۹ پاسخ

داری بد عادتش میدی عزیزم

باید یه موقع هایی بچه نه بشنوه عطیه جون اینجوری تو زندگیش در آینده هم مشکل پیش میاد میدونم که دلت نمیاد و دوس داری براش همه کار کنی ولی تربیت بچه از خودش عزیزتره

تقصیرش خودتی زود چیزی رو میخواد نخرید بزار بفهمه هر چیزی که بقیه دارن نمیشه اینم داشته باشه

من مشاوره بم گفت هرچي خواست زود نخر واسش زمان بخر واسه خريد اون چيز
يكي مامانا اينجا عكس از كلي ماشين گذاشته بود بش گفتم اشتباهه نبايد ميخريدي واسش ،يكي اومد در جوابم گفت كاره خوبي ميكنه ميخره عقده اي ميشه بچه…نظر من اينه نبايد زياد خريد ،الان آووش خيلي بهتر شده ي ماشيني ك داره خيلي دوسش داره و كلي باش بازي ميكنه ولي قبلاً ك اين موضوع نميدونستم همرو فقط ميخواست و مينداخت ي گوشه باش بازي نميكرد

عزیزم این اصلاااا حسرت نیست.بلکه لطف پدر مادر به بچه که هرچیزی خواست نخری.از هر ۱۰تا خواسته یکیشو براورده کن بعد ببین که چقدر ذوق میکنه.ما دستی دستی داریم ذوق بچه هامون و کور میکنیم و بی انگیزشون‌میکنیم.خواهر کوچیکه من دقیقا همین بود هرچیییی میخواست سریع میخریدیم و یه بچه بی انگیزه بود ولی من برای دخترم هرچیزی و نمیخرم یا مثلا چیزی بخواد و بدونم خوبه میگم تولدت یا مناسبت ها میگیرم برات اونوقت لذتش و میبره

اره عزیزم برکه هم همینه فقط همه چیزو میخواد منم مثله شما خیلی زود براش میخرم که حسرت چیزی به دلش نمونه ولی دریغ از ۱ساعت بازی باهاش ذوقشو خودم ازبین بردم

عزیزم
بچه ای که همیشه همه چیز توی کمترین زمان براش مهیا بشه و نه نشنوه
خیلی زود دلزده میشه و دیگه چیزی به اون صورت خوشحالش نمیکنه
توقعش بالا میره جانم
سعی کن توی بعضی موارد بهش نه بگی
یا هرچیزی رو سریع براش اماده نکنی
اینجوری خود بچه هم قدر چیزی که به دست اورده بیشتر میدونه🌸✨

منم جدیدا چیزی میخرم باهاش خوشحال نمیشه. فکر کنم زیادی واسش گرفتم

اره دقیقا دختر من همینطوره...اسباب بازی جدید هیچ ارزشی براش نداره زود دلشو میزنه و میگه من ی اسباب بازی دیگه انتخاب کرده بودم بریم اونو بخریم.
یا خرابشون میکنه میگه اشکال نداره باز میریم میخریم
منم اطرافیانو میبینم حس میکنم خیلی دارم تجملاتی و پر توقع بارش میارم ولی همش مقصر من نیستما اخلاق خودش همینطوریه

سوال های مرتبط

مامان مایکی💕 مامان مایکی💕 ۳ سالگی
مادرا یه سوال! دختردایی شوهرم همسایه دیوار ب دیوارمابودن خونه قبلی خیلی میومد خونمون . خیلییی هم ب پسرم محبت میکرد و دوسش داشت همیشه هم خوراکی براش میورد . یه سگم داشت ک پسرم عاشقش بود باش بازی میکرد . کلا دختر مهربونیه ولی آدن سمی ای هست . چرا؟‌مثلا همش خوراکی های مضر برا پسرم میورد هرچیم من تذکر میدادم اصن اهمیت نمیداد . مثلا میومدخونمون با اینکه شوهرمو پسرم الرژی دارن با قلیونش میومد. فرش نو منم سوزوند . مثلا خیعلی فحش میده . ک س ..ک. .. ش. از دهنش نمیفته! و من علنی بش گفتما ولی دست خود نیست!!
حالا ما جابجا شدیم اومدیم خونه خودمون یه کوچه فاصله داریم ازشون. و جدا ازدستشون راحت شدم ولی پسرم خیلی دلتنگی میکنه . بش میگه عمه . همش میگه منو ببر خونشون . ببر باجکی بازی کنم . ببرم عمه رو ببینم . بش میگم نیس خوابه و فلان . گاهی بااعتراض میگه! من میترسم برم سمتشون دوباره خودشو مادرش پاشون ب خونمون باز شه رفتو آمد کنن . از طرفی هم دلم میسوزه برا پسرم . ب نظرتون چیکار کنم ببرم پسرمو یا نبرم خونشون؟؟
فرزندپروری