۹ پاسخ

اگه میخای زندگیت خراب نشه جلو شوهرت باهاشون قشنگ برخورد کن فقط جلو شوهرت هرکاری میخان بکن ولی شوهرت نبود نکن چون زندگیت خراب میشه اونا شوهرت پر نکردن همه مردا همنجوری هستن فقط فقط همینکارو کن اگه زندگیت دوس داری هم تو دل شوهرت شیرینی هم اینکه دیگ اونا هرچی بگن شوهرت باور نمیکنه میگه زن من جلو خودم این همه کار میکنه

به شوهرت بگو باشه بشرطی که توام واسهذخانوادم مثل پسر باشی
این جوابا رو شوهر من تاثیر داره چون خودشو جای من میذاره میفهمه عه خب خواسته‌ی معقولی نیست.
کاراشونو بگو
احساس خودت نسبت به کاراشونو بگو
بگو پس هرچی مامان بابام بهت گفتن هرچی بشه باید با خانواده من خوب باشی و خواسته‌هاشونو براورده کنی
تو موقعیتهای مختلف بنابر شرایط یکی از اینا رو بگو

مشکل همیشگی من وشوهرمه همشم به خاطرش دعوامیکنیم

درخواست بده بهم مهربون اکانت قبلیم مسدود شد🥲🥲

من اوایل با خانواده شوهرم خیلی خوب بودم کارایی که برای مامانم نمیکردم برای اونا میکردم.روز مادر کادوی گرونتر میگرفتم میرفتیم خونشون مثلا ظرفارو میشستم یا میگفتن فلان غذا رو درست کن میکردم... بعد دیدم انگار وظیفه شده شوهرمم نصف این احترامو به خونوادم نمیزاره منم عین خودشون شدم.. احترام و خوش رویی رو دارم ولی وقتی میرم دست به سیاه و سفید نمیزنم چیزی هم خیلی نمیخورم میگم سیرم... نهایت یه جاروی کوچیک جای سفره بزنم یا تعارف کنم برای ظرف شستن...
از نظر اخلاقی خوب باش چون همه چیز رو تو ظاهر چیزی میبینن ولی زیاده روی نکن

ما شب درمیون میریم بعضی اوقات هرشب رابطمون خوبه اوایل یکی دوبار دعوامون شد من و مادرشوهر خواهرشوهرم چون حق هم با من بود شوهرم پشتم دراومد دیگه جرئت ندارن چیزی بگن
کلا همیشه هوام رو داره
منم احترام نگه میدارم نظر که میدن درمورد بچم از این دید نگاه میکنم ک خب اون بیشتر از من بچه بزرگ کرده حتما بیشتر از من میفهمه وخب همینطور هم بود چند باری برای پسرم نظر داد توجه نکردم بعد ک پیش پزشک بردم همون حرف هارو زد
خواهرشوهر هام هم اصلا دخالت نمیکنن اکثر اوقات هم بخاطر من با داداششون بحث میکنن
کلا خواهرشوهر و مادر شوهر و اینا نداریم رابطه خیلی خوبی باهم داریم
ولی همگی حد و حدود خودمون رو میدونیم

مثلا جلو. شوهرت برو تو آشپز خونه باش کلا کارای سبک هرچی ازت برمیاد بکن تا اونا بیرون نیومدن توام نیا حتی شده پشت سرشون یکم وایسا آشپزخونه کارای الکی بکن ک ینی داری کار میکنی

هفته اي يكبار شام ميريم الان هم كه جنك هست كمتر ميريم، صميمي هستيم ولي در حدش، و خيلي بهم احترام ميزارن و احترام ميزارم

منم دقیقا انقدر با رفتارشون وکارشون اذیت شدم ازشون خوشم نمیاد وچشم دیدنشون ندارم ولی متاسفانه تویک ساختمانیم ومجبورم هر روز ببینمشون ولی تو هفته دوبار یا سه بار میرم خونشون بیشتر ازاین درتوانم نیست و در مورد کار کردن براشون در حد ظرف شستن انجام میدم

سوال های مرتبط

مامان دخترام مامان دخترام ۱۵ ماهگی
مامان دخترام مامان دخترام ۱۵ ماهگی
مامان جوجه کوچولو،😘 مامان جوجه کوچولو،😘 ۱۶ ماهگی