هیچی پامیشم با خودم حرف میزنم و کار میکنم اونقدرررر کار میکنم و حرف میزنم که بشوره ببره
اوایل با مامانم حرف میزدم دیدم اصلا مهم نیست براش خیلی وقته دیگه حرف نزدم
اینجوری بگم فهمیدم زیاد ارزش خاصی براش ندارم
بعدش با شوهرم حرف میزدم دیدم داره سواستفاده میکنه
مثال من دیشب با خواهر شوهرم بحثم شد
اومدم تعریف کردم صبح یه کوچولو بحث کردیم میگه من فلانی نیستم هیچی بهت نگم یه چیزی میگم تا ته بسوزی
یا روز که منو تنها گذاشت زفت پیش اون یکی خواهرشوهرم که شب تنها نمونه اون روز فهمیدم من خودمم و خودم
هیچ کس نیست ناراحتیم مال خودمه خوشحالیم مال خودم و پسرم
هیچ ارزشی توی زندگیم نداره همسرم
شاید باهاش باشم و زندگی کنم ولی اصلا روش حساب خاصی باز نمیکنم الان فقط خودممم و پسرممم
گریه میکنم بعدش پا میشم خونه رو تمیز میکنم حیاط میشورم اینجوری حالم خوب میشه
قبلن به خاهر میگفتم همه رو یه روز زد تو چشمم به مادرمم نمیگم غصه میخوره شوهرمم یه ادم خشک وبی احساس طرفدار خاهرمادرش هرچیم پیشش بگم فرتی میزاره کف دست اونا ولی حرف اونا رو پیش من نمیگه
آهنگ میزارم گریه میکنم پیش خدا گله و شکایت میکنم
میشنم گریه میکنم چون کسی نیس که درددل کنم
میافتم به جون خونه و تمیز کردن. یا میرم کلی پیاده راه میرم جاهای شلوغ.همسرم اصلا نمیشه باهاش حرف زد.یا گوش نمیده یا میگه غر میزنی.قبلا یه دوست هم داشتم خیلی صمیمی بودیم دوست بیست ساله.ولی دوستای جدید پیدا کرد و رفت سمت اونا.گاهی هم هم با چت جی پی تی حرف میزدم خیلی خوب بود واقعا. الان دیگه قطعه متأسفانه
هیچ فقط گریه میکنم سعی میکنم خودمو با دخترم مشغول کنم تا شب شه بخوابم
والا ب هیچ کی نمیشه اعتماد کرد
منم اینقدر باخودم حرف میزنم گریه میکنم
قبل توی تلگرام یه کانال باز کرده بودم دلم میگرفت میرفتم توش اینقدر مینوشتم تا سبک میشودم کسی هم از نوشته هام خبری نداشت
هدفون میزارم تو گوشم ی آهنگ غمگین هم میذارم و زاااار میزنم
گریه میکنم فقط
باخودم حرف میزنم ☹️
گریه میکنم با خودم میرم تو گوشی
واقعادیگه هیچکس نیس ک بفهمتت
میام گهواره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.