سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول

تصویر
۱۰ پاسخ

ولی شبا چون شیرخشک براش درست میکردم تو هیچی نمیخورد امشبم که کلا گفت درست نکن و آب خوردیم و مسواک زدیم و لالا🥺❤قربونش بشم
مهم ترین کاری که تو این سه روز کردم این بود که بیشتر از همیشه در آغوش گرفتمش و بوسیدمش هرچی خواست سریع براش فراهم میکردم میدونستم داره روزای سختی رو میگذرونه 🥲دوساله که شیشه شیرش جزو روتین زندگیش بوده و بچه ی منم کلا عاشق شیشه شیرش بود،🐣
براش خوراکی خریده بودم و تو این چند روز بیشتر از قانون هرروزش اجازه دادم کارتون ببینه و سعی کردم مایعات بهش بیشتر بدم(اب سیب و اب پرتغال خونگی،شیر موز و.. براش درست میکردم)
فقط امروز خودم pmsم بودم نتونستم مثل دوروز قبل صدمو براش بزارم ولی خداروشکر خودش امروز آروم تر بود
امیدوارم فردا براش راحت تر از روزای قبل باشه و زودتر عشق سابقشو فراموش کنه🥲

بمظرم ک بذار شیشه بخوره
والا بچه هایی ک‌شیشه میخورن خیلی دیر تر از شیشه میگیرن

الهی بگردم خیلی سخته منم باید شروع کنم از شیشه بگیرم ولی خیلی میترسم چون پسرم بشدت وابستس😭

چقدر عالی آفرین مامان تو میتونی
چند وقتشه
منم می‌خوام از شیر بگیرمش ولی منم دلم برای بغل کردنش و خیلی چیزا تنگ میشه حس میکنم نمیتونم مثل تو قوی باشم

بنظرم با نی طعم دار هم امتحان کنین شاید جواب بگیرین

عزیزم یکماه دیگه وقت داشت🥲من شاید تا دو سال و چند ماه بدم

میگم چی میشه مگه شیشه رو ازشون نگیریم همون آبو توشیشه بخورن

عزیزم چ مامان مهربونی 🥲

احسنت ادامش لطفا فردا بزار چون منم در پیش رو دارم که دخترمو از شیشه شیر بگیرم🥺

عزیزدلم ان شاالله موفق باشی
منم امروز شیر پاستوریزه ریختم تو قمقمش نخورد تو لیوان و نی گذاشتم نخورد اخرش ریختم تو شیشه شیرش بدو رفت خورد🫠

