۷ پاسخ

با چه روشی از شیر گرفتین

عزیزم کوچولوها تو این سن بهونه گیر میشن کلا ....
باید بیشتر بهشون توجه کنیم و بیشتر وقت بزاریم براشون

عزیزم چقدر ناراحت هر دوتون شدم ،اگه به دعا اعتقاد داری یه سر کتاب براش بردار انشاالله که شبا راحت بخوابه

یهو من درو میبندم گریه میکنه چرا درو بستی درو باز میکنم میگم مامان حواسم نبود که نباید میبستم اما یه ربعه داره گریه میکنه🤦‍♀️ یا لامپ رو روشن میکنم گریه میکنه چرا روشن کردی خب اخه چرا باید روشن نکنم برای چی این گریه میکنی بچه
یا پدرشوهرم چاقوی منو تیز میکرد سبزی خرد کنم گریهههه که چرا چاقوی منو برداشته
وای خیلی سخته اینا چند نمونه ش بود میتونم تا شب هزار تا دلیل بیارم واسه گریه های بیخود

موقتیه یکم باید صبر کرد
شایدم بخاطر دندونه چون پسر منم الکی و سر همه چی اینجوریه فقط گریه و جیغ چون همزمان داره چن تا دندون درمیاره

از دیشب بهونه کرده سرشو میذاره رو سینه م بعد من بغلش میکنم نازش میکنم میگردونمش اما دست میزنه و سرشو میذاره گریه میکنه ارومش میکنم میگم مامان دلت تنگ شده گریه میکنی میگه نهههه پس میزنه
نمیدونم از چی ناراحته میخواد با اون اروم بشه ولی گریه میکنه

من پسرمو از شیرم نگرفتم همینه،این دوره باید بگذره عزیرم چاره ای جز تحمل نیست

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔
مامان رُز مامان رُز ۱ سالگی
مامانا خواهشا اگه میدونین کمک کنین
دخترم خیلیییی گریه میکنه
از اولش اینجوریه
کسی میاد خونمون گریه میکنه جایی میریم گریه میکنه بغل باباش نمیره همش بغل منه
چندبار دکتر هم بردیم گفتن مشکلی نداره
اصلا سرش عصبی بشم یا داد بزنم هم نداشتم
اصلا به زور جایی هم نبردمش
تا میام غذا بخورم یه چیزی بهونه میکنه گریه میکنه دیگه غذا هم نمیخورم
مثلا آب بخواد باباش بده گریه میکنه خودشو پرت میکنه زمین که چرا مامان نداد شدیداااا تا ۱۰ دقیقه اینا همش گریه میکنه و قهرم میکنه و نمیذاره بغلش کنم
یا داداشم اینا خونمون مهمون بودن دخترمم بغلم بود ظرف غذاشم دستم بود میخواستم بشینم سر سفره بشقاب دخترمو دادم زن داداشم بگیره من بشینم سر اینکه چرا بشقابشو دادم به زنداییش انقدر گریه کرد نذاشت بشینم زمین اصلا اون بیچاره ها هم مونده بودن تا رفتنشون گریه کرد با هیشکی هم اروم نمیشه
یا یکی به بالش و پتو و عروسکش دست بزنه کلی گریه میکنه
یا یکی بوسش کنه غیراز من باز همینطوره
من یه دسشویی میرم بیام این بچه هلاک میکنه خودشو
نمیدونم دیگه چیکار کنم از ریخت و قیافه و اخلاق افتادم از دستش
همه میگن درست میشه اما تا کی؟ چرا باید این همه حساس باشه و گریه کنه؟
شب تا صبح رو پامه دیگه کمرم و پاهام خشک میشن یه چند دقیقه به همسرم میگم بذاره رو پاش ببینه من نیستم باباشه انقدر گریه میکنه که حد نداره