۶ پاسخ

مبارک باشه🥰

خداروشکر که تموم شد انشالله که منم زودتر زایمان کنم دوروزه دردای خیلی خفیف دارم

مبارک باشه فکر کنم زایمان دوم راحت تر باشه

بقیش😊......

👌👌

خداشک ک گذشت عزیزم مبارکت باشه

سوال های مرتبط

مامان کوهیار❤️ مامان کوهیار❤️ ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی به سزارین
پارت ۲
اب دور بچه ۳۸ هفته و چندروز ۲۴ بود که گف چند روز بد سونو انجام بده ببینم کم شده یا زیاد که من ۳۹ هفته ۱ روز رفتم سونو اب دورش شده بود ۲۵.۶ که گفتن زیاده اون روز بستریم نکردن گفتن پنجشنبه بود گفتن برو شنبه بیا ازمایش قند بده ببینم بالا رفته یا نه تا شنیه گفتن شیاف گل مغربی استفاده کن اسکات بزن پیاده روی برو چون کاملا دهانه رحم بسته بود و اینم بگم هرروز که میرفتم بیمارستان ۱ روز درمیون معاینه میشدم خلاصه من اومدم خونه ورزش و شیاف شروی کردم ۳۹ هفته ۳ روز رفتم بیمارستان یعنی همون شنبه رفتم ازمایش قندو دادم گفتن ۲ ساعت بد صبحانه هم بیا منم بد صبحانه به همسرم گفتم بیا بریم بلوک زایمان معاینه و نوار قلب رو انجام بدن که این دوساعت هم زود بگذره رفتیم بلوک زایمان معاینه کرد گفت نزدیک به ۱ سانت اما ۱ سانت نشده بریم نوار قلب بگیریم نوار قلب رو گرفتن گفتن نوار زیاد جالب نیست باید یبار دیگه بگیریم یکبار دیگه گرفتن که گفتن نوار قلب جنین خوب نیست باید بستری شی برای زایمان بچت سفال ما امپول فشار میزنیم اینجا چیزی به اسم سزارین نداریم باید تمام تلاشتو بکنی طبیعی زایمان کنی امکان داره ۳ ساعته زایمان کنی امکان داره ۳ زور هم زمان ببره اینو به خانوادت بگو (من قبلش خیلی تلاش کردم سزارین شم قبول نکردن سر اون تأکیدداشتن که طبیعیه به امید سزارین نیام ) ادامه پارت بدی
مامان مانیار 💙 مامان مانیار 💙 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱ .....
من شنبه آخرین تاریخ زایمان بود هفته ی پیشش رفتم بیمارستان بر معاینه گفت دو نیم سانتی و دهانه رحم نرمه بستری باید بشی که من فرار کردم بستری نشدم 😐😂 مامانم گفت الان بری آمپول فشار میزنن ادیت میشی برو پیاده روی زیاد تا به 4 سانت برسی رضایت دادم اومدم رفتم پیاده روی و ورزش و رابطه و حموم آبرم و پله رقص من همه اینکارارو از 37 هفتگی انجام میدم دردای کاری داشتم ولی رفع میشدن شدیدم نبودن اصن 40 هفته که شدم رفتم بیمارستان معاینه و نوار قلب معاینه کرد گفت 2 سانتی هنوز ولی سر بچه پایینه دهانه رحمتم نرمه ناگفته نماند من روغن کرچک خوردم دوقاشق قبل اینکه برم بیمارستان معاینه که کرد بعد نوار قلب گرفت شکمم بعد معاینه همش سفت و شل میشد ولی تو نوار قلب انقباض نشون نداد بعد ی دل‌پیچه بدی گرفتم شکم درد بدی گرفتم بهم گفتن آخرین وقتت امروزه دگ باید بستری بشی ولی میتونی بری دوباره بیایی منم چون روغن گرچک خورده بودم ترسیدم گفتم مدفوع میکنه
مامان برهان💙 مامان برهان💙 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱

