۸ پاسخ

داری میگی خداروشکر اصلا کثیفی نکرد😂😂
په حتما منم دارم راه به راه جیش میکنم
منم خیلی بدم میاد یکی بچش و از پوشک گرفته باشه بعد بچش هنوز کامل یاد نگرفته باشه هعی بیاد خونه زندگیمون وجیشی کنه
دخترت هنوز سنش خیلی کمه
مشخصه آمادگیش ونداره
حداقل میری خونه مردم
پوشاکش کن تا یاد بگیره 😕😐😐

ولی مامانت حق داره که عصبی بشه 😐 تو باید حواستو جمع میکردی که دخترت جیش نکنه

بجا اینکه نری خونشون
برو جایی که جیش کرده رو بشور تمیز کن بعد نرو عزیزم

عزیزم باید دید مادرشوهرت و مادرت سطح تمیزیشون در چ حدع؟!
یکی تمیز باشه قطعا براش عیر قابل قبول جیش بچه.یکی ببخشید ب تمیزی اهمیت نمیده.یا اهمیت میده کسی و داره براش بشور بساب خب زبون ب دندون میگیره و قربون شاش بچتم میره.
والا خود من شاش ک هیچ.رد شاش تو شلوار بچه بیفته تو خونه م کل خونه رو میریزم میشورم.
تابستون بچه م شاش زد رو موکت مادرشوهرم اون بنده خدا چیزی نگفت من خودم چندشم شد کل خونه زندگی مادرشوهرم و ریختم شستم از موکت تا فرش.
کانلا حق با مادرته. برو فرششو بشور یا بده قالیشویی خشک کن پهن کن.بعد خواستی قهر کن

خب چرا شورت آموزشی تنش نمیکنی همه مثل هم نیسن بلاخره دخترت ۲سالشه نجس جیشش

عزیزم جایی میری پوشک کن تا کاملا یاد بگیره

دخترت هنوز ۲ سالشه هنوز پستونک میدی

بچه ممکنه تا نزدیک سه سالگی خطا داشته باشه هرکاری کنی بچه کثیف کاری میکنه

سوال های مرتبط

مامان فرحنازجون🥰😘 مامان فرحنازجون🥰😘 ۲ سالگی
پوشاک نی نی بچه نوزاد انومالی واکسن ۱۸ماهگی چکاپ دوسالگی ##
خانما من تو ماه رمضان خواستم یخچال اقساط بخرم که مغازه اشنا گفت ۴۸قیمتش نیمه برفک بعد گفت تابرسه طول میکشه خب که رسید رفتم دیدم پسندیدم گفت قفل برا بچه هم داره واینا منم پول ۱ملیون دادم بیعانه خب تا الان صاحب مغازه هنوز نیوردش میگه باید نصف پول بدید تا بغیه اقساط بمونه شوهرم هم بهش گفتم میگه تو رفتی گرفتی واینا من نمیرم ونه پول میدم ونه پول اقساط میدم خب جلو مادر شوهرم گفت این حرفو منم کلی جوش خوردم ولی به روی خودم نیوردم اخه من با خوانواده شوهرم زندگی میکنم خیلی به یخچال نیاز دارم نمیتونم چیزی تو یخچال خوانواده شوهرم بزارم میخورن چیزی برام نمی مونه حالا بنظرت پولای یخچالو از خودم بدم وببرم خونه مامانم بزارم که اگه خونه جدا گرفتم استفاده کنم اینجور هم خوانواده شوهرم وشوهرم کلیجوش میخورن ودلمو راحت میکنم چون خیلی ناراحتم کردن یا پولو ببرم بندازم بانک با بقیه پولهام وقد یخچالو بزنم 😔💔
پوشاک چکاپ دوسالگی واکسن ۱۸ماهگی قد دخترم وزن دخترم گهواره گهواره فرزنذپروری شیرخشک شیشیه شیر پستونک از شیر گرفتن از پوشاک گرفتن از
مامان امیرعلی وآریا مامان امیرعلی وآریا ۲ سالگی
خدارو شکر منم اریا رو از شیشه شیر گرفتم....ولی خداییش یه اتفاق خیلی باور نکردنی باعث شد وگرنه من میخاستم از دوسالگی بگیرم....من چهارشنبه ها میرم خونه ی مامانم وپیشش میمونم...چون این سری برف زیاد بود تو مسیر ماشین نبردمو باآژانس رفتم....یه مسیری رو هم پیاده رفتیم چون ماشبن نمیشد بره کوچه پربرف بود...تو کوچه انگاری بهم الهام شد شیشه شیر نیست ...اونو گذاشته بودم توجیب بغل کیف اریا....نگاه کردم دیدم نیست ..این ور اون ور....نبود...شبم بود دیگه ول کردم رفتم خونه مامانم....به شوهرم زنگ زدم گفتم از آژانسیه بپرسه ببینه تو ماشین افتاده بیاره بده....اونم عصبانی شد که گیجی واین حرفا....منم از خدا خواسته گفتم عیب نداره دوماه دیگه یاالان....خواهرم اما شیشه شیر دخترشو داد تا یه موقع اگه شب اذیت کرد بهش بدم...تا۲ شب بازی کردو موقع خواب حسابی بهش غذا دادمو خواست بخابه گفت شیرررر.....گفتم شیشه تو پیشی برده بیا توولیوان بهت بدم بخور....اون خوردو ما تشویقش کردیم...خوشش اومده بود ..بالاخره به هر زحمتی بود خوابید .فقط صبح تو خواب باز،شیر خواست گفت نیست پیشی برده....دوباره خوابید..هروقت شیر خواست تو لیوان بهش دادم ولی دوقلپ بیشتر نخورد...الانم سه روز که خدارو شکر عادی شده براش..اما وقتی شیر میدم پس میزنه وبجاش آب میخاد..فقط یکم موقع خواب اذیت میکنه جون عادت داشت با شیشه میخابید نه روی پا نه چیز دیگه...خدا کنه همین جوری راحت هم از پوشک بگیرمش...هرچند میبرم جیش میکنه ولی بلد نیست بگه جیش دارم هی باید خودم ببرم....😘😘
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا