۳ پاسخ

بچه این سنی دعوا نداره عزیزم فقط تذکر
بچه دارن خودشون و دنیا رو میشناسن لجباز نیستن
صبوری و توجه میخوان
وقتی مو میکشه با لحن قاطع ولی مهربان دستشو بگیر بگو نباید مو بکشی ، دردم میاد
وسیله پرت کردن از مراحل رشد مغزشونه بززگتر بشه کمتر میشه

گلم این حرف من بر اساس پک های روانشناسی چون خودم آدم حساسی بودم تو بارداری تهیه اش کردم
بچه ها تا دوسالگی نیاز دارن نیاز های نباتی یا به عبارتی اساسیشون تامین بشه مثل خوردن و خوابیدن و نظافت و بازی اینکه بچه شما لج داره باید بگم بچه منم وقتی تنها هستیم خیلی لجباز تر میشه اما تو جمع با دختر خاله و پسر خاله اوکی تر عستش و کار اشتباهی میکنه من اخم میکنم و با صدای رسا وجدی میگم نه زیاد تکرار نمیکنم که بجه عادت به تکرار کنه واگر جواب داد که هیچ نداد اونو از کار خطرناک دور نیکنم یا محیط رو براش امن میکنم مثلآ از من امروز اسپری شیشه پا کن خواست منم درشو چک کردم قفلش کردم دادم دستش ولی حواسمم بهش بود یا رخت پهن کن رو انداخت بازی کنه منم کنارش تشستم لبلسای افتاده رو تا کردم بالا گذاشتم تا بعدآ سر جا بزارم میدونی چیه بچه سرگرمی میخواد همبازی میخواد با بازیه که رشد میکنه و ما مادرا یا حوصله بازی رو اونقدر نداریم یا کلآ زمانشو نداریم پس بچه دائم لج و اینکه بچه تو اگر با تو آرومه واسه اینه که تو نقطه امن اون هستی با اینکه شوهرم خیلی با پسرم بلزی میکنه و هواشو داره اما آغوش منه که به شدت به بچه ام آرامش میده و این طبیعیه.
اما دراصل شروع تربیت بچه از دوسالگی تا ۷ سالگی یعنی ۸۰ درصد راه یا به عبارتس سالهای طلایی بچه پس لازمه ازدو سالگی بدونی باید چجوری در مقابل خواسته هاش رفتار کنی

نباید اکثل العمل نشون بدی بچه ها دنبال توجه کردن هستن

سوال های مرتبط

مامان آروکو 🌵 مامان آروکو 🌵 ۲ سالگی
یه درددلی هست ک خواستم اینجا مطرحش کنم.
یه رفتاری از پسرم ک بارها ناراحتم کرده.
پسرم تو خونه تمام کاراش با منه، همسرم اگر باشه کارای پسرمونو انجام میده و باهاش وقت میگذرونه و پسرمم عاشقشه اما خب غروب ب بعد هست و درواقع بیشتر روز پسرم با من تنهاست و کاراش با منه
با من میخوابه و کنار من پامیشه
من میشورمش
غذا میدمش
تعویض لباس و پوشک و...
خلاصه همه‌چیز
خیلیم منو دوس داره، مدام بوسم میکنه، میاد کنارم میشینه، نوازشم میکنه، بهم میچسبه و ...
اما زمانایی ک میریم مهمونی مدااام چسبیده ب شوهرم و لحظه‌ای ازش جدا نمیشه. وقتی مثلا شوهرم بخواد یه سرویس بره یا ب هر دلیل بخواد یه لحظه بدتش ب من جیغ و داد و گریه راه میندازه، دودستی میچسبه ب باباش، منو میزنه، گاز میگیره، موهامو میکشه ک بغلش نکنم.
تا نزدیکش میشم داد میزنه نه نه یعنی سمتم نیا.
من ازینکه ب باباش بچسبه ناراحت نمیشم اما این حرکات پسرم خصوصا در مهمونیای خانواده همسرم وجهه‌ی خیلی بدی ایجاد میکنن و شک ندارم ک میگن حتما همه کاراش با باباشه یا مامانش باهاش خوش رفتار نیس ک این بچه اینجوری شده.
اون بندگان خدا هم آدمای بدی نیستن اما مثلا مادرشوهرم میگه کمر بابایی درد گرفت یکم برو بغل مامانی دیگه
یا پدرشوهرم ب شوهرم میگه احتمالا روز اول مدرسه تو باید باهاش بری

میدونین حس میکنم پسرم با این رفتاراش تمام زحمات منو جلو همه خصوصا مادر پدر و خواهرشوهرم پوچ میکنه. هرچی هم فکر میکنم متوجه نمیشم چرا تو جمع از من فراریه بعد ب محض اینکه میایم تو ماشین باز می‌چسبه ب من!!! خواستم نظرات شمارو هم جویا شم