پارت ۲ زایمان طبیعی من
۳۸ هفته و دو روز رفتم معاینه گفت ۲ سانتی باز بیشتر ماما بهم گفت روزا تا میتونی ورزش و دوش و رابطه ولی شبا فقد استراحت که اگه دردت گرفت جون داشته باشی شدم ۳۹ هفته و ۱ روز رفتم معاینه گفت ۲ سانتی دیگه ترسیدم گفتم نکنه نتونم تا ۴۰ هفته زایمان کنم و سزارین شم حتی شبا هم پله بالا و پایین میکردم و دوش آب گرم میگرفتم ۳۹ هفته ۵ روز شب وقتی خواب بودم ساعت ۲ یهو کمرم و شکمم سفت شد برای ۱۰ ثانیه درد پریودی داشتم تنها فرقش این بود شکمم سفت میشد بیخیال شدم گفتم شاید ماه درده خوابیدم دوباره ۴۰ دیقه بعد همین بود دیگه خوابم نبرد درد بعدی شد ۳۰ دقیقه بعدش فهمیدم این دیگه درد زایمان بلند شدم شوهرم خواب بود چون اخرا خونه مادرشوهرم بودم همه خواب بودن ولی کسیو بیدار نکردم چون میدونستم درد اصلی زاین باید ۱۰ دقیقه یبار باشه همون نصف شب شروع کردم ورزش تا ۸ صبح کلی راه رفتم اسکات و پله و یکسره هم چک میکردم کیسه آبم تو چه وضعیته

تصویر
۳ پاسخ

روز چند بار دوش میگرفتی

ممنونم گلم که مینویسی

خب بقیش

سوال های مرتبط

مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
مامان ✨سوینم🫀🧿✨ مامان ✨سوینم🫀🧿✨ ۶ ماهگی
مامان بردیا مامان بردیا ۶ ماهگی
پارت یک تجربه زایمان طبیعی
۴۰ هفته بودم دیدم درد ندارم متاسفانه رفتم دکتر گفتم که ۴۰ هفتم گذشته و درد ندارم برای زایمان حرکات پسرم خیلی کم شده بود بهشون گفتم بستریم کردن و فرستادن بلوک زایمان معاینه تحریکی شدم ۱ سانت باز بودم از هر ۱۰ دقیقه یک بار معاینه میکردن خیلی درد داشت بعدش اومدن و بهم سرم وصل کردن بعد از وصل کردن سرم هر نیم ساعت ۱ ثانیه درد داشتم بعدش درد ها زیاد تر شد معاینه هم میکردن بیشتر اذیت میشدم پسرم خودشو تو شکمم سفت میکرد دردم بیشتر بیشتر میشد بعدش اومدن بهم سوند بادکنکی گزاشتن ۷‌تا سرنگ مایع زدن داخل بادکنک که داخل واژنم بود یه درد وحشتناکی بهم حس میداد از ساعت ۸ شب تا ۱۲ شب درد داشتم که اومدن معاینه کردن گفتن ۴ ثانتی چون درد زیادی داشتم گفتن برو حموم آب گرم بگیر به کمرت ماساژ بده مامات من ماما نداشتم مادر خودم بود بعد اینکه آب گرم و مامانم گرفت به کمرم و شکمم ماساژ میداد خیلی ازوم میشدم ساعت ۲ از حموم در اومدم اومدن معاینه کردم شده بودم ۹ سانث بقیش پارت ۲ می‌زارم
مامان لیانا مامان لیانا ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۷ هفته و ۱ روز معاینه شدم گف دو سانتی منم کلی ورزش و پیاده روی چیزی نمونده ک نکردم بعدش لکه بینی داشتم ترشح زیاد بعد چن روز درد خفیف داشتم با هر بار نزدیکی انقباض میگرفتم با استراحت خوب میشد ولی من میدونستم موقه درد اگ ورزش انجام بدم و برم معاینه همون روز زایمان میکنم برا همین با وجود درد رفتم معاینه ۱۸ دی بود ۵ یا ۶ بار معاینه کرد همینجا زایشگاه خودمون تز بس معاینه کرد بار شدم گف ۴ سانتی زود باید بری پیش دکترت وسایلم برداشتم قبلش دوش آب گرم گرفته بودم رفتم پیش دکترم معاینه کرد گف ۳ سانتی گف ورزش کن پله بالا پایین رفتم خونه خواهرشوهرم ک نزدیک بیمارستان تا شب ۵ سانتی شده بودم ولی دردام سرد بودن قابل تحمل بود بعد خودش ورزش با توپ بهم داد پیاده روی کردم خیلی نزدیک ۱۰ سانت بودم ولی بچم نميومد اونقدرا پایین نبودش با کلی زور بلاخره اومد بعدش خونریزی شدید داشتم و ی چی دیگ هم گف موقه زایمان گرفتم نمیدونم اسمش چیه گف اگ خونریزیت قط نشه خون میزاریم برات حتی سوند گذاشتن برام چون حالم خوب نبود ولی بعدش گف غذا بخور راه برو اگ سرگیجه اینا نداشتی مرخص میکنیم اگ داشتی بستری میمونی ۱۸ دی درد کشیدم تا ۱۹ دی صبح ساعت ۴ ونیم زایمان کردم
مامان فندق مامان فندق ۱۰ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...
مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۶ ماهگی
پارت دوم:
خیلی شوکه شدم و یجورایی استرس گرفتم چون نمیخواستم انقدر زود زایمان کنم وزن بچه م پایین بود میخواستم بیشتر باشه
خلاصه بعد اون معاینه رفتم خونه بابام یه هفته استراحت کردم که یکم بیشتر تو شکمم بمونه وزن بگیره، ولی خب من از همون هفته شیاف گل مغربی رو استفاده میکردم ... هفته ی بعدش رفتم دوباره معاینه ک ماما گفتش کاش استراحت نمیکردی معاینه سری قبلی بهتر از الان بود !! یجورایی انگار دهانه رحمم اون نرمی رو نداشت ولی خب هنوز سر بچه پایین بود؛ معاینه تحریکی انجام داد و من از بعد معاینه ک رفتم کلاس ورزش درد پریودی داشتم تا وقتی برگردم خونه همچنان درد داشتم و یه سره بود
به ماما زنگ زدم گفتش دوش آب گرم بگیر اگه دردات قطع شدن که کاذبن اگه نه بذار منظم ک شد هر ۵ دقیقه شد برو بیمارستان
که من بعد دوش آب گرم دردم قطع شد ولی تا شب هی انقباض نامنظم داشتم مثلا یه فاصله ی ساعتی یه فاصله نیم ساعتی ی فاصله ده دقیقه ای دوباره میشد فاصله دوساعتی یا یه ساعتی ...
تاپیک بعدی
مامان جانا مامان جانا ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من
پارت اول
سلام وقت همگی بخیر

