۸ پاسخ

ما دخترمونو بخاطر کولیکش هروقت گریه میکردباماشین میبردیم بیرون یه شب شوهرم خیلی خوابش میومد ولی مجبورش کردم بریم بیرون توراه یهویی برگشت بهم گف میدونستی تو آلمان پلیسا برا همین خواب آلودگی راننده رو میگیرن میبرن دادگاه تو‌دادگاه قاضی یه پولی میزاره رو‌پول جریمه که از راننده برا خواب آلودگی گرفتن میده بهش میگه برو برا خودت خونه بخر😂😂😂😂بعد من محکم خندیدم میگه چیه ب چی‌میخندی مگه من چی گفتم نگو توحالت خواب و بیداری بود کلا

فامیل های شوهرم میخواستم بیان عید دیدنی قبلش به همسرم گفتم کاسه و بشقابهای آجیل خوری و آحیل اینحاست هر وقت اومدن ازشون پذیرایی کن ملی هم تهدید کردم که وقتی اومدن نباید دوباره بپرسی چکار کنم و کاسه ها کجان و فلان حتی قبلش هم یه دور ازش پرسیدم که چکار می‌کنی و کاسه ها کجان بعد که مهمونا اومدن اومد تو آشپزخونه بالاسرم گفت الان چکار کنم کاسه ها کجان 😀😀😀

خدا خیرت بدع خیلی خندیدم 🤣🤣

شوهره من ک فیلمه
یه شب از سرکار اومده بود خیلی خسته بود من به زور فرستادمش حموم گفتم حموم نری نمیزارم بیای بشینی و بری تو رخت خواب بعد دیدم یکساعت تو حمومه رفتم دیدم نشسته زیر دوش خوابش رفته 🤣🤣

چند شب پیش صدا انفجار اومد دوتا بیدارش کردم گفتم پاشو دوتا صدا اومد تو خواب گفت سومیش اومد صدام کن روشو کرد اونور خوابید

نصف شب بیدار شد برا بچه شیرخشک درست کنه خاب خاب بود
بعد ک درست کرد داد دستم بدم ب یزدان دیدم بچه چن دقیقع بعد ول کرد شیشرو و بیدار شد نگاه کردم ب شیشه دیدم اب ریخته شیرخشک نریخته بچم ی روز دلدرد بود 😂انقد خندیدیم تا صب بخاطر کارش
ی بار دیگم حدود۱۵کیلومتر ماشین و با دستی بالا راه آورده بود🤣

هر وقت بادمجون سرخ میکنم با یه تیکه نون بالاسرم وایمسته تا بادمجون سرخ بشه یکن بدم با نون بخوره🤣

تو همین جنگا نصف شب شیر میدادم رعد و برق بود بعد ی رعد برق بزرک زد شوهرم بلند شده نشسته میگه زدن زدن میگم چی زدن میگ بمب زدن 😂

سوال های مرتبط