خدارو شکر منم اریا رو از شیشه شیر گرفتم....ولی خداییش یه اتفاق خیلی باور نکردنی باعث شد وگرنه من میخاستم از دوسالگی بگیرم....من چهارشنبه ها میرم خونه ی مامانم وپیشش میمونم...چون این سری برف زیاد بود تو مسیر ماشین نبردمو باآژانس رفتم....یه مسیری رو هم پیاده رفتیم چون ماشبن نمیشد بره کوچه پربرف بود...تو کوچه انگاری بهم الهام شد شیشه شیر نیست ...اونو گذاشته بودم توجیب بغل کیف اریا....نگاه کردم دیدم نیست ..این ور اون ور....نبود...شبم بود دیگه ول کردم رفتم خونه مامانم....به شوهرم زنگ زدم گفتم از آژانسیه بپرسه ببینه تو ماشین افتاده بیاره بده....اونم عصبانی شد که گیجی واین حرفا....منم از خدا خواسته گفتم عیب نداره دوماه دیگه یاالان....خواهرم اما شیشه شیر دخترشو داد تا یه موقع اگه شب اذیت کرد بهش بدم...تا۲ شب بازی کردو موقع خواب حسابی بهش غذا دادمو خواست بخابه گفت شیرررر.....گفتم شیشه تو پیشی برده بیا توولیوان بهت بدم بخور....اون خوردو ما تشویقش کردیم...خوشش اومده بود ..بالاخره به هر زحمتی بود خوابید .فقط صبح تو خواب باز،شیر خواست گفت نیست پیشی برده....دوباره خوابید..هروقت شیر خواست تو لیوان بهش دادم ولی دوقلپ بیشتر نخورد...الانم سه روز که خدارو شکر عادی شده براش..اما وقتی شیر میدم پس میزنه وبجاش آب میخاد..فقط یکم موقع خواب اذیت میکنه جون عادت داشت با شیشه میخابید نه روی پا نه چیز دیگه...خدا کنه همین جوری راحت هم از پوشک بگیرمش...هرچند میبرم جیش میکنه ولی بلد نیست بگه جیش دارم هی باید خودم ببرم....😘😘

تصویر
۵ پاسخ

من پسرمو ۱۸ روز گرفتم ولی دوباره اقد گریه کرد دادمش

چ خوب راه خوبیه منم باید امتحان کنم

چه قدر خوب
خدا روشکر
با لیوان نی دار میدادی؟

خداروشکر عزیزم

اونوقت غذا خوردش خوبه؟

سوال های مرتبط

مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
از تجربه شیشه خوردن پسرم بگم شاید بدردتون خورد
پسرم من شیر تیر ماه بود یه روز دیگه نگفت میخام منم ندادم کلا شیر تمام شد پسرم شیر خشکی بود
ولی بشدت با شیشه شیرش اب میخورد جوری که من تا صبح یه پارچ کنارم بود و عبن دوران نوزادی هر ۲ ساعت بیدار بودیم حتی موقع خوابم ۴ تا شیشه اب میخورد تا بخابه و خیلی سخت بود تا صبح که نه خودش نه من خواب نداشتیم از انطرفم ۳ مرتیه پوشکش عوض میکردم اخرم خیس میکرد
تصمیم گرقتم ازش بگیرم ۱ روز دیگه تدادم بهش ولی خیلی اذیت بود نااروم دیگه موقع خواب باباش گفت باید بدی اینجوری بچه لجباز میشه دادم و شبها بدتر کرد دیگه جمعه صبح پاشدم نوادچسب سیاه زدم به شیشه گفتم وای شیشه اوخ شده وای باید بندازیش مامان پسرم هی میگفت اه اه و انداختش تو سطل تو روز چند بار میگفت اه شده میگفتم ا ه هر دفعه میرفت میدید شب ولی دیگه روز نتونست بخوابه چون شیشه نخورد خوابش نبرد شب میخاست که هی بهش گفتم اوخ اوخ دیگه خوابید نصف شب پاشد بد گریه کرد دیگه یه شیشه دیگه دادمش ولی زود خابید دیروز اصلا ندادمش دیشب خیلی خوب خابید
تجربه م گفتم اگه مثل من اذیتین استفاده کنید
مامان جذابم👀❤️ مامان جذابم👀❤️ ۲ سالگی
سلام تجربه من از شیر گرفتن پسرم