۱۱ فروردین توی ۳۸ هفته و ۵ روزگی بارداری ساعت ۱ و نیم ظهر بیدار شدم از خواب دیدم کمرم درد میکنه گفتم یکم دیگه بخوابم خوب بشه ، خوابیدم تا ۴ دیگه با کمی درد پاشدم مثل وقتی که آدم بد میخوابه کمرش گرفته تو خواب در همون حد بعد دیدم یکسره نیست میگیره ول میکنه ولی تا چند ساعت فقط کمر درد بود میگرفت ول میکرد دیگه ساعت ۸ اینا دیدم میزنه زیر دلم هی درد میگیره و ول میکنه وقتی شدید تر شد دیگه فهمیدم قطعا درد زایمان چون من فاصله درد و اینها رو ننوشتم ولی کاملا متوجه بودم که وقتی هی میگیره و شدید تر شده درد زایمان ، تا اینکه گلاب به روتون ترشح موکوسی رو دیدم و اینجا گفتم و فوژان جون هم گفتن درد زایمان ، بلند شدم وسایلم رو کم کم بین درد ها آماده کردم دوش گرفتم حاضر شدم و رفتیم به سمت بیمارستان ۱ ساعت راه داشتیم درد ها بیشتر میشد و با فاصله کمتر ولی قابل تحمل بود و نفس عمیق کمک میکرد بگذره ، رسیدم بیمارستان ساعت حدود ۱۰ و نیم بود معاینه شدم و بهم nstوصل کردن ، ۲ سانت بودم ولی به دکترم زنگ زدن گفتن ۲ سانت هستش ولی اسپاسم ۷۰ درصد داره دردش زیاده دکتر گفت بستری بشم
مامان امیرعباس👶🏻🌻 مامان امیرعباس👶🏻🌻 ۱ ماهگی
تجربه سزارین اورژانسی:
پارت۱
من از هفته ۳۴ شروع کردم به ورزش و پیگیری برای زایمان طبیعیم
و در طول بارداری هم کاملا فعالیت همیشگیمو داشتم و همه ی کارامو میکردم
حتی یه تایمی جفتم پایین بود بازم خودم کارامو میکردم و فکر میکردم خیلی خوبه این فعالیتام...
خلاصه ورزش میرفتم بعد ماماهمراهم اوکی کردم پیاده روی های طولانی میرفتم
از هفته ۳۷ آبزن استفاده کردم، ماساژ پرینه، گاهی رابطه بدون جلوگیری، دمنوش و ورزش
اینا رو داشتم و ذهنیتم خیلی مثبت بود
با اینکه هیچکس تو خانوادم تجربه زایمان طبیعی نداشت و من اولین نفر بودم..
هفته ۳۸ ب طرز عجیبی آنفولانزای شدید گرفتم و فوق العاده حالم بد بود و رفتم بیمارستان ضربان بچه افت داشت بعدش اوکی شد و یک روز اونجا بودم و مرخص شدم..
هفته۳۹ هنوز خوب نشده بودم و کاملا سرفه هام بود و بی جون بودم و بی اشتها...
چون دیگه از درد ها و انتظار خسته شده بودم و آنچنان علائم زایمان نداشتم ۳۹ و ۱ روز رفتم کلاس ورزش و طب فشاری و همون شب معاینه تحریکی هم رفتم( هرسه تو یک شب) خیلی خسته بودم اونشب فک نمیکردم زایمانی بشم حالا حالا ها
ماما گفت ۲ سانتی و دهانه رحمت خیلی نرمه و لگنتم واقعا خوبه ولی معلوم نیست کی زایمان کنی تو این چند روز...
من اونشب اومدم خونه و رابطه داشتم و بعدش ی دوش آب داغ گرفتم و شربت خاکشیر و تخم شربتی خوردم
و بطرز عجیبی یهو ساعت ۱۲ شب دردام شروع شد