تجربه زایمان طبیعی به سزارین
پارت ۲
اب دور بچه ۳۸ هفته و چندروز ۲۴ بود که گف چند روز بد سونو انجام بده ببینم کم شده یا زیاد که من ۳۹ هفته ۱ روز رفتم سونو اب دورش شده بود ۲۵.۶ که گفتن زیاده اون روز بستریم نکردن گفتن پنجشنبه بود گفتن برو شنبه بیا ازمایش قند بده ببینم بالا رفته یا نه تا شنیه گفتن شیاف گل مغربی استفاده کن اسکات بزن پیاده روی برو چون کاملا دهانه رحم بسته بود و اینم بگم هرروز که میرفتم بیمارستان ۱ روز درمیون معاینه میشدم خلاصه من اومدم خونه ورزش و شیاف شروی کردم ۳۹ هفته ۳ روز رفتم بیمارستان یعنی همون شنبه رفتم ازمایش قندو دادم گفتن ۲ ساعت بد صبحانه هم بیا منم بد صبحانه به همسرم گفتم بیا بریم بلوک زایمان معاینه و نوار قلب رو انجام بدن که این دوساعت هم زود بگذره رفتیم بلوک زایمان معاینه کرد گفت نزدیک به ۱ سانت اما ۱ سانت نشده بریم نوار قلب بگیریم نوار قلب رو گرفتن گفتن نوار زیاد جالب نیست باید یبار دیگه بگیریم یکبار دیگه گرفتن که گفتن نوار قلب جنین خوب نیست باید بستری شی برای زایمان بچت سفال ما امپول فشار میزنیم اینجا چیزی به اسم سزارین نداریم باید تمام تلاشتو بکنی طبیعی زایمان کنی امکان داره ۳ ساعته زایمان کنی امکان داره ۳ زور هم زمان ببره اینو به خانوادت بگو (من قبلش خیلی تلاش کردم سزارین شم قبول نکردن سر اون تأکیدداشتن که طبیعیه به امید سزارین نیام ) ادامه پارت بدی

۴ پاسخ

فقط میخوان هرجور شده عذابت بدن و تجربه بد بسازن از بهترین روز زندگیت

لعنت ب بیمارستان دولتیای ایران
سر منم اومد

چه مزخرفن اینایی که اینجوری تو دلتو خالی میکنن

چطور وقتی شرایطت اینقدر بد بود تونست بگه ممکن سه روز طول بکشه عجب

سوال های مرتبط

مامان شاهان👼🏻👑 مامان شاهان👼🏻👑 ۱۴ ماهگی
تجرتجربه زایمان
خب میدونین من خیلی تاپیک زدم که حرکات جنین توی دوتا سونو بیوفیزیکال کم بود اما نوار قلب خوب بود بستریم نمیکردن
یکشنبه رفتم جای دکترم سونوهامو دید و گفت جفتتم خطرناکه گرید ۳ خون‌رسانی به جنین کمه سونو داپلر انجام بده
منم که خسته از سونو رفتن دیگه اینو محل ندادم ساعت ۶ شب داشتم روی توپ مخصوص ورزش میکردم برای زایمان که خیسی احساس کردم رفتم بیمارستان هاشمی نژاد ببینم کیسه آب بوده یا نه که گفتن نیست و معاینه هم کردن به زور ی سانت باز بودم گفت‌نوار قلب ازت باید بگیریم منم دستشویی داشتم اومدم بیرون شوهرم اومد دنبالم که دکترت راحله ابراهیمی به مامانت زنگ زده بیا بستری کنیمت منم از خدا خواسته از هاشمی نژاد فرار کردم اومدم امام حسین که بستری شم
ماما ها اصلا دوست نداشتن بستریم کنن میگفتن الکی اومدی اونجا هم معاینم کردن و گفتن دو ساعت دیگه نوار قلب بده خلاصه من نوار قلب دادم داشت خوب پیش می‌رفت اما یهو ضربان قلب جنین رسید ۹۰ خودمم نفس کم آوردم اکسیژن بهم وصل کردن بردنم زایشگاه گفتن به احتمال زیاد سزارین منم که از خدا خواسته دعا کردم فقط سزارین شم وقتی صدای جیغا رو می‌شنیدم بردنم توی اتاق سرم زدن دوباره دستگاه نوار قلب گفتن اگه ایندفعه هم مثل قبل بشه میری اتاق عمل که دوباره همون‌جوری شد اومدن بهم سوند وصل کردن یکم دردناک بود و بردنم اتاق عمل
مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 ۸ ماهگی
خانما گفتید تحربه زایمانم رو بگم
لطفا اونایی که حساسن و میترسن نخونن🫠

