۲ روز بود رفتیم روستا خونه برادر همسرم همه خواهر برادر همسرم جمع بودن پسرم همون اول که رسیدیم گیر داد به روروئک یه بچه اونا هم مقصر بودن که قبل اومدن ما جمع نکرده بودن پسرم خودش را کشت ولی بهش ندادن منم بردمش بیرون براش ماشین خریدم ،داماد شوهرم اینا اینقدر به پسرم اخم میکنه وقتی نزدیک بچه اش میشه دلم میریزه ،فرداش اونها رفتن برای بچه شون ماشین خریدن گفتم بزارید تو ماشین که پسرم نگیره ازشون بیاید با ماشین بچه من بازی کنید بشکنه هم عیب نداره،یکیشون کرمش گرفت پسرمو برده بود تو ماشین بهش نشان داده بود پسرمم خودش را میزد من این ماشین را میخوام داماد شوهرم اینا هم میگفت به من ربطی نداره بچه شون گریه میکنه بچه شون ال و بل ،منم بهش گفتم تو ۵۰ سالته به جای لج انداختن بچه ها مدیریت کن که سر من داد زد ،منم ناراحت شدم به شوهرم گفتم چرا منو میاری که هر دفعه یکی از دامادها به من بی احترامی کنه شوهر منم ماسته،عمیقا دلم طلاق میخواد از دست پسرم هم خسته شدم خیلی اذیت میکنه

۱۶ پاسخ

به نظرم ناراحت نشیا مشکل از تربیت شما بچه که نباید هرچیزی که میبینه میخواد باید بدونه قرار نیست هرکی هرچی داشته باشه اونم داشته باشه یا هرچی که میخواد و داشته باشه

یعنی همه باید اسباب بازیاشونو جمع کنند بازی نکنند تا بچه شما دلش نخواد؟
فردا بخواد مدرسه بره وارد جامعه بشه میخوای به والدینشون بگی لواز تحریر بچه تونو نیارید مدرسه؟؟

بنظر من بچه تو باید متوجه کنی چیزی اون برای تو نیست ، حالا من کاری به بزرگترا ندارم که میتونستن مدیریت کنن ولی بچت باید یاد بگیره هر چیزی برا اون نیست

ببخشید ها ولی از نظر من شما مقصرید
وقتی همیشه اینجوری رفتار میکنید که جلو بچه تون کسی با اسباب بازی دیگه ای بازی نکنه یا یه چیزیو میخواد میرید بهش باج میدین تهش میشه همین نمیشه که بچه های دیگه اسباب بازی یا هر چی دارن رو جمع کنن که پسر شما اذیت نشه
میتونستین برای کالسکه توضیح بدید که بچه های کوجولو که نمیتونن راه برن و به کمک نیاز دارن ازین استفاده میکنن شما که ماشالله بزرگ و قویی خودت راه میری
یا اون بچه دیگه که‌ ماشین خریده میگفتین هر دو با هر دو ماشین بازی کنید و جابه جا کنید و خلاصه حالا به هر روشی که خودتون میدونین نه اینکه جمع کنه که بچه شما ناراحت نشه این برخوردها باعث میشه بچه به همین روش عادت کنه و بزرگتر بشه بیشتر اذیت میشین روشتونو عوض کنید

اخه نمیشه هرجابری همه وسایل قایم کنن ک بچت نبینه نخاد ک عزیزم شماباید بچتومدیریت کنی ن ازبقیه بخای

عزیزم اینکه نمیشه بخاطر اینکه بچه شما لج نکنه بقیه بچه ها وسایل خودشون قائم کنن بیرون نیارن هروقت واسه وسایل بقیه لج کرد بهش توجه نکنی یا باهاش حرف بزنی کم کم متوجه میشه
همسرت باید جواب دامادش میشه بهشون اجازه نده که به شما بی احترامی کنه

دامادشون از همه بچه تره

کار اونا اشتباه بوده
ولی شما هم باید بچتو درست تربیت کنی که بهونه چیزای بقیه رو نگیره باید یاد بگیره وسایل هر کس مال خودشه

اون مرد گنده باید خجالت بکشه بخاطر این رفتاراش ، عقلش اندازه بچه هم نیست ، عزیزم بچه تو بچه اس اذیت بکنه شیطنت بکنه شلوغ بکنه اقتضای سنشونه اون ادم باید شعور داشته باشه ، جدی باهاشون برخورد کن که جرات نکن به بچه اتو اذیت کنن

من این مشکل عید با خواهرم خوردم دخترش 5سالشه هی نشون پسرم میداد نمی‌داد بهش خواهرممم چیزی نمیگف آخرسر من گفتم مداد رنگی که مال اینه بده خودش بازی کنه خواهرم بدش اومد

