من دو روز تلاش کردم برای پی پی
بعد دیدم هی به خودش فشارمیاره که آخرم یبوست شدید شد
دیگه ساعت پی پیشو میدونستم پوشک کردم
ولی هربار که کارشو میکرد میبردمش که بشورم پی پیشو باز میکردم نشونش میدادم
هی ازش تعریف میکردم ببین شبیه مثلا هواپیماس میخواد بره توآسمون
یا مثلا توپه میخواد بره تو دروازه
اما چون تو پوشک کردی خراب شده
بعد میریختم تو چاه و میگفتم بای بای پی پی برو با دوستات بازی
فردا پسرم قول میده سالم انجامش بده
دیگه این پروسه یکماه طول کشید تقریبا
تااینکه یبار با هزار وعده و جایزه کشوندمش توالت و باهاش با بازی و شعر گفتم پی پی ها تو شکمت گیر کردن نمیتونن بیان بیرون
تو میتونی کمکش کنی بیاد که بتونه بازی کنه؟
تو میتونی؟
بلدی؟
میخوای قهرمان بشی؟
دیگه یکم تلاش کرد اومد و من درآسمونا پروازمیکردم و همسرم یه روند عوق میزد
اما جشن گرفتیم و به باباش گفتم بدو براش جایزه بخر پسرم قهرمان شده
دیگه خلاصه مشتاق شد بره توالت
الان چندروزه میره توالت
خلاصه هی باید عوق زد و شاعر شد و بازی کرد با پی پی تا نترسن
خداقوت بهت
نه والا من یکسالو نیم بود دیگه براش پوشک نگرفتم کاملا یهویی از پوشک شد خودمم نفهمیدم به خودم اومدم گفتم چطوری بی دردسراز پوشک شد اصلااخرین بار کی پوشک خریدمعید پارسال بود فکر کنم از مسافرت اومدم ودیگه پوشک نگرفتم
پسر منم چندماهه گرفتمش هنوز واسه پی پی میگه تا پوشک نکنی پی پی نمیکنم منم پوشکش میکنم میترسن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.