پسرم کامل شیرخشکی بود تا یک سالگی مرتب میدادم یک سال و یک ماه بهش شیر پاستوریزه دادم اینم بگم شیر شبشو از ۸ ماهگی کم کم کامل قطع کردم اون یک سال ‌و یک ماهگی که شیر پاستوریزه رو شروع کردم فقط روزا بود تا یک سال ‌و دو ماه بهش پاستوریزه دادم بعد یه قوطی شیر خشک گرفتم نان دیدم بدجور بچه یبوست شد دیگه دوباره پاستوریزه رو شروع کردم بهش ماست و پنیرم میدادم تا یک سال و ۵ ماه دیدم بچه بدجور به شیشه وابسته شده مدادم روزا در حال مکیدن بود غذا نمیخورد فق شیشه دیگه تصمیم گرفتم ازش بگیرم دیگه موقعی که شیر میخواست سرگرمش میکردم نخود و کشمش میدادم یا خوراکی‌های مجاز فقط بگم تا یه هفته موقع خواب اذیت میکرد ولی صبر میخواد شیشه شیر هاشو هم قائم کردم گفتم سگ کوچولو چو چو اومده برده😂
دیگه کم کم خودش نخواست الان بچه من راحت چندین ماه از شیر گرفتمش واقعا آدم راحت میشه بچه بهترم غذا میخوره بازی میکنه قبلش فق شیشه به دست بود
مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول
مامان دخملی👧🏻🍓 مامان دخملی👧🏻🍓 ۱ سالگی
سلام مامانا تجربه من واسه از شیرخشک گرفتن اینجوری شد که
من داشتم به روش تدریجی شیرشو کم میکردم و واقعا هم موفق شده بودم یهو نمیدونم چرا از دوماه پیش درخواست شیرش زیاد شد جوری که حتی از قبل اینکه شروع کنم روند کاهش تدریجی شیرشو هم بیشتر شیر میخواست شب قبل خواب یه عالم چندبار طی شب کلی صبح و برای هرخواب چ ظهر چ شب داستان ها داشتیم بدغذایی به اوج رسید و نگران دندون هاش بودم ولی از از شیر گرفتن میترسیدم واقعیتش دختر من بسیار بچه لجبازیه خلاصه این داستان ۲ ماه اعصاب برا من و همسرم نذاشته بود تا اینکه از ۳/۴ روز پیش یهو وارد فاز صبحونه رو نمیخورم شیر بده ناهارو دوست نداشت شیر بده و.... شد خلاصه طی روز هرموقع احساس گرسنگی میکرد فقط شیر میخواست و دیگه از فاز شیر موقع خواب خارج شدیم دیروز ظهر دیگه طاقتم به سر رسید و بعد اینکه ناهار نخورد و لج شیر گرفت شیر درست کردم ولی توش آبلیمو ریختم و بعد اینکه یکم چشید غر زد گفتم شیرت اخ شده مامان شیر خواست باز دوباره جلو چشمش شیر درست کردم قایمکی باز آبلیمو ریختم و چشید گفتم خراب شده شیر مامانی خلاصه اصلا باورم نمیشه اونقدر که فکر میکردم لجبازی نکرد دیروز هم با کلی راه رفتن تو خونه تو بغلم خوابید شب هم همین طور الانم از صبح بیرون بردمش و خسته شد سریع خوابید ولی از شیشه نتونستم فعلا بگیرم و تو شیشه آب میخواد خلاصه سومین خواب بدون شیرو گذروندیم و خودشم میگه مامان شی شی اَخ؟ میگم اخ قانع میشه
حالا بزرگواران شیشه رو چجوری بگیرم موقع خواب آب میخواد تو شیشه که میک بزنه بخابه
مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
میبینم که هنوز ۲۴ساعت از تاپیک قبلیم نگذشته که گفته بودم نمیخوام تا اطلاع ثانوی حامی رو از شیشه شیر بگیرم که امروز استارت ترک شیشه شیرو زدم😏😅😅
امروز صبح که از خواب بیدار شد یه کم علایم سرماخوردگی داشت ابریزش بینی و سرفه گفت مامان جی جی🥺 با اینکه شیر صبح قبل صبحونه اصلا تو برنامه ی غداییمون نیست ولی دیدم بچه گلوش گرفته و حالش خوب نیست گفتم اول صبحی یه کم مایعات گرم بخوره بد نیست ولی چون تو برنامه شیر خوردنش نبود یک شیر خشک بسیار بی مزه تو شیشه شیرش درست کردم کلا دوپیمونه شیرخشک با ۱۲۰سیسی اب جوش که حامی تا خورد گریه کرد گفت نه بعدی بعدی😅این بعدی تیکه کلامشه،یعنی ازین خوشمان نیامد شیشه شیر بعدی رو بده😁 منم دیدم برای اولین بار تو این عمر دوسالشه که داره شیشه شیرو پس میزنه و دوست نداره سریع فرصت رو مغتنم شمردم و گفتم مامان راست میگی بد مزه ست بزا برات چایی شیرین خوشمزه با نبات درست کنم خوبه؟یا اب پرتغال دوست داری؟خوشحال شد و گفت چایی نبات 😏
منم سریع براش یک چایی نبات شیرین تر از همیشه درست کردم(البته من درحد چند قطره چایی میریزم و همه لیوانش اب جوشه)و سریع رفتم سرچ کردم کارتون ترک شیشه شیر که فقط یک کارتون کوتاه ۲دقیقه ای تو یوتوب دیدم پیدا کردم که گورخره بزرگ شده بود و به مامانش میگفت دیگه شیشه شیر نمیخواد و میخواد تو لیوان بچه بزرگا شیر بخوره،این ویدیو رو باهم دیگه ۱۰باری دیدم و من هربار براش توضیح میدادم که مثل شما که بزرگ شدی و دیگه شیشه شیر نمیخوای دیدی جقدر بد مزه بود😬(رفیق بی کلک مادر😅)
ادامه کامنت اول