داره ۴ سال میشه ک من کلان ۱۰ شب هم خونه مامانمم شب نموندم
از بس این بچه مریض میشه تا میبرم

شهر دیگس و من صب میرم شب میام شده یه شب بمونم این بچه فرداش مریض شده ....

روز اول عید رفتم خواهرم بعد ۳ ماه دیدم گفت یه شب پیش هم باشیم فرداش بچم مریض شد
برگشتم خونم بردم دکتر بعد ۱۰ روز همه ی خواهر برادرام عمه ها عمو ها اومده بودن
دلم خواست برم یه شب بمونم پیششون باز
بچم ب استفراغ و اسهال افتاد

منم ادمم خب دوست دارم برم بمونم مثل بقیه
۹ ماه بود ک شب نمونده بودم بچم اصلا مریض نمیشد تا رفتم باز مریضی ....
تو ۱۲ روز سرما خوردگی و گلو درد خوب ک شد رفتم با اسهال استفراغ برگشتم

شوهرم تازه دیدم ب دخترم میگفت تا وقتی ک بری کلاس اول دیگه نمیریم خونه مامان جون


گفتم عههه مگه میشه
گفت منع نمیکنم عزیزم این ک بچه اینجوری ۱۲ روزه اب شد جلو چشمام اذیتم ......

خودمم گفتم دیگه اصلا نمیرم شب بمونم بخاطر بچم .....گفت شوخی کردم بابا میخای همین الان ببرمتون بچس دیگه مریض میشه چه میشه کرد 😅😅
طفلی دخترم الهی بمیرم واسش

کسی هست شرایطش مثل من باشه 🥺🥺

تصویر
۱۴ پاسخ

عزیزم شاید بچه آب به آب میشه آب از خونه خودتون ببر و دیگه هم به مریض شدنش فکر نکن همین فکر خودش بدتره و‌ اتفاق میوفته

ولی این قضیه آب ب آب شدن بچه را قبلاً یه دکتر ب منم گفت وقتی جایی میری آب معدنی و پیاز اون شهرو بده بهش ولی بازم من یادم میرف الان بزگترشده کمترمریض میشه

منم این‌مشکل رو تاسوعا عاشورا دارم ۳ ساله تاسوعا میریم مراسم شبش تب میکنه روزعاشورا دکتریم و کنترل تب
گفتم از امسال می مونم خونه

در سفر به بچه آب جوشیده بده.
آب شهر مامانت به بچه نمیسازه۰

عزیزم منم تاپارسال همین داستان و داشتیم شوهرمنم از این شوخیا میکرد حتی خانوادشم میگفتن،ولی من رفتوامدم را کم نکردم الان از سه سال ب اینور مریض نمیشه مث قبل بچس دیگه خونمم باشم مریض میشه

منم هر موقع رفتم پیش مامانم مشهد مهبد یا اسهال یا بدعنق غذا که هیچی نمیخوره 🙃
گریههههه
مجبور میشم بیام
من مشکلم اینه مامانم فکر میکنه من به بچه یاد میدم اینقدر رفتار بد داره نمیرم میگم خوبه هر چندماه یکبار میام 😊

احتمالا اب و هوای اون شهر بهش نمیسازه

نمیدونم راسته یا خرافات ولی شنیدم میگن وقتی میری یه شهر دیگه اگه با اب اون شهر بری دوش بگیری دیگه اب به اب نمیشی

دقیقا منم شانس ندارم،هر بار میرم خونه ی بابام بچم‌مریض میشه،این همه میریم بیرون میریم روستا خونه ی پدر بزرگ همسرم ولی به محض اینکه میرم خونه ی بابام مریض میشه،بدبختی من اینه که شوهرم حساسه ،مثل همسر شما نیس که بگه بچس خب مریض میشه

سخت نگیر منم بچه بودم همین بودم تا جام عوض میشد مریض میشدم ربطی هم به ضعیف قوی بودن بچه یا روش بزرگ کردن مادر نداره بعضی بچه ها حساسترن اگه بهتون خوش میگذره برید بدنش عادت میکنه کم کم

ماهم تامیایم دخترم مریض میشه خودمم همینطور اما میریم دکتر نمیشه که رفت وامد نکنیم

زهرا جان خوبی عزیزم؟؟وضعیتتون چطوره ؟
در مورد سوالت من مامانم نزدیکه شب نموندم تا حالا ولی خواهرم تهرانه بچه هاش ک میان همدان آیهان از ذوق بازی با اونا نه غذا میخوره نه دستشویی می‌ره
پیش میاد گاهی مریض میشه

بعضی بچه ها جاشون عوض میشه مریض میشن مقصر شما نیستید برای هرکس ممکنه پیش بیاد شما هر وقت میتونی از فرصت استفاده کن از کنار خانواده بودن لذت ببر

منم پسر بزرگم این جوری بود وقتی میرفتم شهرستان کلا تب و اسهال استفراغ و بی حالیش شروع میشد تا برگشتن ده تا متخصص می‌بردم کوفتم میشد

حتما از نوزادی خیلی روش حساس بودی ..خیلی گرمش گرفتی..نزاشتی ب هر چی دست بزنه....برا همین تا جایی میره زود مریض میشه

سوال های مرتبط

مامان بها💐ر مامان بها💐ر ۴ سالگی
#فرزند پروری
مامانا سلام یه خانومی تایپیک زده بود بچه مو میخام از پوشک بگیرم
گفتم بذار الان منم بگیرم اما قضیه من با بقیه فرق میکنه چون یه بار از پوشک گرفتم و همه مورد هارو میگم بی‌زحمت منو راهنمایی کنین
دخترم فروردین چهار سالش میشه
تقریبا دو سال پیش که دخترم رو از شیر گرفتم پروسه از شیر گرفتنش راحت بود و و فروردین از شیر گرفتم ولی بعد اینکه گفتم الان دیگه شیر نمیخوره و مایعاتش کمتر شده بذار از پوشک هم بگیرم
فروردین از شیر گرفتم و تقریبا اردیبهشت هم از پوشک گرفتم و شب ها گاهی همکاری می‌کرد و گاهی هم خطا داشت و پوشک نکردم روز و شب
بعدش تیرماه موقع اربعین رفتیم کربلا و شوهرم برا احتیاط پوشک خرید اما یه شب توی موکب دخترم جیش کرد و به خادم ها هم گفتم و از اون به بعد دوباره شب ها پوشک کردم
وتا الان روز ها جیش و پی پی شو همکاری میکنه اما شب ها مای بی‌بی میکنم
الان ۴ سالش شده به نظرم آمادگی شب ها رو هم داره و میخام شما بگین چیکار کنم و تمام نکات ریز و درشت شو بهم بگین