سنشون بسیار بد هست حرف متوجه نمیشن و ای کاش همسرها درک می کردند ومن کاملا حالتون رو‌میفهمم انشالله که زود از این مرحله رد بشن

پسر منم همینطوریه
ولی مراعات میکنن فامیلا
خیلی بیشعوره طرف

بچه هرچی میبینه میخواد ولی بزار نه بشنوه بزار ببینه هرکسی میتونه وسایلشو نده

منم پسرم همینجوریه دقیقا همینطور اما یکی دو بار گفتم مامان اون وسیله های خودشونو تو نباید همشو بگیری یکم بهتر شده اما بازم خیلی جیغ و گریه میکنه

خیلی از بچه ها رو دیدم این رفتارو دارن ولی عزیزم با حرف وخنده بهش بفهمون که اون اسباب بازی مال خود اون بچس باید دوتایی بازی کنین یا ماشین هاشونو ببر کنار هم باهم بازی کنن نوبت نوبتی

قطع ارتباط کن خیلی جدی

سوال های مرتبط

مامان آرسام مامان آرسام ۴ سالگی
سلام مامانا پسرمو سه ساعت گذاشته بودم پیش کسی برای انجام یکاری اونم داخل گوشیش ماشین بازی دانلود کرده بود داده بود پسرم بازی کرده بود ازون به بعد پسرم همش میگفت مهسا برام داخل گوشیش ماشین تصادف گذاشته توم بزار منم ب اصرار پسرم بازار دانلود کردم چندتا بازی دانلود کردم نمیدونستم پسرم اینقدر وابسته به گوشی و بازی میشه یعنی توی این یک هفته دهتاا بازی دانلود کرده صبح که چشمش رو باز میکرد گوشی بده بازی تا شب. منم الان با مامانم صحبت میکردم پسرم لج گرفت گوشی بده بازی کنم بازی کنم نذاشت با مامانم صحبت کنم منم بهش گفتم همه بازیارو پاک کردم نیم ساعت بغلم گریه کرد خوابش برد واقعا نمیدونم باید چیکار کنم بنظر تون همه رو پاک کنم از فردا عادتشو ترک بدم؟؟؟همش یک هفته بعد هم نمیشه ولی خیلی وابسته شده بود به بازی اصلا دوست ندارم نصف روز مهد می‌ره نصف روز هم خودش تنهایی یا با من یا روزی یکی دوساعت برنامه کودک میگذروند ولی چند روزه سرش همش تو گوشی بود
مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
چند روز پیش رفته بودیم بیرون که ببرم پارک دیدم از این جا ها هست درست کردن بچه ها نقاشی میکشن تیام گفت منم بردم بعد یه بچه اومد از تیام کوچیکتر بود هر مداد رنگی که تیام می‌گرفت با لج و گریه از دستش می‌گرفت خودم کلا خوشم نمیاد از این حرکت حتی بچه باشه ولی چیزی نگفتم گفتم مامانش هست بهش یاد میده دیدم تیام ناراحت شد دوباره تیام یکی دیگه گرفت اومد از دستش بگیره تیام نداد این کشید تیام چون دقیقا همون رنگ دستش بود یک دفعه مادرش اومد از دست تیام گرفت داد به بوس تیام عزیزم مهربونم چیزی نگفت
باز تیام یه مداد رنگی دیگه نشون داد منم گفتم آره خیلی خوشگله با همین بکش باز بچه دیدم داره میگیره تیام لج کرد برای کنه منم گفتم خاله جون این برای تیامه خواستی از اینجا این همه مداد بردار مادرشم گفت ولی دید له زور داره می‌کشه به تیام گفت بده بهش به تیام گفتم نه مامان نده مال خودته نقاشی کن خانمه برگشت گفت وا بچه من کوچکتر حس مالکیت داره میخواستم دهنشو جر بدم بچه ما آدم نیست گفتم چه حرفیه بچه منم حس مالکیت داره چند بار بچه شما گرفت باید به بچه تون یاد بدید نمیشه چون کوچیکتر گذشت کنن بزرگتر چیزی نگه بعد مداد رنگی که تیام دوست داشت براش تیز کردم گذاشتم جلو به بچه هم گفتم دیگه دست نزن به مادرشم گفتم بچم میخواد نقاشی کنه بچه تون هم جیغ میزنع هم نمی‌ذاره خدایی خیلی بعضی ها پرو هستن باز میگم نکنه اشتباه کردم ولی خودم خس نمیکنم تیام خودش بچه کوچیکتر باشه وسیله میده جا میده اونجوری نیست ولی دوست ندارم انقد از خودش بگذره