من بزای آخرین بار که رفتم پیش دکترم بهم گفت که همه چی اوکیه وزن بچه هم ۳ کیلوعه شنبه تاریخ ۱۰ آبان برو بیمارستان برای بستری شدن
منم با اینکه درد نداشتم ولی خب وقتش بود رفتم بیمارستان... نوار قلب گرفتن معاینه کردن گفتم اصلا دهانه رحمت باز نشده برو سونوگرافی جوابشو بیار برای ما
منم رفتم سونو، دکتری که داشت سونو میکرد گفت آب دور جنین کم شده حتما باید بستری شی. خلاصه من دوباره رفتم بیمارستان که گفتن ن دوباره باید بری سونو تا مطمئن بشیم😐 اقا من دوباره ی سونوی دیگه پیش ی دکتر دیگه رفتم و اون دکتر هم همون حرفای دکتر قبلی رو زد اما باز بستری نکردن 🙂‍↔️ گفتن ما تشخیص میدیم آب دور جنین اندازه اس نیازی بستری نیس برو ولی هرروز بیا برای نوار قلب
منم اومدم خونه و تا سه شنبه هرروز رفتم برای نوار قلب و هر دفعه هم معاینه میکردن میگفتن اصلا باز نشدی
منم که کلی از این معاینه ها کلافه شده بودم از بیمارستان رفتم پیش مامای خودم، اونم ک سونو کرد گفت چراا تا حالا بسترین کردن آب دور جنین خیلی کم شده حتما باید امروز بستری شی
مامان 💙الوین جونم💙 مامان 💙الوین جونم💙 ۷ ماهگی
سلام بچه ها من اومدم تجربه سخت‌سختمو بهتون بگم

زایمان طبیعی پارت اول

از اینجا شروع کنم دوشنبه از بس ورزش و پیاده روی کردم ترشحات‌ موکوسی‌شدید داشتم بعد گقتم بزار بمونه شاید بیشتر شد بعد ۳ شنبه شد رفتم سرویس دیدم یه لکه قهوه‌ای خیلی کمرنگ داشتم شب رفتیم بیمارستان موسوی  برای معاینه‌ اول نوار قلب گرفت گفت انقباض‌داری زیاد بعد معاینه کرد ۲ نفر گفت هیچ ۱ سانتم باز نیستی بعد گفتن باید بستری شی بخاطر انقباض ماام همه کارای بستری رو کردیم و دکتر اومد بستریم کرد و مستقیم‌ از اورژانس مامایی دادن به بلوک زایمان ۳۹ هفته و ۱ روزم بود بعد موندم بلوک زایمان اومدن معاینه کردن نوار قلب گرفتن گفتن تو خیلی خوبی با درد های خودت اومدی نوار قلب خیلی درد نشون میده بعد من از۳ شنبه شب نخوابیدم اصلا تو اتاق تنها بودم فرداش که شد چهارشنبه اومدن بازم معاینه خیلی معاینم‌ کردن همش نوار قلب میگرفتن ازم تعریف میکردن میگفتن تو خیلی صبوری و خیلی درد داری ولی با اون سن کمت‌اصلا جیغ و داد نمیزنی خلاصه که بگم نزدیک ۲۵ بار اینا بخدا معاینه شدم این اومد دستشو‌‌کرد اون یکی دانشجو‌ دستشو‌ کرد تو خیلی ازیت شدم آخر دهانه رحمم ۱ سانت‌شد بعد بازم یه عالمه معاینم‌کردن گفتن دهانه رحمت بستس‌ ......