سوال های مرتبط

مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
میبینم که هنوز ۲۴ساعت از تاپیک قبلیم نگذشته که گفته بودم نمیخوام تا اطلاع ثانوی حامی رو از شیشه شیر بگیرم که امروز استارت ترک شیشه شیرو زدم😏😅😅
امروز صبح که از خواب بیدار شد یه کم علایم سرماخوردگی داشت ابریزش بینی و سرفه گفت مامان جی جی🥺 با اینکه شیر صبح قبل صبحونه اصلا تو برنامه ی غداییمون نیست ولی دیدم بچه گلوش گرفته و حالش خوب نیست گفتم اول صبحی یه کم مایعات گرم بخوره بد نیست ولی چون تو برنامه شیر خوردنش نبود یک شیر خشک بسیار بی مزه تو شیشه شیرش درست کردم کلا دوپیمونه شیرخشک با ۱۲۰سیسی اب جوش که حامی تا خورد گریه کرد گفت نه بعدی بعدی😅این بعدی تیکه کلامشه،یعنی ازین خوشمان نیامد شیشه شیر بعدی رو بده😁 منم دیدم برای اولین بار تو این عمر دوسالشه که داره شیشه شیرو پس میزنه و دوست نداره سریع فرصت رو مغتنم شمردم و گفتم مامان راست میگی بد مزه ست بزا برات چایی شیرین خوشمزه با نبات درست کنم خوبه؟یا اب پرتغال دوست داری؟خوشحال شد و گفت چایی نبات 😏
منم سریع براش یک چایی نبات شیرین تر از همیشه درست کردم(البته من درحد چند قطره چایی میریزم و همه لیوانش اب جوشه)و سریع رفتم سرچ کردم کارتون ترک شیشه شیر که فقط یک کارتون کوتاه ۲دقیقه ای تو یوتوب دیدم پیدا کردم که گورخره بزرگ شده بود و به مامانش میگفت دیگه شیشه شیر نمیخواد و میخواد تو لیوان بچه بزرگا شیر بخوره،این ویدیو رو باهم دیگه ۱۰باری دیدم و من هربار براش توضیح میدادم که مثل شما که بزرگ شدی و دیگه شیشه شیر نمیخوای دیدی جقدر بد مزه بود😬(رفیق بی کلک مادر😅)
ادامه کامنت اول
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
از تجربه شیشه خوردن پسرم بگم شاید بدردتون خورد
پسرم من شیر تیر ماه بود یه روز دیگه نگفت میخام منم ندادم کلا شیر تمام شد پسرم شیر خشکی بود
ولی بشدت با شیشه شیرش اب میخورد جوری که من تا صبح یه پارچ کنارم بود و عبن دوران نوزادی هر ۲ ساعت بیدار بودیم حتی موقع خوابم ۴ تا شیشه اب میخورد تا بخابه و خیلی سخت بود تا صبح که نه خودش نه من خواب نداشتیم از انطرفم ۳ مرتیه پوشکش عوض میکردم اخرم خیس میکرد
تصمیم گرقتم ازش بگیرم ۱ روز دیگه تدادم بهش ولی خیلی اذیت بود نااروم دیگه موقع خواب باباش گفت باید بدی اینجوری بچه لجباز میشه دادم و شبها بدتر کرد دیگه جمعه صبح پاشدم نوادچسب سیاه زدم به شیشه گفتم وای شیشه اوخ شده وای باید بندازیش مامان پسرم هی میگفت اه اه و انداختش تو سطل تو روز چند بار میگفت اه شده میگفتم ا ه هر دفعه میرفت میدید شب ولی دیگه روز نتونست بخوابه چون شیشه نخورد خوابش نبرد شب میخاست که هی بهش گفتم اوخ اوخ دیگه خوابید نصف شب پاشد بد گریه کرد دیگه یه شیشه دیگه دادمش ولی زود خابید دیروز اصلا ندادمش دیشب خیلی خوب خابید
تجربه م گفتم اگه مثل من اذیتین استفاده کنید
مامان امیرعلی وآریا مامان امیرعلی وآریا ۲ سالگی
خدارو شکر منم اریا رو از شیشه شیر گرفتم....ولی خداییش یه اتفاق خیلی باور نکردنی باعث شد وگرنه من میخاستم از دوسالگی بگیرم....من چهارشنبه ها میرم خونه ی مامانم وپیشش میمونم...چون این سری برف زیاد بود تو مسیر ماشین نبردمو باآژانس رفتم....یه مسیری رو هم پیاده رفتیم چون ماشبن نمیشد بره کوچه پربرف بود...تو کوچه انگاری بهم الهام شد شیشه شیر نیست ...اونو گذاشته بودم توجیب بغل کیف اریا....نگاه کردم دیدم نیست ..این ور اون ور....نبود...شبم بود دیگه ول کردم رفتم خونه مامانم....به شوهرم زنگ زدم گفتم از آژانسیه بپرسه ببینه تو ماشین افتاده بیاره بده....اونم عصبانی شد که گیجی واین حرفا....منم از خدا خواسته گفتم عیب نداره دوماه دیگه یاالان....خواهرم اما شیشه شیر دخترشو داد تا یه موقع اگه شب اذیت کرد بهش بدم...تا۲ شب بازی کردو موقع خواب حسابی بهش غذا دادمو خواست بخابه گفت شیرررر.....گفتم شیشه تو پیشی برده بیا توولیوان بهت بدم بخور....اون خوردو ما تشویقش کردیم...خوشش اومده بود ..بالاخره به هر زحمتی بود خوابید .فقط صبح تو خواب باز،شیر خواست گفت نیست پیشی برده....دوباره خوابید..هروقت شیر خواست تو لیوان بهش دادم ولی دوقلپ بیشتر نخورد...الانم سه روز که خدارو شکر عادی شده براش..اما وقتی شیر میدم پس میزنه وبجاش آب میخاد..فقط یکم موقع خواب اذیت میکنه جون عادت داشت با شیشه میخابید نه روی پا نه چیز دیگه...خدا کنه همین جوری راحت هم از پوشک بگیرمش...هرچند میبرم جیش میکنه ولی بلد نیست بگه جیش دارم هی باید خودم ببرم....😘😘