اول از اینکه بگم این تجربه شخصی منه و قرار نیست برای کسی اتفاق بیوفته پس مامان های بارداری که میخونید به خودتون استرس ندین و یا دچار استرس هستین اصلا نخونید

من روز سه شنبه ۹ دی بود نوبت دکتر داشتم برای معاینه تحریکی قبل از اینکه برم دکترم بهم گفته بود که دهانه رحمت ۱ سانت نیم بازه و تا هفته دیگه زایمان میکنی خلاصه رفتم پیش دکترم برای معاینه دکترم یه معاینه ساده کرد گفت دهانه رحمت ۳ سانت بازه برو فردا بیا بیمارستان زایشگاه و بستری شو با نامه دکتر فردا صبحش چهارشنبه ۱۰ دی رفتم زایشگاه نوار قلب انجام دادم و فشار گرفتم خوب بود فقط چون از استرس صبحانه نخورده بودم یکم نوار قلب بد نشون میداد دکترم اومد گفت دو هفته جا هست برای زایمانت الان ۳۸ هفته ۳ روز هستی تا ۴۰ هفته جا داری اما چون دهانه رحمت بازه امکان داره زودتر زایمان کنی گفت که الان هم بچه ات به دنیا بیاد هیچ مشکلی نداره و دستگاه نمیره با خودته میخوای الان بستری میشی با آمپول فشار زایمان میکنی نمیخوای برو تا هروقت دردت گرفت بیا منم دیگه دل رو زدم به دریا گفتم حالا که تا اینجا اومدم میمونم و زایمان میکنم دیگه موافقتمو برای زایمان اعلام کردم پرستارا لباس مخصوص بهم دادن لباسمو عوض کردم رفتم اتاق زایمان برای آمادگی زایمان دانشجو ها با استادشون اومدن برای زایمانم و یدونه ماما خود بیمارستان رگ گرفتن و سرم وصل کردن یکساعت که گذشت آمپول فشار رو داخل سرم ریختن و سرم رو باز کردن حالا بگذریم که چقدر اومدن سوال الکی و چرت پرت پرسیدن خلاصه دردام بعد از نیم ساعت شروع شد از اونجایی که ماما همراه گرفته بودم
مامان ❤️ آیلین مامان ❤️ آیلین ۱ ماهگی
خب خانومااومدم تجربه زایمان طبیعی روبگم من سشنبه رفتم بهداشت مراقبت داشتم انجام دادم بعدبهم گفت اگه تافرداچهارشنبه زایمان نکردی پنجشنبه حتمن بری زایشگاه گفت چون میشه۴۰هفته۱روزبعد بچه دستشویی می‌کنه توی شکمت خلاصه پنجشنبه صبح من رفتم زایشگاه گفتم من ن دردی ندارم ن چیزی از وقتم گذشته گفت برودراز بکش معاینه کنم معاینه کرد گفت دو سانت هستی به نوار قلب گرفت حرکت بچه توی بیست دقیق یکی بود ضربان قلبش هم یه کم ضیف بود بعد بهم گفت همینجا وایستا تامن برم به دکتر بهم دوسانت هستی حرکت بچه هم کمه ضربان قلبش هم ضیفه ببینم تورو قبول می‌کنه یان خلاصه این رفت به دکتر گفت اومد بعدش گفت دکتر گفته برو دوساعت پیاده روی کن ناهار بخور یه چیز شیرین هم بخور بعد بیا من بعدسه ساعت رفتم معاینه کرد سه سانت بودم نوار قلب گرفت بازم حرکت بچه کم بود با ضربان قلبش دیگه من بستری کرد یه غذای داد گفت ببر بده خانوادت برات تشکیل پرونده بدن من اومدم غذا رو دادم بعد رفتم طرف زایشگاه لباس هامو عوض کردم بعدساعت۵من بستری شدم ساعت۶:۳۰اومد سرم بهم وصل کرد آمپول فشار رو هم ریخت توی سرم بعد یه دستگاهی آورد به سرم وصل کرد که قطره های
مامان رها🤱 مامان رها🤱 ۱ ماهگی