامش برگرده بیشترش بخاطر اینه ک تو چار دیواری ان

عزیزم خدا بهت توان وصبر بده

خیلی سخته حق داری ما با یکی نابودیم دو تا که..

من یدونه دارم دقم میده بعضی وقتا از دیشب پدرمو درآورده نخوابیده ساعت ۲ شب تو خیابونا با ماشین می‌چرخیدم بخوابه

واقعا خدا بهت صبر بده من از یکی می‌خوام فرار کنم بزارمش مهد
دست تنها دوتا واقعا سخته

عزیزم درکت میکنم پسر منم عین بچه های توعه ولی من یه دونست تو دوتا.. ان شالله خدا به هممون کمک کنه

عین دختر من که همش گریه میکنه و ناآرومه با این تفاوت که مال تو دوتاس،ی سالم تحمل کن ایشالا آرومتر میشن

همه حرفاتو میفهمم همه روزاتو درک میکنم😢❤️‍🩹
بخدا جای من نیستی من خیلی بدتر زجر میکشم خیلی ی دخترم هنوز تازه میخزه فقط خیلی تاخیری داره...
حکمتش رو شکر پدرم دراومده همش دکتر دکتر دکتر کاردرمانی....
کاش من دغدغم اینچیزا بود🥹
از منم غذانمیخورن خیلی ضعیفن دخترم ۹ کیلو پسرم ۱۰شده تازه

واقعا سخته من یکی دارم بریدم بخدا پسر منم خیلی غر غرو نق میزنه گریه دیگ بریدم هرجاهم برم فقط فضولی

عزیزم…🥲🥲🥲 🫂🫂

تنها نیستی خواهر خدایی دوتا خیلی سخته

🥺🥺🥺🥺🥺🫂💔

سوال های مرتبط