۴ پاسخ

برامنم یه کابوس بود با یه بچه ۹ ماهه همش میگفتم چطوری بگیرم چکار کنم
ولی یک هفته قبل همش میگفتم دیگه بزرگ شدی باید بری دسشویی مایبیی اندازه شما نیست بخریم و همون روز ک بازش کردم هر نیم ساعت تایم میگرفتم میبردمش اولش مقاومت میکرد ویکم میترسید بعد دوسه ساعت اوکی شد یبارم یادش رفت خیس کرد ولی شبش از شدت استرس اینکه مبادا شلوارشو خیس کنه خوابش نمیبرد همش هر دودیقه میگفت مامان جیشم داره میاد منم دیدم بچم داره عذاب میکشه پوشکش کردم به ثانیه نکشید خوابید
فرداشم بازش کردم دیگه میگفت ولی یبار یادش رفت بگه خیس کرد خیلی میترسید دعواش کنم ولی باهاش حرف زدم گفتم عب نداره که یادت رفت)دیگه درست شد خیالش راحت شد
شماره ۲ ام یبار رفت کلا بعد روزسوم دیگه اوکی بود شبام اصلا خیس نمیکرد ونمیکنه خداروشکر ولی دسشویی شماره ۲ ب مشکل خورد ومیترسید بشینه هرچی ام برچسب ومداد شمعی واینا بردم دسشویی جواب نداد ک نداد خیلی میترسید وتو شلوارش میکرد منم تو حموم میشستم دیگه بعد ۲ ماه تازه درست شده میره دسشویی خداروشکر شماره ۲ ام
این تجربه من بود

چرا کابوس؟
این یه پروسه کاملا طبیعیه..اگه به خود بچه سپرده بشه که خیلی خیلی بهتر پشت سر می‌زاره ..باهاش صحبت کن و ببین آمادگیشو داره ..مراحلشو بگو که مامان جان دیگه باید بریم دستشو و با پوشکت خدافظی کنی..یه جورایی روانش آماده بشه..و بعدش هم که صبوری صبوری..بقیه مراحلم که همه بلدیم😉😅

ممنون میشم اگ کسی تجربیاتش رو گفت ب منم بگید

وای برای منم همینطوره ، شبا فکرش میاد تو ذهنم نمیزاره بخوابم ، مثل یه غول میمونه برام 😭

سوال های مرتبط