و من از ۳۶هفته حرکات و ورزشهای لگنی انجام دادم درسته کمک نکرد دهانه رحمم باز بشه ولی تو سریع فول شدن خیلی کمکم کرد اصلا انتظار نداشتن ماماها که من بتونم زایمان طبیعی بکنم . خودمم واقعا آستانه دردم بالا بود خیلی عجیب بود چون تو دوران پریودی تا یه لکه خون میدیدم اینقد مسکن میخوردم . خلاصه با خودم میگم یعنی این من بودم که تموم شد این من بودم که تونستم از پسش بربیام اصلا باورم نمیشه هنوز که هنوزه . خداروشکر که تونستم . ولی بازم برگردم عقب شاید بیشتر تلاش کنم که زایمانم سزارین باشه 🥲🥲🥲🥲 درسته الان به بچم شیر میدم خودم راه میرم یه کم سرپام ولی بازم بخیه های طبیعی اذیت کنندست واقعا
منم با آمپول فشار زایمان کردم خیلی تجربه وحشتناکی بود
دیگه آمپول فشار بهم زدن ساعت ۹شب بود زمین و زمانم یکی شد داشتم میمردم دیگه با هزار دعوا مامانم گفت درش بیارید . گفتن استراحت کنه که فردا بهش میزنیم دوباره . چشمتون روز بد نبینه شب اصلا نخوابیدم درد پشت درد . دردای خودم شروع شده بود . یه ماما فقط بود رفیق دوران دبیرستانم گفت متخصصه زنگ زده گفته اگه باز نشه دهانه رحمش براش بالون میذارم . دیگه شروع کردم پیاده روی و ورزش با توپ و اسکات و از این حرفها چند بارم بالا آوردم وحشتناک دیگه رفیقم اومد دو سرم برام زد و امپول ضدتهوع ریخت توش و رفت . شد ساعت ۵ صبح داشتم میمردم دیگه با نفس نمیشدجلو دردا رو گرفت با صدا بلند هی میگفتم وای مردم و از این حرفها . شد ساعت ۷ یه ماما اومد گفت خیلی پیشرفت کردی دهانه رحمت ۴سانت بازه . باز ساعت ۸اومد گفت ۸سانت باز شده بچه هم پایین اومده . دیگه با معاینه و با ۵ . ۶ تا زور دنیا اومد
منتظر پارت بعدیم
طبیعی واقعا اگه همه چی خوب پیش بره عالیه
چقدر ترسناکه زایمان طبیعی😑
وای زایمان طبیعی با امپول فشار مرگ تدریجیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.