۸ پاسخ

باهاش نرو حموم یه تیشرت شلوارک بپوش حمومش کن همون لباسای خونه با خودت نبر. بگو مثل خودتم ولی نمیشه توام نبایدجای خصوصیت کسی ببینه

خب تو حموم میبینه شما اینجوری میری بدتر خساس میشه
رایان باباش نیست خونه که ببرتش همیشه یا با خودم رفته حموم یا مامانم ما فقط شورتمون تنمونه از اول تا آخر تا الانم اصلا نه پرسیده نه کنجکاوی کرده
من و خواهر و برادرمم مامانم کوچیک بودیم با خودش میبرد حموم همینطور میبرد
تو خونه هم من تاپ و شلوارک میپوشم یا حلو رایان لباس عوض میکنم اما بدون شورت تا خالا نه خودم بودم نه باباش نه هیچکس

با باباش بفرست حموم

اهمیت نده بگو باشه باشه من هرچی میکه میگم باشه

پناه بر خدا
چ سوالاتی میپرسن😂😂

من از ٦ ماهگي ديگه با باباش ميره

دختر من درارتباط با شوهرم اینجوره به اجبار میخواد خصوصیشو ببینه😐😂

بهش بگو بچه برو بازیت کن
اهمیت نده

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم