سلام مامانا تجربه من واسه از شیرخشک گرفتن اینجوری شد که
من داشتم به روش تدریجی شیرشو کم میکردم و واقعا هم موفق شده بودم یهو نمیدونم چرا از دوماه پیش درخواست شیرش زیاد شد جوری که حتی از قبل اینکه شروع کنم روند کاهش تدریجی شیرشو هم بیشتر شیر میخواست شب قبل خواب یه عالم چندبار طی شب کلی صبح و برای هرخواب چ ظهر چ شب داستان ها داشتیم بدغذایی به اوج رسید و نگران دندون هاش بودم ولی از از شیر گرفتن میترسیدم واقعیتش دختر من بسیار بچه لجبازیه خلاصه این داستان ۲ ماه اعصاب برا من و همسرم نذاشته بود تا اینکه از ۳/۴ روز پیش یهو وارد فاز صبحونه رو نمیخورم شیر بده ناهارو دوست نداشت شیر بده و.... شد خلاصه طی روز هرموقع احساس گرسنگی میکرد فقط شیر میخواست و دیگه از فاز شیر موقع خواب خارج شدیم دیروز ظهر دیگه طاقتم به سر رسید و بعد اینکه ناهار نخورد و لج شیر گرفت شیر درست کردم ولی توش آبلیمو ریختم و بعد اینکه یکم چشید غر زد گفتم شیرت اخ شده مامان شیر خواست باز دوباره جلو چشمش شیر درست کردم قایمکی باز آبلیمو ریختم و چشید گفتم خراب شده شیر مامانی خلاصه اصلا باورم نمیشه اونقدر که فکر میکردم لجبازی نکرد دیروز هم با کلی راه رفتن تو خونه تو بغلم خوابید شب هم همین طور الانم از صبح بیرون بردمش و خسته شد سریع خوابید ولی از شیشه نتونستم فعلا بگیرم و تو شیشه آب میخواد خلاصه سومین خواب بدون شیرو گذروندیم و خودشم میگه مامان شی شی اَخ؟ میگم اخ قانع میشه
حالا بزرگواران شیشه رو چجوری بگیرم موقع خواب آب میخواد تو شیشه که میک بزنه بخابه

۶ پاسخ

ن ی دفعه ناراحتش نکن ببر براش ی لیوان نی دار به انتخاب خودش بگیر هر موقع خواست بگو تو لیوانت بدم ذوق می‌کنه میخوره

پسر من الان دقیقا تو این حالته غذا خوردنش خیلی بد شده صبحانه که عملا با زور بیشتر از دو سه لقمه نمیخوره در طول روز هم هر وقت یه کم احساس گرسنگی میکنه شیر میخواد اگه ندم کلی جیغ و گریه پشت سرش داره
موقع خواب هم بااااید حتما شیر باشه منم ظهر سر شیشه اش رو یه کم شربت سرماخوردگی زدم و چون متنفره از طعمش یه کم نق زد بعد بدون شیر گرفت خوابید

باورت میشه لیوان گرفتن تو دستش بلد نبود همش شیشه دستش بود

سرشیشه رو ببر با چاقو

شیشه رو بزن جلو چشمش بشکن جاری من هر کار کرد نشد هر چی میخورد تو شیشه باید میخورد جلو چشمش شکست دیگه هم تموم شد رفت یکم بهونه می‌گرفت ولی گذشت

تلخک بزن دوروزه شیشه رم دیگه نمیخواد 😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان دخترکم🌻 مامان دخترکم🌻 ۲ سالگی
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع از شیر گرفتنه و طولانیه 😊
اینو هم برای بعدهای خودم مینویسم هم اگه کسی خواست از این تجربه استفاده کنه
من زینبم رو از شیر گرفتم و راحت تر از چیزی بود که تصورش رو میکردم
تقریبا یک ماه شد و یک روز و نیم هست که دیگه لب به شیر نزده
دختر من حتی موقع خواب هم با شیر می خوابید و از زمان خوابیدنش تا صبح که بیدار بشه تقریبا ۴ بار شیر می خورد 🥴
و در طول روز هر موقع که حوصلش سر میرفت میومد سراغم و اصلا شیر خشک رو به عنوان کمکی قبول نکرد
دو هفته طول کشید تا شیر روز به طور کامل قطع بشه خیلی به تدریج وابستگیش به شیر روز کم شد
هر موقع طلب میکرد بهش پیشنهاد جایگزین میدادم با بازی و میوه و بستنی خونگی و قدم زدن و کتاب خوندن و.... مشغولش میکردم هفته سوم به دلایل مشغله فردی تثبیت همون شیر روز رو داشتم و با شروع هفته چهارم موقع خواب ظهر کنارش دراز کشیدم و براش قصه خوندم و گفتم شما دیگه بزرگ شدی باید بدون شیر مامان بخوابی و بعد از بیدار شدن یه جایزه داری و به طور غیر قابل باوری سرشو برگردوند و خوابید 😍
بعد از دو روز خواب ظهر بدون شیر رفتم سراغ خواب شب و هر وقت بهونه شیر میگرفت براش شیر و موز و عسل رو توو شیشه شیر به عنوان جایگزین میدادم
بارها تکرار میکردم که باید با شیر مامان خداحافظی کنیم و کاملا آماده بود دیروز با شیرا خداحافظی کردیم و امروز با یه مینی کیک و شمع 🎂پیش مامان جون و بابا جونش جشن گرفتیم و پرونده شیر دادن تموم شد
البته الانم شب با غر بیدار میشه و می خواد که بغلش کنم 🫂ولی چند ثانیه بعد از بغل دوباره می خوابه
مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن‌.
من شیر روز سپهر رو تو ۱۵ ماهگی طی یه هفته قطع کردم ،چون خوب غذا نمی‌خورد و بعد قطع شیر روز
اشتهاش خیلی بهتر شد.
۱۱ روز پیش شروع کردم برای قطع شیر شب.
سپهر شبا قبل خواب باید شیر می‌خورد و یبارم حدود ساعت ۴ ۵ صبح.
شب اول و دوم اذیت نشد
ولی شب سوم یه ساعتی گریه کرد
بی قراریش هم بیشتر به خاطر این بود که بیدار نمیشد
بعد اینکه بیدار شد یکم کره با نون خورد
یکم بستنی
بعدش یکم با گوشی سرگرم کردم و خوابید
اما چند بار بیدار شد و باز گریه و ما شب سوم رو به سختی گذروندیم.
شبای بعد طوری تنظیم میکردیم که قبل خواب حتما چیزی بخوره و غذاهاش هم در طول روز نفاخ نباشه که شب تو خواب اذیتش کنه ..
چند شب بیدار شد و درخواست تخم مرغ کرد
منم پختم و خورد و خوب خوابید
الان چند شبه که قبل خواب درخواست تخم مرغ میکنه و میپزم میخوره و تا صبح خوب میخوابه ..
شب سوم که اذیت شد همسرم طاقت نمیاورد میگفت شیر بده ولی من مقاومت کردم ..
از اون روزی که قطع شده
هم خوش اشتهاتر شده و هم دستشویی رفتنش نظم خوبی گرفته و امیدوار شدم بتونم طی چند ماه اگه به همین نظم بود از پوشک هم بگیرم .