۴ پاسخ

حالا من با خانواده شوهرم وجادیم قهربودم روز اول عید جاریم اومد گفت بیا بریم پایین خونه پددشوهرم اشتی کنیم منم گفتم جاریم اومد منم برم رفتم محل ندادنننن اونوقت من اینقد با جاریم برخورد کردم اما اونها مقصر بودن بی اجاره سر پسرموکچل کردن اما باز منو نبخشیدن و سرسنگین بودن

حالا من عیدی با یکی که قهر بودم اشتی کردم البته خودمم دستش گرفتم و روبوسی
باز دو روز قبل گه بازی دراورد بیشعور خر😒دیگه بعضیا تو ذاتشونه بیشعوری

خیلی ثواب کردین

آفرین به این پشتکاری چه کاری خوبی کردید

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۴ سالگی
۲ روز بود رفتیم روستا خونه برادر همسرم همه خواهر برادر همسرم جمع بودن پسرم همون اول که رسیدیم گیر داد به روروئک یه بچه اونا هم مقصر بودن که قبل اومدن ما جمع نکرده بودن پسرم خودش را کشت ولی بهش ندادن منم بردمش بیرون براش ماشین خریدم ،داماد شوهرم اینا اینقدر به پسرم اخم میکنه وقتی نزدیک بچه اش میشه دلم میریزه ،فرداش اونها رفتن برای بچه شون ماشین خریدن گفتم بزارید تو ماشین که پسرم نگیره ازشون بیاید با ماشین بچه من بازی کنید بشکنه هم عیب نداره،یکیشون کرمش گرفت پسرمو برده بود تو ماشین بهش نشان داده بود پسرمم خودش را میزد من این ماشین را میخوام داماد شوهرم اینا هم میگفت به من ربطی نداره بچه شون گریه میکنه بچه شون ال و بل ،منم بهش گفتم تو ۵۰ سالته به جای لج انداختن بچه ها مدیریت کن که سر من داد زد ،منم ناراحت شدم به شوهرم گفتم چرا منو میاری که هر دفعه یکی از دامادها به من بی احترامی کنه شوهر منم ماسته،عمیقا دلم طلاق میخواد از دست پسرم هم خسته شدم خیلی اذیت میکنه